کد خبر: 113747
A

محمد درویش، رئیس کمیته محیط زیست یونسکو و فعال محیط زیست درباره چشم انداز بحران آب در ایران می گوید: ما به ته دیگ رسیده ایم چند سال از ذخایر استفاده کردیم ولی امروز چیزی از ذخایر نمانده است. وقتی خوزستان بی آب می شود یعنی مساله بسیار جدی است. اگر چیدمان توسعه را به سرعت تغییر ندهیم دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهیم داشت

به گزارش دیده بان ایران؛ محمد درویش، رئیس کمیته محیط زیست یونسکو و فعال محیط زیست درباره چشم انداز بحران آب در ایران می گوید: ما به ته دیگ رسیده ایم چند سال از ذخایر استفاده کردیم ولی امروز چیزی از ذخایر نمانده است. وقتی خوزستان بی آب می شود یعنی مساله بسیار جدی است. اگر چیدمان توسعه را به سرعت تغییر ندهیم دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهیم داشت.

متن گفت وگو با آقای مهندس درویش را می خوانید:

-در مورد مساله بحران آب و خشکسالی در ایران بحث زیادی شده و کارشناسان مسائل متعددی را عنوان کرده اند. آنچه ما به دنبال پاسخ آن هستیم این است که بعد از چند دهه خشکسالی آیا می توان گفت این وضعیت قابل پیش بینی بود؟ آیا دانش مرتبط با خشکسالی در کشور ما وجود دارد و این شرایط قابل بررسی است؟

دست کم در ۵۲ سالی که آمار دقیق بارش و مساله هواشناسی قابل بررسی است کل کشور معمولا در حالت خشکسالی بود و به ندرت بارندگی ها از میانگین بیشتر بود. کشور ما در شرایط خشکی قرار دارد و ۸۹.۷٪ از خاک ایران اقلیم فراخشک و خشک و نیمه خشک است. بنابراین واقعیت سرزمین ما همین است و خشکسالی بر کشور ما حاکم است. کسانی که خشکسالی را انکار می کنند و براساس چند سال استثنایی که بارندگی بیشتر بوده برنامه ریزی می کنند، هیچ فهمی از واقعیت های کشور ندارند.

-پس اساسا قابل پیش بینی است؟

بله

-وضعیت ایران از این نظر چطور بود و در آینده چگونه خواهد بود؟

 

بارندگی در ایران به طور متوسط یک سوم میانگین جهانی است و تبخیر آن دو تا سه برابر بیشتر از میانگین جهانی است. ما در عرض ۲۵ تا ۴۰ درجه نیمکره شمالی قرار گرفته ایم و این عرض کمربند خشک جهان است، بنابراین باید نوعی از سیاست توسعه را اعلام می کردیم که کمترین وابستگی به آب وجود داشت و اقتصاد کشور به آب وابسته نبود؛ مثل کاری که امارات انجام داد. در این کشور چه بارندگی باشد و چه نباشد تغییری در اقتصاد این کشور بوجود نمی آید چون روی بارندگی حسابی باز نکرده اند و خردمندی این بود که با توجه به آگاهی از واقعیت به این سمت می رفتیم و اجازه نمی دادیم کار به اینجا بکشد. اما ما به بهانه افزایش صادرات غیرنفتی به سمت وابستگی به آب و خاک رفتیم. اراضی کشاورزی را افزایش دادیم و این نه تنها به معنی تامین مایحتاج کشور بود بلکه ادعای صادرات آب مجازی کردیم. محصولات کشاورزی چون پسته و سیب و… صادر شد این یک خطای راهبردی بود که مرتبا مرتکب شدیم. اشتباه دیگر احداث صنایع آب بر بود؛ یعنی صنعت سیمان و پتروشیمی و فولاد و اتم. صنعت فولاد هفت برابر سایر صنایع آب می برد. اتم هفت برابر فولاد آب می برد و ما به سراغ صنایعی رفتیم که با واقعیت های اقلیمی کشور ما در تضاد بود. خطای دیگر این بود که چنین صنایعی را به جای احداث در حاشیه دریا در قلب کشور و در مناطق کویری مستقر کردیم. حتی نیروگاه نطنز و فوردو به جای احداث در صنایع جنوبی به جایی رفت که فکر می کردیم امنیت دارد. درحالیکه در دنیای امروز هر نقطه ای را می توانند بزنند. در طول ۱۴ سال گذشته تنها ۷۴ میلیارد متر مکعب یعنی به اندازه سه دریاچه ارومیه بیش از آنچه آب ورودی داشته باشیم از سفره های زیرزمینی آب برداشت کرده ایم و این سبب شده ایران رکورد فرو نشست زمین را از آن خود کند و بالاترین نرخ فرسایش خاک را داشته باشیم. امروز ایران یکی از ۵ کشور اول دنیا در شتاب بیابان زایی است.

-با این وجود معتقدید در آینده در طرح های توسعه صنعت و کشاورزی نباید روی آب حساب کرد؟

بله؛ آب زیر ساخت توسعه است، آب باید برای ما بماند تا بتوانیم به زندگی دوام ببخشیم. هر جایی که بخواهید بروید اول باید ببینید آنجا آب هست یا نه؟! نباید به آب به چشم نفت نگاه کرد، این یک خطای بزرگ است. ما باید به سراغ صنایعی برویم که میزان آب بری کمتری دارند. بسیاری از کشورهای همسایه به ایران می آیند تا اعمال جراحی خود را در ایران انجام بدهند این منبع درآمد خوبی برای کشور است. پیش بینی می شود ۷میلیارد دلار در سال از محل توریسم پزشکی درآمد داشته باشیم، امروز این کار خردمندانه در اصفهان و برخی مراکز استان ها انجام می شود. یعنی نزدیک به ده برابر درآمدی که از طریق کشاورزی در استان اصفهان به دست می آید. باید به سراغ انرژی خورشیدی و بادی رفت و با فروش برق در کشوری که این بالاترین مزیت نسبی آن است مشکلات خود را با عراق و افغانستان حل کنیم. این کار درآمد پایداری برای کشور به همراه می آورد. ما باید به سراغ تقویت زیر ساخت ها در حوزه گردشگری تفریحی و تاریخی و فرهنگی برویم، همچنین استفاده از مزیت ایران برای جمهوری های آسیای میانه که ما تنها راه دسترسی این کشورها به آب های آزاد هستیم.

-پس عقیده دارید روند توسعه در دهه های اخیر آینده نگر نبود، ادامه این روند را چگونه پیش بینی می کنید؟

بسیار خطرناک خواهد بود؛ ما به ته دیگ رسیده ایم چند سال از ذخایر استفاده کردیم ولی امروز چیزی از ذخایر نمانده است. وقتی خوزستان بی آب می شود یعنی مساله بسیار جدی است. اگر چیدمان توسعه را به سرعت تغییر ندهیم دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهیم داشت.

-امروز برای آینده چه باید کرد؟ آیا می توان سدها و کارخانجات را تخریب کرد یا منتقل کرد؟

 

ما نمی توانیم سدهای ساخته شده و طرح های انتقال آب را که براساس نیاز انجام شده یا کارخانجات احداث شده را جابه جا کنیم. کاری که می توان کرد این است که تعداد این موارد را بیشتر نکنیم. امروز ۴ میلیارد متر مکعب طرح انتقال آب از سرشاخه های رودخانه های منتهی به خوزستان اجرا شده و چهار میلیارد در حال اجرا است حداقل دیگر این ها را به اتمام نرسانیم. امروز چیزی دور و بر چهل کارخانه تولید آهن و فولاد در پیرامون مناطقی چون یزد و سمنان و کرمان و خراسان جانمایی شده است، این ها نشان می دهد از گذشته عبرت نگرفته ایم اما باید جلوی این ها را گرفت. نکته دیگر اینکه امروز در فولاد مبارکه اصفهان در فرایند تولید آهن به فولاد در هر ساعت ۱۰۰۰ متر مکعب آب مصرف می شود در صورتی که استاندارد آن ده متر مکعب است ما به جای ده متر هزار متر مصرف می کنیم یعنی راندمان مصرف آب در بخش صنعت به دلیل فرسوده بودن تکنولوژی‌ ما خوب نیست و حداقل این است که به سمت بهینه کردن برویم. آمار هایی که در این مورد منتشر می شود متناقض است. وزارت نیرو می گوید کشاورزی ۹۰٪ مصرف می کند ۸٪ آب شرب و ۲٪ صنعت است. در صورتی که کشاورزی خود اعلام کرده ۷۰٪ مصرف می کند. به نظر می رسد ۸۰٪ برای بخش کشاورزی منطقی تر است اگر ۱۱.۵٪ به شرب اختصاص بدهیم ۸.۵٪ سهم صنعت است. ۸۰٪ به کشاورزی داده می شود درحالیکه راندمان کشاورزی ما بسیار پایین است. اگر کشاورزی ما به اندازه کافی سردخانه داشت و سیستم بسته بندی محصول درستی داشت و آبیاری بروز بود با نیمی از همین آب این تولید را داشتیم. مشکل ما کمبود آب است. ما طرح های آبیاری قطره ای پر فشار را برای صرفه جویی در آب راه اندازی کردیم اما نه تنها در مصرف آب صرفه جویی نشد بلکه وسعت زمین های کشاورزی ما بیشتر شد و همان آب که سهم کشاورزی بود حفظ شد و به جای یک هکتار دو هکتار را آبیاری کردند.

-برخی عقیده دارند در بخش کشاورزی محصولات آب بر را وارد کنیم و مدل کشاورزی را تغییر بدهیم. این کار احتمال از بین رفتن بخشی از مشاغل حوزه کشاورزی را مطرح می کند، همانطور که امروز معترضان در خوزستان اعلام می کنند شغلی ندارند و منبع درامدی ندارند..

 

کشاورزی زمانی باید محدود شود که شغل جایگزینی وجود داشته باشد، صحبت از کم‌کردن تولید نیست، صحبت از ارتقای نرم افزاری است. با نصف این آب هم می توان همینقدر تولید داشت ،می توان به سمت کشت گلخانه ای رفت. در اسپانیا حجم کشاورزی یک پنجم ایران است ولی تولیدی دو برابر ایران دارد مشکل ما مساله کمبود آب و زمین نیست بلکه مساله کمبود خرد است.

-اگر تنش آب در استان های درگیر ادامه پیدا کند، چه تبعاتی در انتظار کشور است؟

خوشبختانه یا بدبختانه تبعات این مساله را امروز به صورت اعتراض و افزایش تنش و کاهش سرمایه اجتماعی و کاهش سرمایه گذاری و افزایش تقاضای مهاجرت می بینیم. ده هزار معلم استان خوزستان را ترک کرده اند ده هزار معلم دیگر می خواستند استان را ترک کنند که به آنها اجازه داده نشد. این مناطق خالی از سکنه می شود و به استان های پر آبی مثل گیلان و مازندران فشار خواهد آمد و آنجا هم با بحران روبرو می شود./ شفقنا

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر