کد خبر: 20579
A

رای دهنده ایران امروز در انتخاباتی رای می دهد که شعارهای اقتصادی محور تبلیغات نامزدها شده اند. برای درک بهتر مفهوم این شعارها و اینکه آیا تحقق آنها در چهارچوب اقتصاد ایران و علم اقتصاد ممکن است. در چهارچوب تعاریف موجود از تولید ناخالص داخلی چند برابر شدن آن تنها در شرایط تورمی و برای تولید ناخالص داخلی اسمی ممکن است٬ که با وجود داشتن تاثیرات منفی بسیار اثر مثبتی بر اشتغال و یا کاهش نابرابری در جامعه ندارد

 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیده بان ایران،اصل اول مدیریت این است: برای موفقیت باید بتوان تغییرات را اندازه گرفت. مطالعه اقتصاد یک کشور و طراحی سیاستهای توسعه برای آن بدون تعریف شاخصهای کلانی٬ که همه ابعاد آنرا در نظر می گیرند٬ ممکن نیست. ولی این چگونه ممکن است وقتی در اقتصاد کالاهای مختلف با قیمتهای مختلف وجود دارند. در  مطالعه اقتصاد کلان دو بعد در ابتدا در نظر گرفته می شوند٬ اولی بعد کالاست و دومی بعد قیمت.
در بعد کالا هدف اندازه گیری میزان عرضه (تولید)  و تقاضا (مصرف)‌خدمات و کالاها در یک اقتصاد است. اما در یک اقتصاد محصولات مختلف و کالاهای مختلف تولید و مصرف می شوند. واحدهای اندازه گیری این کالاها و قیمت آنها متفاوت است. چطور می توان شاخصی داشت که تولید کل یک اقتصاد را در نظر می گیرد؟ تولید ناخالص داخلی ارزش بازار همه کالاهاییست که در داخل مرزهای یک کشور در یک سال برای اولین بار تولید می شوند. به عبارت دیگر تولید ناخالص داخلی = مجموع (قیمت کالا ضربدر حجم کالا)‌ برای همه کالاها یا خدمات تولید شده در آن اقتصاد. در این تعریف دو نکته حائز اهمیت است:‌
 
اول قیمت و ارزش کالا. قیمت  و ارزش کالا در بازار تعیین می شود و نه توسط آمارگیر یا مدیر اداری. بهترین مثال برای درک این نکته بهای نفت است. زمانیکه قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش پیدا می کند تولید ناخالص داخلی افزایش می یابد٬ چون ارزش نفتی که در داخل ایران تولید می شود٬ افزایش می یابد.
این ارزش بیانگر تحولات بازار است و نه محدود بودن منابع نفتی یا تجدیدناپذیر بودن آنها. بدون وجود بازار و مبادلات اقتصادی امکان اندازه گیری تولید ناخالص داخلی وجود ندارد. اینجاست که تقاضای کل٬ مجموع تقاضا برای خدمات و کالا در یک کشورٍٍ در تعیین تولید ناخالص داخلی مهم می گردد. نباید فراموش کرد که تولید ناخالص داخلی گرچه به واحد پول٬‌ ریال یا دلار یا یورو٬ گزارش می شود٬ نشاندهنده حجم کل کالاها و خدمات است. برای جلوگیری از تاثیر تورم در گزارش آن٬ معمولا از قیمتهای ثابت استفاده می شود. این تولید ناخالص حقیقیست که عبارت خواهد بود از تولید ناخالص داخلی حقیقی = مجموع (قیمت کالا در سال مبداء ضربدر حجم کالا در سال فعلی)‌ برای همه کالاها و خدمات.
هر افزایش یا کاهشی در تولید ناخالص حقیقی به معنای تغییر تولید است. حال آنکه تغییر در تولید ناخالص داخلی اسمی که برای محاسبه آن از قیمتهای روز استفاده می شود٫ می تواند ناشی از تورم و نه افزایش فعالیتهای تولیدی باشد. 
 
 
دومین نکته حائز اهمیت این است که برای محاسبه تولید ناخالص داخلی از کالاهای تولید شده برای اولین بار استفاده می شود. به این ترتیب بازارهایی که برای کالاهای دست دوم وجود دارند٬ در محاسبه تولید ناخالص داخلی به حساب نمی آیند و از این نظر تولید ناخالص داخلی شامل حجم کلیه مبادلات اقتصادی در یک جامعه نیست و حجم کلیه مبادلات از تولید ناخالص داخلی می تواند بیشتر باشد. این نکته بویژه از این لحاظ حائز اهمیت است که معمولا بازارهای بزرگی برای کالاهایی مانند خودرو٬ تجهیزات الکترونیکی٬ لوازم خانگی٬‌ کتاب٬ آثار هنری و غیره وجود دارند. فراموش نباید کرد که تولید ناخالص داخلی شاخص کل تولیدات است٬ در نتیجه شمردن یک ماشین پراید دست دوم  مدل ۹۱ که امسال معامله شده است٬ در واقع بازشماریست. به این ترتیب خرید و فروش خودروهای دست دوم جزء تولید ناخالص داخلی نیست٬‌ ولی فروش آگهی برای آنها یا ارائه خدمات خرید و فروش جزء تولید ناخالص داخلی به شمار می آید.
 
 
از این تعریف مختصر متوجه اهمیت نقش بازارها در رشد و افزایش تولید ناخالص داخلی می شویم. تسهیل مبادلات اقتصادی و گسترش بازارها باعث افزایش مبادلات و مهمتر از آن ارزشگذاری برای کالاها و خدماتی می شوند که در غیبت این بازارها امکان مبادله آنها وجود ندارد و نمی توان برای آنها قیمت گذاشت. مثال خوب این مفهوم را می توان در بازار آثار هنری یافت. در قیمت بازار حراج تهران جایی برای تلاقی عرضه و تقاضا برای آثار هنری وجود نداشت. در نتیجه بسیاری از آثار هنری بی ارزش به نظر می رسند. حال آنکه بعنوان نمونه در آخرین حراج یک نقاشی از سهراب سپهری به ۳ میلیارد تومان فروخته شد.
 
اگر این اولین عرضه این نقاشی بوده است و مالک قبلی آنرا هدیه گرفته بوده است این ۳ میلیارد تومان بعد از اصلاح شدن نسبت به قیمت ثابت و یا تقسیم با شاخص قیمت مصرف کننده٬ بخشی از تولیدناخالص حقیقی است. از سوی دیگر با توجه به آنکه معمولا تولید ناخالص داخلی شامل همه کالاها و خدمات تولید شده برای اولین بار می شود٬ افزایش ناگهانی آن بهیچوجه میسر نیست. نگاهی به اجزای تولید ناخالص داخلی:‌ مصرف خانوار٬‌ سرمایه گذاری٬ هزینه های دولتی و مازاد تجاری که صادرات منهای واردات است٬‌نشان می دهد که این عناصر هم بطور ناگهانی نمی توانند تغییر کنند.
 
معجزات اقتصادی که با توجه به تولید ناخالص داخلی تعریف می شوند٬ رویدادهایی هستند مانند رشد اقتصادی مثبت و پیوسته تولید ناخالص داخلی برای چندین سال متمادی.این رویدادها تنها با افزایش تقاضا برای صادرات کشور٫‌ تسهیل مبادلات و گسترش بازارها٬ به معنای تعریف عرضه و تقاضا در مبادلات گوناگون٫ ممکن هستند. در چهارچوب تعاریف موجود از تولید ناخالص داخلی چند برابر شدن آن تنها در شرایط تورمی و برای تولید ناخالص داخلی اسمی ممکن است. این افزایش نه به معنای افزایش اشتغال است و نه به معنای کاهش فقر یا نابرابری. -خبرآنلاین
کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر