کد خبر: 23195
A

اما از منظر بهینه کاوی مدلی برای توسعه کشور وجود دارد که باعث حرکت صحیح در مسیر تعالی، شکوفایی و نیز توانمندی کشور خواهد شد. باید حتما برای مدیریت یک مدل مفهومی و ذهنی داشت.

دیده بان ایرانمحمد رضا شیرزادی:  یکی  ازمعضلاتی که در جامعه ما گریبانگر توسعه کشور شده است، عدم اعتقاد به مباحث علوم انسانی و استفاده از روشهای اسلامی و ایرانی در این زمینه است. 

مدل مدیریتی ما سالیان زیادی است که به شکل استادی و شاگردی اداره میشود که البته جای ایراد ندارد، ولی انتخاب شاگردان است که جای اشکال دارد! این شاگرد ان عموما از طبقه ،گروه و یا دسته خاصی باید باشند تا بتوانند به عرصه مدیریتی ارشد کشور وارد شوند. 

 این خلاف تمام روشهای اسلامی و ایرانی و حتی بین المللی است. حمایت از این افراد آنقدر زیاد خواهد بود که عملا حتی کوچکترین نقدی به حذف نقاد از سیستم مدیریتی خواهد انجامید. بر این اساس عموما چون اعتقادی به علم مدیریت وجود ندارد، استادان مدیریت را هنر می دانند و البته آنان نیز فاقد هر گونه تخصص، برنامه، الگو یا مدلی هستند.

اما از منظر بهینه کاوی مدلی برای توسعه کشور وجود دارد که باعث حرکت صحیح در مسیر تعالی، شکوفایی و نیز توانمندی کشور خواهد شد. باید حتما برای مدیریت یک مدل مفهومی و ذهنی داشت. 

درتوسعه کشور چنانچه در اولین پله بخش کشاورزی نا دیده گرفته شود قطعا به بی راه رفته ایم. کشوری که نتواند از پس تهیه غذای مردم خود برآید قطعا در صنعت نیز دچار مشکل خواهد شد. در ابتدا حتما باید دید چه آموزشی متناسب کشورهایی مثل کشورما _که در حال توسعه _ است.

 درگام بعد باید مدیریت یکپارچه برنامه های جامع آب، نظام شایسته سالاری، تشکلها، بیمه ها، اتاق فکر، مدیریت دانش، تعیین ملاک ها و شاخصها برای ارزیابی ها ومتعاقبا ارزشیابی، با توجه به بستر و پیامدهای اجتماعی و نیاز کشور تنظیم شود. باید حتما اشتغال در روستاها مد نظر گرفته شود و در کنار آن به صنایع تبدیلی و تکمیلی توجه ویژه مبذول داشت.

 ازطرفی برای اشتغال زنان روستایی، تعاونیها با گرایش های مختلف از روستایی، عشایر، کشاورزان و گردشگری و ... باید برنامه و مدل اساسی و متعالی پیشنهاد کرد. 

آمایش سرزمین اهمیت ویژه ای در توسعه کشور خصوصا اولین پله یعنی کشاورزی دارد، بر اساس این مولفه ها حتما برنامه کشت یکپارچه و نیز ساماندهی اراضی کشاورزی، صنعتی وحمل و نقل  جایگاه خود را دارند. 

ارتباط منطقی بین مولفه ها و تشکیل رابطه سیستماتیک بین اجزاء می تواند این سیستم را به حرکت در آورد. استاندارها در ارزیابی ها ، کنترل و ممیزی زیر سیستم ها کارساز خواهند بود. یادگیری و توجه به متخصصین یقه آبی ، به روز کردن آنان و توانمندسازی ذینفعان و بوجود آوردن گفتمان مشترک از واجب اوجبات خواهد بود.

 سرعت، چابکی و چالاکی در اجرای برنامه و بوجود آوردن واحدهای ضربتی با استقرار سیستم کنترل پروژه مناسب، هم می تواند باعث اصلاح، پیشگیری از اشتباهات آتی و بهبود امور اجرایی و برنامه ریزی شود. باید ارزشهای جوامع ذیربط را احصاء کرد وبا تلفیق همه این موارد خواهیم توانست به یک الگو و متعاقبا یک مدل صحیح برسیم. 

در این مرحله آینده پژوهی معنا پیدا خواهد کرد. در صورت تدوین یک الگو و یک مدل است که می توانیم در شرایط متلاطم عملا بر روی محاسبات سوار شده و با استفاده صحیح و به موقع از ابزارمتناسب، مسیرتوسعه وبرنامه رشد در زیر مجموعه را کنترل، نظارت و اصلاح کرد.

در کنار این موارد ایجاد واحد اساسی با افراد کارآزموده برای مدیریت بحران می تواند اطمینان خاطر را برای ذینفعان به ارمغان بیاورد. شایان ذکر است اگر مسئولین ارشد کشور نیز به توسعه با این مدل اعتماد ،اعتقاد و باور داشته باشند و منابع درست را به موقع برای این الگو تهیه خواهند نمود چرا که مدل و محاسبات گویای همه چیز خواهد بود. 

این جاست که باید بخش تحقیقات نیزجامعه محور شود.ن باید از این بخش اقتصادی با نام  "کشاورزی" نام ببریم بلکه حتما باید بگوئیم "صنعت کشاورزی" یعنی باور کنیم که این بخش مهم بوده و باید روی اقتصاد آن در توسعه کشور به عنوان نیروی پیشران حساب باز کرد. 

برای نیروی پیشران نیز باید ورودی های مناسب تهیه کرد، این وردی ها باید از بستر اجتماعی و کف جامعه با نیاز سنجی و آینده پژوهی درست تدارک شود. بخش صنعت تحقیقات  و ترویج می توانند در تدارک این سیستم یکی از مولفه های اصلی و مهم باشند، که البته با رویکرد صنعتی و نه صرفا رویکرد علم محوری بلکه با نگاه بوجود آوردن دانش کشاورزی خصوصااز نوع کاربردی، که بتواند باعث ارزش افزوده در سرمایه گذاری مولفه تحقیقات شود بطوری که مستندات و تجربیات تواماهم افزایی ایجاد نمایند.

 ترویج کشاورزی و نوع تعاملات ایشان با جامعه هدف حائز تفکر بوده و نوع و شیوه تعاملی، برای انتقال دانش با توجه به مدلهای متعالی و کشورهای پیشرفته مورد بازنگری قرار گیرد. در حال حاضر در کشورهای توسعه یافته در رابطه با نوع الیاف لباس کشاورزان تحقیق میکنند و حتی به مسایل بهداشتی و نوع کلاه آنان برای حین کار فکر میشود. آیا این مسایل مهم هستند ؟ در ایران از وظایف چه دستگاهی است؟ وضعیت بیمه کشاورزان چگونه است ؟ آیا بیمه های روستایی، کشاورزان و عشایر می توانند برای این قشر مولد اطمینان خاطر ایجاد کند؟

 باید برای سطح ارتقاء سواد(کیفی و کمی) کشاورزان نیز برنامه اساسی داشت. البته از وظایف واحد های علمی کاربردی و پلی تکنیکال در ابتدای تاسیس همین بوده و شاغلین بخش نیز سهمیه مناسبی داشتند که به دلایل متخلف نیز مغفول ماند. در تمام این مدل و برنامه باید تابلوهای مدیریتی و اپلیکشن های مناسب تدارک دید و در دسترس کشاورزان، روستائیان و عشایر قرارداد و به دنبال آن بستر ICT   برای ارائه خدمات به این سیستم و مدل توسعه نیز نباید فراموش شود. 

با این اوصاف باید به نظام شایسته سالاری برگردیم و از مشاوران نخبه، جوان و خلاق استفاده نمائیم، به اتاقهای فکر اهمیت بدهیم و قبول کنیم باید مسیرمان را بازنگری کنیم. به تکنیکهای تولید محصولات باغی، زارعی، شیلاتی، دام وطیور، جنگل و مرتع، آبخیزداری، آبخوانداری، تعاونی ها و تشکل ها و بطور کلی کلیه منابع و سرمایه ها اقتصادی و صنعتی با نگاه خلاقانه بنگریم و مدیریت تمام بخش های اقتصادی را به افراد با تخصص های مرتبط و با روش تفکری " مدیریت مشارکتی" بسپاریم تا بتوانیم در مسیرتوسعه گام برداریم. امیدواریم در آینده ای نه چندان دور اینچنین شود.       
مشاور استقرار سیستم های مدیریتی و توسعه*

منبع: پول نیوز

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر