کد خبر: 42484
A

حدود هجده ماه پیش فردای روز تاسوعا خبری مبنی بر مسمویت پنج و فوت دو نفر از خانواده علیرضا صلحی معروف به پزشک تبریزی که در نسخه ای شجریان و حافظ را با خط خوش برای بیمارش تجویز کرده بود همه رو در بهت فرو برد همچنین معروفیت این پزشک به خاطر انتشار چند نسخه در فضای مجازی بود نسخه که زیر آن نوشته بود داروخانه وجه دارو را به حساب دکتر بگذارد و از بیمار دریافت نکند این اتفاق زمانی افتاد که هنوز ماجرای قتل دکتر پیرزاده از خاطر جامعه ی پزشکی پاک نشده بود و انگشت اتهام به سمت سریال در حاشیه و مهران مدیری بود اینگونه شد که چندی از انتشار فوت خانواده ی صلحی نگذشته بود که فضای مجازی پر شد از واکنش های جامعه ی پزشکی که در نهایت به تسلیت گفتن وزیر بهداشت ختم شد و این شائبه ی سیاسی بودن پرونده را ایجاد کرد.

دیده بان ایران- بیتا اعظمی : حدود هجده ماه پیش فردای روز تاسوعا خبری مبنی بر مسمویت پنج و فوت دو نفر از خانواده علیرضا صلحی معروف به پزشک تبریزی که در نسخه ای شجریان و حافظ را با خط خوش برای بیمارش تجویز کرده بود همه رو در بهت فرو برد همچنین معروفیت این پزشک به خاطر انتشار چند نسخه در فضای مجازی بود نسخه که زیر آن نوشته بود داروخانه وجه دارو را به حساب دکتر بگذارد و از بیمار دریافت نکند این اتفاق زمانی افتاد که هنوز ماجرای قتل دکتر پیرزاده از خاطر جامعه ی پزشکی پاک نشده بود و انگشت اتهام به سمت سریال در حاشیه و مهران مدیری بود اینگونه شد که چندی از انتشار فوت خانواده ی صلحی نگذشته بود که فضای مجازی پر شد از واکنش های جامعه ی پزشکی که در نهایت به تسلیت گفتن وزیر بهداشت ختم شد و این شائبه ی سیاسی بودن پرونده را ایجاد کرد.
 
ضمن اینکه پس از چندی رسانه های اصلاح طلب تیتر زدند خانواده ی پزشک اصلاح طلب تبریزی به قتل رسیده اند امروز پس از هجده ماه کمتر کسی این پرونده را پیگیری میکند و خبری از آن دارد ضمن اینکه تمام این شش ماه تقریبا در سکوت خبری طی شد که با سرچ های مکرر بیش از چند گزارش کوتاه چیزی پیدا  نمی کنید. 
 
 ابتدا ماجرا اینگونه مطرح شد که ظهر روز تاسوعا مردی با علیرضا تماس گرفته و میپرسد که در خانواده شان چند نفر هستند تا برای آن ها غذای نذری بیاورد او غذای نذری را در درمانگاه به علیرضا تحویل میدهد علیرضا غذا ها را به خانه برده و برای کاری از خانه خارج می شود پدر مادر برادر و نامزد و مادربزرگ او پس از خوردن غذا مسموم شده و با اورژانس تماس گرفته و به بیمارستان منتقل میشوند که نامزد علیرضا ( المیرا خانلو ) پس از دو روز و مادر بزرگ او درجا فوت میکنند اما مادر، پدر و برادرش زنده می مانند سپس معلوم میشود که غذا ها مسموم به سم (فسفین) قرص برنج بوده است پس از چندی مطرح میشود که علیرضا دستگیر شده و به عنوان قتل به او تفهیم اتهام شده است با باز بینی دور بین ها آوردن غذای نذری منتفی شد و معلوم شد که خود او غذا ها را از یک تهیه ی غذا خریداری کرده است خانواده ی المیرا گفتند که علیرضا با المیرا اختلاف شدید داشته و با زنی دیگر در ارتباط است و چندی پیش علیرضا با آن زن به ترکیه رفته بود پس از یک سال در اسفند نود و هفت حکم قصاص نفس علیرضا به جرم قتل عمد صادر شد.
 
خواستم این یادداشت  را منتشر کنم اما همواره اینکه چرا او باید علاوه بر همسرش اقدام به قتل خانواده اش کند نیز برایم مبهم بود پس با وکیل وی تماس گرفتم و موفق به کسب اطلاعاتی نشدم و در نهایت در تماس با پدر ایشان مجتبی صلحی با زاویه ی دیگری از پرونده مواجه شدم. سپس پس از انتشار نامه ی سرگشاده ی متهم مبنی بر شکنجه و شکستن دندان و انگشتش و لحاظ نکردن ادله اش بالاخره موفق به صحبت با پدر او شدم که پرونده را با زاویه ی دیگری به نمایش گذاشت،
 
مجتبی صلحی پدر علیرضا مدعی شده است: روز حادثه کسی از علیرضا میپرسد چند نفر هستید تا برایتان غذای نذری بیاروم علیرضا با خانه تماس میگیرد و میگوید که غذا درست نکنیم ولی خبری از غذای نذری نمیشود پس او به یک رستوران میرود و غذا تهیه میکند سر راه همسرش را میگیرید و به خانه ی ما می آید و خودش برای کاری از خانه خارج میشود قبل از خوردن غذا عروسمان قرص هایی را به عنوان قرص لاغری به ما داد که همه مان از آن خوردیم(اینجا پرسیدم حتی مادربزرگ؟ گفت بله به او گفتیم نخورد ممکن است ضرر داشته باشد با خنده گفت همه شما لاغر شوید من چاق بمانم؟؟؟)پس از خوردن غذا احساس مسمومیت کرده و با اورژانس تماس گرفتیم به بیمارستان منتقل شدیم المیرا گفت در بیمارستان حرفی از قرص های لاغری نزنیم که درد سر نشود ماهم گفتیم غذای نذری خورده ایم چون فکر میکردیم غذا نذری بوده اصلا برای همین شایعه نذری بودن غذا پخش شد.
 
اگر علیرضا بود قطعا میگفت که غذا ها نذری نیست و خودش تهیه کرده است متاسفانه مادر خانم و عروسم فوت شدند در مراسم خاک سپری همه شاهدند که خانواده المیرا؛ علیرضا را در آغوش میگرفتند و میگفتند تو پسر ما هستی حالا چرا میگویند علیرضا همیشه نقشه ی قتل دخترشان را داشته است؟ (پرسیدم منظور از ادله ای که علیرضا در نامه ی سرگشاده اش به آن اشاره کرد چه بود؟) گفت: فیلم های مسیر آمدن علیرضا از رستوران تا محل کار همسرش موجود بود که بدون وقفه آمده است اما در پرونده لحاظ نشد به عقیده ما این بازبینی می تواند خیلی کارگشا باشد. ما از پلیس خواستیم حرکت خودرو از زمان استارت در محل رستوران تا مکانی که به اداره همسر مرحومش می رسد از طریق پلیس راهنمایی و رانندگی و دوربین های موجود استخراج شود تا موضوع کاملا مشخص شود متاسفانه این درخواست بسیار مهم صورت نگرفت. 
 
همچنین پیام های عروسم مبنی بر  اینکه چندین بار گفته خودش را می کشد و از علیرضا حلالیت طلبیده بود در پرونده هست و توجهی به آن نکرده اند حتی دوستانش هم آمدند و شهادت دادند که المیرا گفته بود که خودش را میکشد و بارها ادعای خودکشی و آرزوی مرگ میکرد(پرسیدم از زنی که خانواده ی خانلو به آن اشاره کرده اند بگویید)گفت : "این تنها یک ادعا و تهمت است و باید ثابت بشود آن زن متاهل است دوست صمیمی عروسم و فامیل ماست اصلا او المیرا را به ما معرفی کرد آنها میگویند بچه ها اختلاف داشتند ولی ما جز صلح و صفا چیزی ندیدیم تازه قرار بود هفته ی بعد جهاز المیرا را بیاوریم که بروند خانه ی خودشان اگر اختلاف بود پس چطور آماده ی آوردن جهاز می شدند اگر علیرضا همیشه قصد قتل المیرا را داشت  چرا طلاق دخترشان را نمیگرفتند؟ "

 

(پرسیدم این پرونده دو شاکی دارد؟) گفت: بله البته برادر خانومم فقط دیه خواسته است اما خانواده خانلو قصاص میخواهند ما اعتراض زده ایم برود دیوان بررسی شود متاسفانه رای را یک روز مانده به تعطیلات عید به ما ابلاغ کردند که وکلای پسرم خارج از کشور بودند و برایمان استرس زیادی ایجاد شد در نهایت اگر از جان پسرم دست بکشم از آبرویم دست نمیکشم.
 
همچنین وکیل متهم در مصاحبه با ایسنا گفت موکلم هرگز نه اعترافی کرده و نه چیزی را پذیرفته است او بی گناه است ما اعتراض زده ایم و امیدواریم ادله مان برسی شوند

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر