کد خبر: 138541
A

پزشکان متعهد، باانصاف و بادانش به ویژه آن دسته از پزشکانی که در مناطق دورافتاده از جان و دل به مردم خدمت می کنند مایه افتخار و سربلندی ایران و ایرانی هستند اما متاسفانه طی چندسال اخیر قشر محدودی از جامعه پزشکی این شغل را کاسب کارانه و تاجرپیشه قلمداد کرده تا حدی که به ندرت با پزشک متعهد، دلسوز و باانصاف مواجه می شویم.

به گزارش سایت دیده‌بان ایران؛ نخستین روز ماه جاری یعنی یکم شهریورماه مصادف با روز «پزشک» بود که این روز از طرف سازمان نظام پزشکی کشور، دانشگاههای علوم پزشکی و تمام مراکز مرتبط تبریک گفته شد و به مناسبت این روز از زحمات شبانه روزی و غیرقابل جبران پزشکان قدردانی به عمل آمد؛ اما در این روز مبارک، متن بسیار زیبا، خواندنی و معنی دار که در یکی از شبکه های اجتماعی چاپ شده بود را مرور می کنیم:

"روز پزشک را به، پزشک بدون سهمیه، پزشک بدون رانت، شاگرداول های دبیرستانی که معدل آنها از ۱۹ پایین نیامد، بچه هایی که بخاطر استرس امتحانات، چاق و بدقواره شدند و قید تفریح را زدند، بچه های بدون امکانات و پارتی که خواستند با پزشکی، دست پدر و مادرشان را بگیرند و به مردم سرزمین خود خدمت خالصانه ارایه کنند، تبرک می‌گوییم."

خواستم با این متن در مورد بخشی از عملکرد جامعه پزشکی طی این سالها مطالبی مبرهن، ملموس و روشن هرچند تلخ و ناگوار بنویسم زیرا که زحمت تجلیل و قدردانی از این قشر زحمتکش و دلسوز توسط بسیاری از مسوولان ذیربط انجام شده و خواهد شد که به طور یقین به حق و به جا است.  

صحیح است که در این سالها بسیاری از مدیران، کارمندان، کارگران و در کل بخش بزرگی از جامعه از وضعیت مالی و حقوقی خود ناراضی و گله مند هستند اما در این بین،‌ جامعه پزشکی که شامل طیف وسیعی از پزشکان، دندانپزشکان، داروخانه ها، مراکز سونوگرافی، رادیولوژی و ... و خلاصه بیمارستانهای خصوصی به خاطر افزایش روزافزون انواع بیماریها به هردلیلی از جمله غذاهای ناسالم و غیرارگانیک، استفاده از سموم شیمیایی در کشت محصولات خوراکی، آب ناسالم، پارازیت های ماهواره ای، هوای آلوده، مصرف بیش از حد پلاستیک و ظروف مربوطه برای اقسام خوراکی، استرس ناشی از مشکلات روزانه و هزاران علت دیگر، بسیار سرشلوغ و پرجمعیت هستند.

به طور یقین رشد تصاعدی بیماران درآمدهای کلانی را نیز برای این قشر به دنبال داشته است به طوری که در برخی مواقع نادر،‌ شغل مقدس و قسم خورده پزشکی بیشتر به سمت و سوی تجارت، سرگرمی و تفریح سوق داده شده تا جایی که براساس گفته های دکتر سید مجید حسینی روزنامه نگار و استادیار دانشگاه ضمن اشاره و مقایسه عملکرد جامعه پزشکی ایران با ارایه آمار و مستندات، رسالت قشر نامبرده رنگ و بوی دیگری گرفته است. {حسینی معتقد است مافیای پزشکی باعث شده در سیستم درمان، مشکلات بسیاری بوجود بیاید و سبب توزیع نابرابر درآمد عظیم پزشکی در سیستم درمان شود. همچنین وی بر این باور است که ایران، بهشت پزشکان متخصص است چراکه درآمد سالیانه پزشکان متخصص در ایران بسیار فراتر از درآمد پزشکان متخصص در کشورهایی همچون آمریکا و کانادا است.}

کاملا واضح و بدیهی است که این نوع دیدگاه در مورد تمامی اقشار جامعه پزشکی صدق نمی کند و پزشکان متعهد، باانصاف و بادانش به ویژه آن دسته از پزشکانی که در مناطق دورافتاده از جان و دل به مردم خدمت می کنند مایه افتخار و سربلندی ایران وایرانی هستند اما متاسفانه طی چندسال اخیر قشر محدودی از جامعه پزشکی این شغل را کاسب کارانه و تاجرپیشه قلمداد کرده تا حدی که به ندرت با پزشک متعهد، دلسوز و باانصاف مواجه می شویم و اکثر پزشکان به خاطر دریافت مبالغ بسیار چشمگیر به رشته های مرتبط با جراحی زیبایی گرایش بیشتری دارند که البته این گروه از بیماران و پزشکان موضوع بحث و توجه ما نیست و جدی تلقی نمی شود. این مطلب در خصوص افراد بیماری که چاره ای جز مراجعه به پزشک و بیمارستان ندارند و مجبورند تحت هر شرایطی و به هر طریقی هزینه های سرسام آور بیماری خود را متحمل شوند (به ویژه افراد بیماری که فاقد هرنوع بیمه هستند) است. 

شاید تعدادی مثال مستند و مسلم، واقعیت موضوع مطرح شده را علنی تر و ملموس تر کند هرچند اکثر بیماران و به خصوص همراهان آنها که با این مراکز سروکار دارند با تمام وجود قصور، کم کاری ها، تبانی برخی پزشکان با داروخانه ها، مراکز سونوگرافی و رادیولوژی و ....، بداخلاقی ها، و بی مسوولیتی برخی از کادردرمان به ویژه منشی ها در مطب های پزشکان و کادر درمانی در بیمارستانها، سرگرمی پرسنل مراکز درمانی با گوشی و صحبت کردن با همکاران، (حتی برخی از خود پزشکان در هر تخصص و رشته کاری) عدم توجه و پاسخگویی  به بیمار و همراه آن، دریافت مبالغی تحت عنوان زیرمیزی یا هرعنوان دیگر، تشخیص های اشتباه سهوی یا خدای ناکرده عمدی به خاطر دریافت مبالغ بیشتر از بیمه های تکمیلی و یا شخص بیمار و شاید دهها مشکلات دیگر را از نزدیک لمس و حس کرده اند و تا حدودی نسبت به این قشر بی اعتماد شده اند. 

به طور مثال روزانه شاهد شلوغی سرسام آور و پرازدحام بسیاری از مراکز پزشکی، سونوگرافی ها و رادیولوژی ها و ....هستیم تا جایی که یک بیمار برای دریافت این خدمات باید ساعتها سرگردان و معطل بماند در حالی که با برنامه ریزی و نظارت مدیریت مراکز به راحتی می توان درد مضاعف بیماران مراجعه کننده را کاهش داد.

آیا این درست است که یک بیمار مبتلا به دیسک کمر از ساعت 4 عصر تا 1 نصف شب بدون وجود هیچ امکاناتی در مطب پزشک معروف و زبردست، نالان و مستاصل حضور داشته باشد و در مقابل اعتراضش با بداخلاقی، بی احترامی و رفتار طلبکارانه منشی پزشک مربوطه مواجه شود؟

آیا صحیح است که یک خانم باردار با شرایط خاص ساعتهای طولانی  بدون در نظر گرفتن وضعیت وی در یک مرکز سونوگرافی و .... کلافه و سرگردان بماند؟

آیا این انصاف است که با مراجعه به پزشکی برای اولین بار و بدون هیچ معاینه و پیگیری، به مراکز دیگر(کلونوسکوپی و...) که با سرمایه شخص پزشک در مطب یا بیمارستانی که سهام دار آن هست، راه اندازی شده ارجاع داده شود آن هم با مبالغ سرسام آور و سنگین؟

آیا قابل قبول است کودک بیماری که برای طومورمغزی به بیمارستان خصوصی با هزاران قرض و بدهی مراجعه می کند به دلیل قصور تیم پزشکی دچار بیماری مضاعف و غیرقابل باور و توجیه شود به طوری که بزرگترین درد خودش را فراموش کند و با درد جدید که ناشی از اهمال کاری و بی مسوولیتی پرسنل اتاق عمل است، مواجه شود؟

آیا پسندیده است که بیماری بدون دلیل واقعی و کافی به بیمارستان جهت انجام عمل جراحی سوق داده شود فقط به دلیل کسب منافع مالی بیشتر؟ (بیمارستانهای دولتی فاقد امکانات لازم و شایسته و بیمارستانهای خصوصی هم که فقط برای افراد خاص و انگشت شمار مرفه تاسیس شده اند.)

آیا عادلانه است که بیماران ناعلاج (به اصطلاح رو به موت) در هیچ بیمارستانی پذیرش نشوند زیرا که مدیریت بیمارستان مربوطه نگران بالارفتن میزان آمار مرگ و میر بیماران بدحال در بیمارستانش است؟؟؟ 

آیا درست است که برخی مراکز دندانپزشکی با دریافت مبالغ هنگفت و غیرقابل قبول، مجهز به وسایل ضدعفونی کننده مثل اتوکلاو نیستند و بدون استریل کردن محیط و وسایل و تجهیزات، برای بیمار خود و سلامتی وی کمترین احترامی قایل نیستند؟

آیا منصفانه است که یک مادر برای ویزیت و درمان نوزاد و یا کودک خود، بیش از 8 ساعت منتظر و معطل در مطب پزشک اطفال بماند بدون اینکه مکانی تحت عنوان اتاق مادر و کودک وجود داشته باشد و مادر به پارکینگ مطب با بدترین وضعیت موجود، جهت آرام کردن کودک ناآرام و بیمارش پناه ببرد؟

آیا قابل تحمل است دریافت مبالغ بی حد و حساب دقیقه ای از بیمارانی که به هردلیلی نیازمند همراهی و همدلی بعضی  پزشکان روانشناس و یا روانپزشک هستند که نه تنها دردی از آنها کم نمی شود بلکه از نظر روانی و روحی افسرده تر و به هم ریخته تر می شوند؟

آیا باورکردنی است که بعد از صرف وقت و هزینه زیاد و بلاخره ملاقات با پزشک، شاهد گفت و گوی طولانی وی با تلفن در خصوص ساخت و ساز ساختمان و پروژه‌های وی بوده بدون اینکه احترام و توجهی به حضور بیمار داشته باشد؟

آیا عادلانه است که اساسی ترین و اصولی ترین فاکتور ورود به این حرفه که همان بالابودن سطح دانش علمی و به روز است به خاطر تخصیص سهمیه و دسترسی به سوالات کنکور و...نادیده گرفته شود غافل از اینکه علاوه بر مسایل مالی، جان انسانها هدف گرفته شده است؟

آیا صحیح است که برخی از داروخانه ها، داروهای کمیاب و گران را احتکار کنند تا بتوانند از راههای دیگر با قیمت گرانتر به فروش برسانند؟

آیا انصاف است که یک بیمار برای ویزیت شدن پزشک معروف بیش از 8 ساعت بین این همه بیمار معطل و منتظر بماند و پزشک به خاطر شلوغی و خستگی، سرپایی و به مدت دو دقیقه برای وی وقت صرف کند؟

و از همه جالب تر و جدی تر آیا پذیرفتنی است مادری که دچار سقط جنین شده و در یک بیمارستان خصوصی بستری می شود، حتی کادر خدماتی خودش را موظف به انجام کار محوله نمی داند؟

و شاید هزاران هزار موارد دیگر که فقط و فقط به منفعت مالی می انجامد و بس زیرا که مردم وبیماران وسیله ای برای کسب درآمد بیشتر به شمار می روند بدون در نظر گرفتن مسوولیت پذیری، حرمت، احترام، وقت و حق و حقوق آنها ...

به طور کلی عامه مردم به خوبی واقفند که در ارتباط با جامعه پزشکی باید از چندین جهت نگران و مضطرب باشند؛ در وهله اول مبالغ بسیار بالا و خارج از توان قشر متوسط جامعه به ویژه اگر عمل جراحی و خواسته های غیرمعقول مطرح باشد از طرف دیگر وقت و زمان طولانی که از بیماران تلف می شود و به طور یقین پاسخ اعتراض آنها همراه با بی احترامی خواهد بود و از همه مهمتر استرس و نگرانی بیماران از تشخیص درست یا نادرست پزشک به دلیل اینکه در رشته های پزشکی نیز موضوعاتی مانند سهمیه، جابجایی رتبه های کنکور و از همه حیاتی ترین و بحث انگیزترین معضل که همان کنکور و تبعات آن است، جایگاه بسزایی و درخور توجه دارد زیرا که وسوسه درآمدزایی این قشر بسیار چشمگیر و قابل توجه همگان است.

همچنین با مراجعه به برخی بیمارستاهای خصوصی احساس فضای مهمانی و پارتی (ظاهر کارکنان برخی بیمارستاها) بیشتر نمایان است تا پذیرش، احترام و پیگیری شرایط و موقعیت بیمار، غافل از اینکه پول بیمار است که توسعه و بهره وری بیمارستان را موجب شده است.

اینها بخش کوچکی از واقعیت های جامعه پزشکی ایران است، پرواضح است که قصور و کم کاری، بی احترامی به ارباب رجوع و مراجعه کننده، وجود بوروکراسی اداری بی دلیل و غیرواقعی و هزاران معضل دیگر در اکثر سازمانها و ارگانها به عناوین متفاوت وجود دارد اما مراکزی که با جان و سلامتی مردم سروکار دارند و برای انجام رسالت خود سوگند یاد کرده اند نباید تا این حد آلوده به منافع مالی، کاسب کارانه و رفتارهای غیرانسانی شوند تا حدی که بعضی از پزشکان درجه یک جامعه ایرانی از قراردادن یک دستگاه کارتخوان برای فرار از مالیات طفره می روند ولی یک کارمند معمولی باید قبل از دریافت حقوقش مالیات پرداخت کند.

مهمتر از همه موارد مذکور، این است که با مراجعه به مراکز بازرسی مربوطه و اظهار شکایت و نارضایتی، نه تنها مشکلی حل و دردی درمان نمی شود بلکه فرد بیمار و شاکی بدهکار هم می شود.

هیچکس نباید و نمی تواند منکر زحمات، تلاشها و دلسوزی های جامعه پزشکی شود به خاطر اینکه قدرنشناسی و نادیده گرفتن خدمات شبانه روزی این بخش از جامعه، غیرمنصفانه و غیراخلاقی است اما با انکار و نادیده گرفتن واقعیت های موجود و آشکار نمی توان درد بزرگ جامعه بیمار امروز را درمان کرد...اینجانب نه با نام یک خبرنگار بلکه به عنوان یک بیمار و یا همراه وی در کنار سایر مردم تمامی این مشکلات و نواقص را کاملا درک و حس کرده ام که البته مبحث مذکور بسیار پیچیده تر و بغرنج تر از مواردی مطرح شده است اما مجالی نیست. از همه با اهمیت تر اغلب افراد جامعه (بر پایه انجام تحقیقات میدانی)، همگی نسبت به این دشواری ها و معضلات اتفاق نظر دارند اما راه به جایی نمی برند چون معتقدند که گوش شنوایی وجود ندارد و طرح مسایل و کم کاری ها نه تنها گره ای باز نمی کند بلکه آنها را بیشتر درگیر، پریشان و مضطرب می کند برخوردی که شاید برای خودم مشهودتر بود.   

گفتن مطالب کلیشه ای،  چشم پوشی بر واقعیت های موجود، متهم کردن افراد به مغرضانه و جاهلانه بودن و... حقایق را تغییر نمی دهد و تا زمانی که نخواهیم واقع بین باشیم نه تنها مشکلی حل نخواهد شد بلکه شرایط روز به روز بحرانی تر و بدتر می شود و مردم نسبت به این قشر بی اعتمادتر و دلسردتر، البته هنوز بسیاری از دکترقریب ها در ایران وجود دارند که مایه آبرو و افتخار جامعه پزشکی هستند اما بیاییم به بهانه بزرگداشت روز پزشک، کمی واقع بین باشیم و به جای کتمان حق و حقیقت علاوه بر تمجید و تبریک، معایب و مشکلات را هم ببینیم و با تفکر، حس مسوولیت پذیری و رفع معایب تا جایی که امکان دارد نسبت به بیماران احساس وظیفه بیشتری داشته باشیم و درد بیماران را چندبرابر نکنیم.

مردم این سرزمین بسیار قانع و قدرشناس هستند و انتظار ارتباط بین پزشک و بیمار کشورهای کانادا و آمریکا را ندارند اما این همه نامهربانی و هجمه، عادلانه، منصفانه و قابل اغماض نیست.

در پایان براساس گفته رییس سازمان نظام پزشکی اهواز، مهاجرت پزشکان کشورمان به عمان، بحرین، قطر و کشورهای اروپایی در ماه های اخیر رشد چشمگیری داشته و ادامه این روند را تهدید جدی برای سلامت جامعه دانسته است اما باید گفت: مهاجرت اقشار تحصیلکرده و متخصص در هر رشته و گرایش، موضوع جدید و قابل انکاری نیست. در ماجرای دوسر باخت که پزشکان و مردم هر دو ناراضی هستند چه ایرادی دارد که پزشکانی از کشورهای دیگر مانند سالهای دور وارد ایران شوند شاید تحولاتی مثبت و قابل قبولی در آینده جامعه پزشکی اتفاق بیفتد و فضای بهتر و سالمتری برای هردو قشر فراهم شود زیرا دست‌اندرکاران و کارشناسان یکی از دلایل کم کاری ها و مشکلات موجود را ناشی از کمبود پزشک و کادر درمانی در کشور می دانند در حالی که برطرف کردن این نقص و کاستی، کار سخت و غیرممکن نیست.

در هر صورت سازمان نظام پزشکی کشور علاوه بر حمایت همه جانبه از پزشکان، نسبت به مراقبت از حقوق بیماران و مردم نیز باید مسوول و پاسخگو باشد و راهکارهای اساسی و اصولی برمبنای واقعیت های موجود بدون جانبداری و قضاوت های عجولانه ارایه دهد و با عملی کردن روشها و تکنیک های منطقی و سنجیده مهمترین ماموریت خود را در قبال بیماران و مردم نیز به سرانجام برساند و مسوولانه پاسخگو باشد.

نویسنده: اکرم قدرت_سایت دیده‌بان ایران

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر