کد خبر: 17534
A
بی نظیر جلالی

بزرگان جریان اصلاحات به عنوان یک جریان پیشرو که داعیه استفاده حداکثری از زنان و جوانان را دارند ابتدا شرایط حضور تاثیر گذار زنان و جوانان را در احزاب و شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان فراهم آورده و از استفاده ابزاری از این سرمایه ملی و انسانی در عمل پرهیز نموده ، نسبت به رایزنی خاص جهت حضور حداکثری جوانان در سمت های مدیریتی اقدام نمایند.

دیده بان ایران - دکتر بی نظیر جلالی: تنها یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم مانده است و بیشتر شخصیتهای سیاسی، از اصولگرایان گرفته تا تئوریسین های اصلاح طلب تحلیل های متفاوتی از عملکرد دولت یازدهم ارایه می کنند و به دنبال تعمیم فرضیات خود به واقعیتهای موجود جامعه هستند.

بدیهی است تحلیل این افراد از فضای سیاسی کشور تحت تاثیر گرایش های جناحی و تحصیلات آنان بوده و در بیشتر موارد حاصل عمری فعالیت سیاسی و تشکیلاتی ست. سابقه سیاسی که از نقش و ایفای وظیفه در دوران انقلاب اسلامی تا تعلق داشتن به هسته های فکری به منظور نهادهای برآمده از نظام جمهوری اسلامی ، حضور فعال در جنگ تحمیلی و سازندگی و......تعلق داشتن به احزاب یک یا چند نفره تا تشکل های منسجم شامل می شود.

هرچند که پرداختن به مقوله فعالیت تشکیلاتی و یا کنشگری سیاسی و از همه مهمتر جایگاه احزاب و تشکل های سیاسی در کشور ما خود جای بحث فراوان دارد، اما نگارنده بر این باور است که شرایط خاص سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی این روزهای کشور به علل مختلفی از جمله در حال گذاربودن جامعه ، افزایش آگاهی عمومی ، تاثیر روز افزون شبکه های اجتماعی بر زندگی افراد و... مستلزم دقت و توجه خاصی ست که متاسفانه در گفتمان امروز چهره های سیاسی جایی ندارد.

از همه مهمتر این که دغدغه ها و مسائل زنان و جوانان به عنوان بزرگترین سرمایه ملی کشور نادیده گرفته شده و توجه به نیازها و مشکلات آنان صرفا در کوران رقابتهای انتخاباتی آنهم برای مدت کوتاهی در صدر گفتگوهای حزبی و جناحی می نشیند و پس از آن و به هنگام تصمیم گیری برای واگذاری مدیریت های خرد، میانی و کلان دوباره سخن از استفاده از عقلای قوم به میان می آید. کسانی که از حدود 4 دهه پیش تاکنون در سمتها و پستهای مختلف حضور داشته و اکنون نیز علیرغم رسیدن به سن بازنشستگی و با وجود محدودیت هایی که اخیرا ًدر بکارگیری بازنشستگان اعمال شده همچنان بواسطه تبصره های خاص در تصمیم گیری ها تاثیر گذارند.

بدیهی ست که استفاده از تجارب گرانبهای بازنشستگان ، افراد شاخص و دارای فکر در حوزه های مختلف مدیریتی به نوبه خود می تواند به پیشرفت کشور بیانجامد اما عدم بهره مندی از جوان به خصوص در مسندهایی که نیاز به انرژی زیاد ، پویایی و ریسک پذیری دارد در دراز مدت خطرات بی شماری را متوجه کشور می نماید.

این مساله از آنجا مهم است که رویکرد مردم و دولتمردان در جوامع توسعه یافته حداقل در یکی دو سال اخیر بهره مندی از زنان و جوانان در رده های بالای سیاسی- حزبی و مدیریریتی ست چرا که به خودی خود می تواند بر ایدئولوژی، کنشگری و مطالبات جوانان ایران که از قضا جمعیت قابل توجهی را به خود اختصاص داده اند تاثیر گذار باشد اما مشکل اینجاست که نسل اول انقلاب نه تنها خودشان را صاحب نظام و انقلاب می دانند بلکه تخصص و تعهد را صرفا در دایره دوستان و همسالان خود جستجو می کنند. جزم اندیشی محضی که فرصت پیشرفت، خلاقیت و امکان رشد را از نسل سومی های انقلاب گرفته است.

گفتمانی که در دهه 60 ریشه در آزادیخواهی، حق طلبی و پرهیز از مادی گرایی و ترویج فرهنگ دینی و اسلامی داشت، امروز جای خودش را به محافظه کاری و در مواردی به منفعت طلبی افراد تاثیر گذار داده است. همانهایی که در سایه انقلاب و خواست مردم، در اوج جوانی؛ وزیر و وکیل و فرمانده و فرماندار و... شدند و گاه با اشتباهات ریز و درشت، تجربه مدیریتی شان را با آزمون و خطا به دست آورده اند؛ امروز در هیات عقلا و شیوخ قوم به صراحت ابراز می کنند فرصت آزمون و خطا به جوانان نمی دهیم.

این بزرگترهای قوم، گاه اگر به جوانی اعتماد می کنند قبل از این که شایستگی اش را بسنجند به موقعیت خانوادگی و طبقه اجتماعی وی توجه می کنند و یادشان می رود که اصلا برای چه انقلاب کردند و تکلیف این همه جوان مستعد و با انگیزه ای که در دایره آقازاده ها نمی گنجند و یا وابستگی سببی و نسبی با بزرگان ندارد چیست ؟

متاسفانه این طرزتفکر محدود به جناح خاصی نبوده اما آنچه که مهم است پررنگ شدن این باور در میان چهره های شاخص جریان اصلاحات است. جریانی که به واقع وامدار جوانان کشور بوده و بزرگترین پشتوانه اجتماعی خود را مرهون حضورو کنشگری و تاثیرگذاری جوانان درجامعه می باشد اما درکمال تعجب طی چند ماه اخیر ابتدا بهزاد نبوی چریک پیر عرصه سیاسی کشوربه صراحت اعلام کرد جوانگرایی خوب است نه این که 26 سال مملکت تجربه و هزینه کند اما همه مسن ترها را کنار بگذارند و بگویند می خواهیم جوانگرایی کنیم

پیش تر نیز حمید رضا جلایی پوردر صحبتهای خود به این موضوع اشاره کرده بود و بالاخره این که آقای پزشکیان در انتقاد از صدا و سیما گفت صداوسیما چند بچه را گذاشته درباره سیاست و اقتصاد کشور نظر بدهند!در جواب این عزیزان باید گفت آیا در اوایل انقلاب شما همگی متخصص و کارشناسان واقعی بودید؟ چرا کسی در آن زمان جلو اظهارنظرهای خارج از موضوع و گاه اشتباه شما را در موضوعات مختلف نگرفت؟ گناه این نسل چیست که سایه امام و بزرگانی چون شهید بهشتی، آیت الله طالقانی و......بر سرشان نیست که با سعه صدر و درایت حامی شان باشند و زمینه حضور بالنده آنها را در عالم قدرت و سیاست فراهم نمایند ؟ علیرغم تاکیدات مقام معظم رهبری در استفاده از توانمندی جوانان و نیز ضرورت مطالبه گری جوانان، متاسفانه بیشتر چهره های سیاسی و مسوولین محترم بدون توجه به مقتضیات زمان هر اظهار نظری خلاف نظرشان را مساله دار تلقی می کنند. نسل اول انقلاب جوانی خودشان را از یاد برده اند؟ این که با وجود گرایش های متعدد سیاسی و فکری، اندیشمندان و بزرگان انقلاب در کمال ادب، احترام و مدارا سخیف ترین وگاه بی ربط ترین اظهار نظرها و ایدئولوژی های ضد دینی را با صبوری و علم به امور پاسخ می دادند. نسل اولی های انقلاب گاه از پس اقناع فرزندانشان بر نمی آیند و متاسفانه گفتمان احترام مدار با نسل سوم را فراموش کرده اند. مهاجرت نخبگان ، بروز و ظهور آسیبهای اجتماعی در بین جوانان ،بحران دهه هشتادی ها و.....همه و همه حاصل بی توجهی به خواستها ، مطالبات و نیازهای نسل جوان است و بیش از پیش یادآوری می کند که کشور به حضور جدی جوانان در همه عرصه ها از جمله در عرصه های مدیریتی نیازمند است. نسل اولی های انقلاب اگر معتقدند جوانان کشور صلاحیت برعهده گرفتن تصدی های مدیریتی را ندارند می بایست کوتاهی و قصور خود را در تربیت نسل جوان متخصص پذیرفته و از این که نتوانسته اند در انتقال ارزش های انقلاب به فرزندان کشور درست عمل کنند، ازجامعه عذرخواهی کنند. یا در جهت واگذاری عرصه به جوانان تلاش کرده و خود به عنوان راهنما و مشاور در کنار نسل های دیگر به خدمت نظام و کشور مشغول شوند.

با توجه به مطالب فوق پیشنهاد می شود:

ا- دولت در راستای تحقق وعده های انتخاباتی رییس جمهور نسبت به واگذاری پست های سطوح مختلف مدیریتی به جوانان فارغ از وابستگی های سببی و نسبی به افراد خاص و صرفا بر اساس شایسته سالاری اقدام نماید .

2- بزرگان جریان اصلاحات به عنوان یک جریان پیشرو که داعیه استفاده حداکثری از زنان و جوانان را دارند ابتدا شرایط حضور تاثیر گذار زنان و جوانان را در احزاب و شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان فراهم آورده و از استفاده ابزاری از این سرمایه ملی و انسانی در عمل پرهیز نموده ، نسبت به رایزنی خاص جهت حضور حداکثری جوانان در سمت های مدیریتی اقدام نمایند.

3- بزرگان اصولگرا با تجربه گرفتن از شکست های پیاپی در انتخابات های اخیر و با توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی جامعه که متاثر از کنشگری زنان و جوانان است، نسبت به بازنگری در گفتمان و استراتزی های خود اقدام و زمینه حضور جوانان را در تصمیم گیرهای کلان خود فراهم نمایند.

 

دکتر بی نظیر جلالی - مدیر کل سابق مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر