کد خبر: 68017
A

مشکل این است که تعیین تکلیف پروژه ها در برابر قانون مانع زد و بند و معامله آنها با آبسالاران می شود در حالی که این گروه ها در واقع همپیمانان رسمی همدیگر در تخریب محیط زیست کشور هستند، اینها نمی خواهند پروژه گلاب و یا کوهرنگ سه در دستگاه قضا رسیدگی شود چون می خواهند از قبل این معامله و با بهره گیری از فضا سازی رسانه ایی پروژه فاقد مجوز محیط زیستی بن- بروجن به ازای بهره برداری از تونل گلاب و کوهرنگ ۳ اجرا شود. نکته جالب توجه انکه در معادلات فراخوان دهندگان تجمع در چهارمحال بختیاری هیچ اسمی از تونل متخلفانه کوهرنگ سه نیست تا جایی که حتی حاضر نیستند این پروژه مورد ارزیابی مجدد زیست محیطی قرار بگیرد. در سوی دیگر ماجرا تاکید بر پروژه بن بروجن در حالی انجام می شود که طبق قوانین محیط زیستی ملی و بین المللی آقایان باید توضیح دهند که آب پروژه بن بروجن قرار است از کجا تامیین شود و آیا در این انتقال آب سهم مبداء رعایت می شود؟ اصولا سهم مبدا در کوهرنگ از آب زاینده رود چه میزان است؟

 
به گزارش دیده بان ایران ؛ یوسف فرهادی بابادی؛ عضو کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان در یادداشتی نوشت؛  وقتی از بحران آب سخن می گوییم و آن را تهدید درجه یک کشور قلمداد می کنیم، یعنی دیر زمانی از «عدم علاج» مسائل در کشور می گذرد و این موضوع ابتدا به «مسئله»، بعد به «موضوع کشمش سیاسی» و سپس به «موضوع تنش اجتماعی» تبدیل شده اند. به همین دلیل است که پشت هر بحرانی «سایه عدم شایسته سالاری» و «جنگ منافع» پیداست. 

 

 در این میان فعال شدن شکاف های اجتماعی دیگر مانند عدالت خواهی و آزادی خواهی، سبب می شود جریان های سیاسی، عدم شایسته گزینی را از «پدیده ای ساختاری در دل شیوه حکمرانی» به موضوعی جناحی تبدیل کنند و با محور قرار دادن مسئله مدیریت اداری و اجرایی کشور منافع خود را تعمیق ببخشند. غافل از آنکه  قانون اساسی کشور این امر را پیش از این شناسایی کرده است و با بحث «منع تداول ثروت» دولت را موظف به اجرای قانون کرده است. 

 

 مسئولین دولت ها و مدیران، وابستگان سیاسی اقشار انتخابی و انتصابی عملا با نگاهی منفعتی به قانون زمینه را برای تداول ثروت فراهم کرده اند و این مهم  از طریق به خیابان کشیده شدن تنش های ذی نفعان اقتصادی پروژه های بزرگ عمرانی ممکن شده است. ما معتقدیم  این نیروها به همین طریق  فضای عمومی  کشور را صحنه جنگ های نیابتی خود ساخته اند، نمونه اخیر آن لشکر کشی های خیابانی در اصفهان و چهارمحال بختیاری است. 

 

 به خیابان کشیدن مردم و فراخوان های سیاسی و فرصت طلبانه ذینفعان پروژه های عمرانی آب، در حالی است که این گروه ها پشت مردم و حکومت مخفی می شوند، در حالی که نه به منافع مردم پایبندی دارند و نه به قواعد حکومت پایبند هستند. به عنوان مثال در حالی که همین گروه ها با تلاش برای حذف هر نوع مخالفی عملا فعالان محیط زیستی که در جهت آنها نیستند را ضد حکومت و ضد انقلاب معرفی می کنند، تا به حال هیچ شکایت رسمی قانونی را علیه ظلم به مردمی که آنها را نمایندگی می کنند در مراجع قضایی تسلیم نکرده اند. گروه های انحرافی مذکور در حالی از مردم در چهارمحال بختیاری خواسته اند که به اعتصاب عمومی دست بزنند که بابت لغو تجمع قبلی خود نیز هیچ توضیحی نداده اند؛ از سوی دیگر این تجمع که دقیقا در زمان سفر وزیر نیرو استان است مانع لابی گروه های محیط زیستی واقعی با وزیر نیرو با اهداف محیط زیستی است.

 

 عدم تعهد فراخوان دهنده گان اعتصاب برای آب به معیارهای محیط زیستی از اینجا معلوم می شود که همه اصول کنش محیط زیستی در کارنامه آنها مخدوش است؛ از آنها بخواهید که بگویند اگر واقعا نظام و مکانیزم های آن را اثربخش می دانند توضیح بدهند چرا تا به حال شکایت حقوقی و یا کیفری علیه پروژه های انتقال آب و عوامل متخلف آن ترتیب نداده اند؟ مگر نه اینکه قانون فصل خطاب است؟

 

 مشکل این است که تعیین تکلیف  پروژه ها در برابر قانون مانع زد و بند و معامله آنها با آبسالاران می شود در حالی که این گروه ها در واقع همپیمانان رسمی همدیگر در تخریب محیط زیست کشور هستند، اینها نمی خواهند پروژه گلاب و یا کوهرنگ سه در دستگاه قضا رسیدگی شود چون می خواهند از قبل این معامله و با بهره گیری از  فضا سازی رسانه ایی پروژه فاقد مجوز محیط زیستی بن- بروجن به ازای بهره برداری از تونل گلاب و کوهرنگ ۳ اجرا شود.  نکته جالب توجه انکه در معادلات فراخوان دهندگان تجمع در چهارمحال بختیاری هیچ اسمی از تونل متخلفانه کوهرنگ سه نیست تا جایی که حتی حاضر نیستند این پروژه مورد ارزیابی مجدد زیست محیطی قرار بگیرد. در سوی دیگر ماجرا تاکید بر پروژه بن بروجن در حالی انجام می شود که طبق قوانین محیط زیستی ملی و بین المللی آقایان باید توضیح دهند که آب پروژه بن بروجن قرار است از کجا تامیین شود و آیا در این انتقال آب سهم مبداء رعایت می شود؟ اصولا سهم مبدا در کوهرنگ از آب زاینده رود چه میزان است؟

 

 این لشکر کشی های خیابانی و فراخوان اعتصاب ها از نظر فعالان واقعی محیط زیست نوعی رقابت برای تخریب منابع آب و محیط زیست است در حالی که ما می گوییم باید به قانون مراجعه کنیم، آنها می گویند مبنا «مصوبه دولت» است، معصومیت قانونی بخشیدن به مصوبات در حالی است که در قوانین جاری کشور اهرم های نظارتی بسیاری تعبیه شده است که رفتار خلاف قانون دولت نهایی و لازم الاجرا دانسته نشود و اگر این معصومیت بخشی بررسی شود خواهیم دید که چگونه نماینده در پایین دست آبی به مصوبه دولتی ارجاع می دهد که از اساس منتقد همان دولت بوده است. ما از خانه کشاورز، نظام صنفی کشاورزان و کمیته صیانت از آب استان چهارمحال بختیاری می خواهیم توضیح دهند بالاخره مبنای کنش آنها چیست؟ اگر به نظم جاری کشور اعتقاد دارند چرا به جای شکایت قانونی به خیابان می آیند، اگر به نظم موجود اعتقاد ندارند و آن را اثربخش نمی دانند چرا به مصوبه دولت ارجاع می دهند؟ 

 

 ما ضمن این که اعلام می کنیم هر تجمع خیابانی محق نیست، می گوییم عدم صدور مجوز قانونی برای تجمع نیز مبنای ناحق بودن مطالبات؛ اعتراضات و تجمعات مردم نیز نیست لذا از مسئولان اجرایی و قضایی می خواهیم کمیته تحقیق و تفحصی تشکیل شود تا مشخص شود هدایت این تجمعات در استانهای اصفهان و چهارمحال بختیاری از کجا و با چه اهدافی صورت می گیرد؟ باید مشخص شود که ریشه تجمعات در کجا نهفته است اینکه صرفا بگوییم این ها اقشار مردم هستند دلیل مردمی بودن جنگ های نیابتی ذینفعان انتقال آب نیست.

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

  • navidmaleki

    اقای فرهادی شما بر حق ترین جریان زیست محیطی موجود در کشور هستید.بقیه چیزی نمی فهمند و همه اقدامات انها غیرقانونی است

  • navidmaleki

    اقای فرهادی شما بر حق ترین جریان زیست محیطی موجود در کشور هستید.بقیه چیزی نمی فهمند و همه اقدامات انها غیرقانونی است

ارسال نظر