کد خبر: 66156
A

"مقررات گذاری بهتر" حق شهروندان است. ما به عنوان ذینفعان تصمیمات وزارت بهداشت، حق داریم تصویر واضحی از سیاست های عمومی ناظر بر پاسداشت حقوق خود- که مقدمه واجب و شرط لازم تامین سلامت و بهداشت شهروندان است- داشته باشیم و ضمن شفافیت و اتقان و کیفیت و انطباق تصمیم با خیر و منفعت عمومی، تدابیر و اقدامات مقام اداری را در راستای تسهیل خدمات پزشکی و رشد پزشکان در دوره اموزشی با ایجاد انگیزه کیفیت افزون تر درک کنیم. اعمال سیاست گذاری وزارت طبق اصل 40 قانون اساسی نباید وسیله اضرار به غیر شده و زندگی و معیشت و رشد دانشجویان پزشکی را مختل کند

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی دیده بان ایران ؛ شماری از دستیاران تخصصی ، فوق تخصصی و پزشکان طرحی به مسئولان نظام نامه نوشتند. آنها در نامه سر گشاده خود که در اختیار خبرنگار دیده بان ایران قرار گرفته خواهان اجرای عدالت آموزشی و برابری شغلی شدند. آنها ضمن گلایه از دستمزدهای پایین خویش نسبت بی توجهی وزارت بهداشت به وضعیت دانشجویان پزشکی اعتراض کردند 

مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی ایران

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

ریاست محترم قوه قضاییه

وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

ریاست محترم کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی

ریاست محترم دیوان عدالت اداری

ریاست محترم سازمان بازرسی کل کشور

 

با عرض سلام و تحیت؛

  • موضوع: تظلم خواهی دستیاران تخصصی، فوق تخصصی و پزشکان طرحی

اینجانبان، محامیان حق سلامت شهروندان و دستیاران تخصصی، فوق تخصصی و پزشکان طرحی (پزشکان نسل جدید) با تاسی از اصل 34 قانون اساسی بمثابه دادخواهی و تظلم نسبت به انچه بصورت ناروا بر جمعیت کثیری از پزشکان دوره مزبور رفته است، دردمندانه وضعیت اضطراری – بحرانی خود را برای مسئولان ذیربط روایت می نماییم. هنگامه ای که عمده مسئولین مخاطب نامه و مردم عزیز ایران از وضعیت تحمیلی نسبت به این جمع بی خبر بوده و پیامدهای زیانبار آن مکتوم مانده است، تنها امید ما استماع این رنج نامه و تکاپوی اثربخش برای بهبود شرایط نامنصفانه در حوزه مقررات گذاری منطبق با خیر عمومی و نیازهای شهروندی و تاکید بر حفظ حقوق سرمایه های انسانی تخصصی پزشکی است.

پر واضح است که رشد و ارتقای نیروی انسانی متخصص در گرو بها دادن به شئون انسانی و نیازهای اساسی و حمایت های تامینی و جبرانی به منظور ارتقای کیفیت خدمت به شهروندان خصوصا در حوزه بهداشت و درمان و آموزش پزشکی است. اما وزارت متولی این امر طی سنوات اخیر با تحمیل شرایط اکراهی یکسویه، نابرابر و مغایر رشد، رمق و انگیزه و توان خدمت رسانی شایسته را مستهلک و مهدوم نموده است.

اقدامات تحمیلی و تصمیمات ناروای مقامات اداری که موجبات اختلال وضعیت شغلی، معیشتی و خانوادگی اینجانبان را فراهم آورده در تنافر با هدف حمایت و صیانت از حقوق سرمایه های انسانی ناظر بر منطوق بند 3و 4و 5 و7 اصل 43 قانون اساسی بمثابه بن مایه سیاست گذاری عمومی توسعه گرای تخصص محور و تاکیدات مقام معظم رهبری و سیاست های کلی نظام و برنامه توسعه ششم و سند چشم انداز 20 ساله  است. این خط مشی ها شامل اخذ تعهد خلاف قانون اجباری خدمت مجدد در مناطق محروم در شروع دوره تخصص با وجود طی ۲ سال خدمت در این مناطق پس از اخذ مدرک دکترای عمومی تا استثمار به شیوه برده داری در دوران دستیاری (دوره آموزش تخصص) در بیمارستان های آموزشی و ظلمی که با بی عدالتی در پرداخت های مالی تعویقی –تطویلی به پزشکان جوان در طرح اجباری غیرقانونی تخصص و فوق تخصص در مناطق محروم می شود، چونان مثنوی مطول و ذکر مصیبتی دراز دامن است.

محصول چنین نمط سیاست گذاری ناثواب، سوت پایان دوره طلایی زندگی پزشکان نسل های پیشین - که در ذهن عمده مردم و مسئولین نقش بسته-  رقم خورده و پزشکان نسل جدید- که  با فشارهای ناعادلانه همه جانبه به ستوه آمده اند- ثمری جز استهلاک منابع زاینده و بالنده ملی و فرار مغزها نخواهند دید. از آنجا که پزشکان نسل قدیم در راس هرم توزیع پزشک جامعه قرار دارند، این پزشکان جوان هستند که به لحاظ آماری بخش عمده بار خدمات درمان جامعه خصوصا قشر متوسط و ضعیف را به عهده دارند، مآلا عدم رسیدگی و اعمال تغییرات اساسی در وضعیت نابسامان معیشت پزشکان جوان به شدت در عملکرد آنان تاثیر گذاشته و متعاقبا سلامت جامعه تهدید خواهد شد. در ادامه تصویری از وضعیت خسارت بار حاضر در کنف تدابیر غیر سازنده و زیانبار سال های اخیر در حوزه مدیریت منابع انسانی نورسته پزشکی کشور گوشزد می گردد:

  1. همانطور که مستحضر هستید دوره تحصیل پزشکی عمومی در ایران 7 سال است، 5 سال و نیم اول این دوره صرفا آموزش و تحصیل است اما یک و نیم سال انتهای تحصیل به عنوان اینترن (کارورز) در بیمارستان های آموزشی مشغول خدمت می شوند. این گروه از پزشکان جوان دارای مشکلات متعددی در بخش آموزش هستند و حقوق تضییع شده بسیاری دارند، به عنوان مثال به صورت تمام وقت در اختیار بیمارستان هستند در حالیکه در بازه سنی حداقل 23 تا 25 سال دریافتی به میزان میانگین 500 هزار تومان و تحت عنوان کمک هزینه تحصیلی دارند، از آنجایی که مشکلات این گروه همپوشانی زیادی با دستیاران دوره تخصص پزشکی دارد که در برهه زمانی تحصیلی ایشان موجد زیان زمانی و مالی است. دارندگان مدرک دکترای حرفه ای عمومی پس از ۷ سال تحصیل و با حداقل سن 25 سال طبق آیین نامه اجرایی تامین امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی مصوب 12/3/1359 شورای انقلاب راهی 2 سال خدمت در مناطق محروم می شوند، مناطقی که با مناطق تبعیدگاه اعلام شده از سوی قوه قضاییه منطبق و خود مصداقی از محرومیت اجتماعی مصرح در ماده 25 قانون مجازات اسلامی  است! پزشکان طرح عمومی مشکلات متعددی دارند که از آنجایی که این مشکلات با مسائل دوره طرح تخصص که در ادامه به تفصیل شرح داده شده است هم پوشانی زیادی دارد از ذکر جزییات آن چشم پوشی می کنیم. با تمام این مسائل و مشکلات پزشکان این بخش را کاملا منطبق با قانون می دانند. ولی این سوال مطرح است که چرا فقط پزشکان مشمول خدمت در ازای تحصیل رایگان می شوند؟ یک فارغ التحصیل فوق لیسانس از رشته های تحت پوشش وزارت علوم و فناوری پس از حدود 7 سال تحصیل رایگان و استفاده از امکانات دولت بدون هیچگونه بدهی به دولت و الزام به خدمت و بهره وری برای کشور طبق قانون فوق، آزادی غیرقابل مقایسه ای در انتخاب محل شغل و زندگی دارد. آیا مناطق محروم فقط به ارائه خدمات پزشک نیاز دارند؟ آیا به مهندسین عمران و برق جهت آبادانی نیازی نیست؟ آیا به فارغ التحصیلان علوم انسانی جهت اعتلای فرهنگ مردم که منشا بسیاری از مشکلات برخی از این مناطق است نیازی نیست؟ جالب اینجاست که در منطوق قانون تحصیل رایگان که در بالا اشاره شد آمده است که کسانی که هزینه تحصیل خود را پرداخت می کنند از ارائه خدمات پس از تحصیل معاف هستند، این در حالی است که فارغ التحصیلان پزشکی دانشگاه آزاد با وجود پرداخت هزینه های هنگفت تحصیل خود همانند همتایان خود در دانشگاه های دولتی جهت دریافت مدرک خود موظف به گذراندن طرح هستند.
  2.  پزشکان عمومی پس از طی طرح خدمت، در صورت تمایل به اخذ تخصص های پزشکی پس از قبولی در آزمون مربوطه طی یک دوره 3 تا 5 ساله به عنوان دستیار (رزیدنت) در بیمارستان های آموزشی کشور تخصص مربوطه را می آموزند. تبصره 3 از ماده 1 قانون ذکر شده در بند بالا صراحتا ذکر کرده است دوره رزیدنتی جز خدمت محسوب میشود. علاوه بر این تبصره 3 ماده 1 قانون خدمت پزشکان و پیراپزشکان مصوبه مجلس مقرر می دارد: کسانی که یک نوبت خدمت را به انجام رسانده اند با دریافت مدرک تحصیلی جدید مشمول این قانون نمی باشند. با این وجود وزارت بهداشت با اقدامی مغایر با این دستورالعمل پس از قبولی پزشکان در آزمون تخصص جهت خدمت در مناطق محروم به میزان نیم تا دو برابر تحصیل از آنها تعهد محضری می گیرد! این تعهد نامه علی رغم میل باطنی پزشکان و تحت جبر از آنان اخذ می شود و در صورت عدم ارائه تعهد محضری از شروع دوره تخصص جلوگیری می شود.  متن این تعهدنامه کاملا "الحاقی اکراهی"یک طرفه"غیر عادلانه" نگارش شده است، گویی سند بردگی و اعلان استثمار مغایر با بند 4و6 و 9 اصل سوم قانون اساسی است! در این تعهد نامه اشاره شده است چنانچه فرد انصراف بدهد و یا اخراج شود مکلف است خسارتی را که وزارت بهداشت مبلغ ان را تعیین می کند بدون شرط پرداخت کند حتی تهعد بعد از مرگ متعهد طبق متن تعهدنامه ساقط نمی شود و وزارت بهداشت وصی است که میزان خسارت ناشی از عدم حضور در طرح را محاسبه و از بازماندگان مطالبه کند!  (بند 5 تعهدنامه که ضمیمه است). علاوه بر آن باید اشاره کنیم که در راستای تامین نیاز مردم شریف مناطق محروم، وزارت بهداشت طی سال های اخیر اقدام به افزایش ظرفیت سهمیه منطقه محروم در آزمون تخصص کرده است. با توجه به تعداد کم پذیرش نسبت به شرکت کنندگان (حدود یک دهم) و رقابت سنگین در این آزمون، این اقدام سبب کاهش پذیرش سهمیه آزاد در پذیرش آزمون تخصص شده است از طرفی در زمان توزیع نیروی متخصص در مناطق محروم، به افراد سهمیه آزاد ستمی دوباره می رود چراکه به سبب بومی بودن افراد دارای سهمیه منطقه محروم و داشتن روابط در استان خودشان تخلفات بسیاری در توزیع آنها در شهرهای استان، داشتن حق مطب و ... می شود که موارد متعددی را گزارش کرده ایم و قابل استعلام از بازرسی وزارتخانه بهداشت درمان و آموزش پزشکی  است.
  3. حال این سوال مطرح است که رزیدنت دانشجو محسوب می شود یا نیروی کار؟

در طی این دوران این افراد از حق داشتن مطب و یا اشتغال آزاد در بخش های دولتی و خصوصی محروم اند و موظف اند به صورت تمام وقت در اختیار بیمارستان های آموزشی باشند. در این بیمارستان ها باید پزشکان استخدامی وزارت بهداشت تحت عنوان هیئت علمی (استاد) نقش آموزش دهنده و نظارت کننده را به عهده داشته باشند و دستیاران همزمان نقش آموزش گیرنده تحت نظارت اساتید خود با ارائه خدمت به بیماران را به عهده داشته باشند ولی متاسفانه آنچه در عملاتفاق می افتد این است که دستیاران متولی درمان از ویزیت بیماران در اورژانس ها، درمانگاه ها و بخش های بستری تا جراحی ها و خصوصا شیفت های شبانه هستند، به عبارتی عمده بار درمان به عهده ایشان است. دستیاران همپای اساتید مسئول مستقیم بیمار خود تلقی شده و درصورت قصور پزشکی همانند استاد محکوم می شوند و موظف به پرداخت خسارت هستند. علاوه بر شیفت های صبح و عصر دستیاران تا حداکثر 15 شب در ماه موظف به شیفت شبانه هستند بدین معنی که ساعات کاری آنها حدود چهار برابر کادر استخدامی بیمارستان است و هیچ نظارتی در ساعات کار آنان وجود ندارد. این در حالی است که آن ها به عنوان اینکه در حال آموزش هستند از حقوق، مزایا و بیمه بی بهره اند و طی میانگین 4 سال دوره آنها در حداقل رنج سنی 27 تا 32 سال و با این حجم از کار تنها مبلغ ماهیانه چیزی کمتر از یک ملیون و نهصد هزار تومان برای متاهلین و یک ملیونششصد هزار تومان برای مجردها به عنوان کمک هزینه تحصیلی پرداخت می شود (مبلغی که به عنوان دستمزد دوره رزیدنتی در سایر کشورها پرداخت میشود ضمیمه است). با این مبلغ دریافتی که پایین تر از خط فقر اعلام شده است، در مقایسه با درآمد ماهیانه بیمارستان های آموزشی عملا رزیدنت ها نیروی کار رایگان محسوب می شوند.می بینید که در هنگام ارائه خدمت رزیدنت نیروی کار محسوب می شود و زمان دریافت دستمزد دانشجو! می گویند شما دانشجو هستید ولی زمانی که موعد دریافت تسهیلات می شود به دلیل پرداخت آن کمک هزینه ناچیز از امکانات و تسهیلات دانشجویی محروم اند، به عنوان مثال طی سال های اخیر مصوب شده است که دانشگاه ها به دلیل کمبود بودجه مکلف به تامین خوابگاه برای دستیاران نیستند. اگر می گویید این خدمت رایگانی که در طی این 4 سال می کنید هزینه آموزشی هست که دریافت می کنید، قبول می کنیم خصوصا که قانون تحصیل رایگان اطفال و نوجوانان نیز این دوره را جز خدمت محسوب کرده است، اما به ما بگویید آن تعهد نامه برای طرح اجباری دوباره در مناطق محروم پس از طی دوره رزیدنتی مصداق تضییع حق نیست ؟

مسائل مالی تنها بخشی از مشکلاتی است که گریبانگیر دستیاران است، در دوره دستیاری آموزش فدای درآمد بیمارستان می شود. در تمام این دوران تمرکز بر روی درمان بیماران با حداکثر سرعت و تعداد است نه بر روی آموزش نیروی متخصص، اگر بدون هماهنگی قبلی! سری به اورژانس ها و درمانگاه های بیمارستان های آموزشی بزنید متوجه عمق فاجعه خواهید شد.

  1. پس از فراغت از دوره رزیدنتی، متخصص با حداقل 32 سال سن راهی مناطق محروم جهت خدمت اجباری مجدد می شود. نیاز مردم شریف مناطق محروم به پزشک متخصص قابل انکار نیست ولی زیرساخت های لازم برای حضور متخصص هم باید در این مناطق فراهم شود. از آنجایی که پزشک نیز انسان است و نیازهای معیشتی وی تفاوتی با سایر اقشار ندارد، چنانچه پرداخت های مالی در مناطق محروم مناسب و در شان بود حتما نیازی به اجبار نبود و بسیاری از آنها داوطلبانه سال ها در این مناطق خدمت می کردند. اما فیش حقوقی پزشکان طرح تخصص با مبلغی بین 2.5 تا 3 ملیون تومان ضمیمه است. در ادامه اشاره می کنیم به آنچه تحت عنوان کارانه های نجومی مکررا در برنامه های صداوسیما، فضای مجازی و اذهان عمومی اشاعه داده می شود و با کارکرد سایر مشاغل مقایسه می شود. از مبلغ کارانه ابتدا 10 درصد به نفع دانشگاه کسر می شود (به دستور وزیر بهداشت). پس از آن کارکرد پزشک در طرح پلکان وارد می شود به این معنی که از 10 ملیون تومان اول 80٪ پرداخت میشود و همینطور با افزایش میزان کارکرد درصد کسر هم کم خواهد شد (مصوبه شورای حقوق و دستمزد که ضمیمه است). پس از کسر 10 تا 35 درصد مالیات و میانگین 10 درصد کسورات بیمه نهایتا یک سوم کارکرد پزشک پس از 6 الی 24 ماه تاخیر به وی پرداخت می شود. سوال اینجاست کدام شغلی را سراغ دارید که حاضر باشد یک سوم کارکرد خود را پس از یکسال از افت ارزش ریالی آن دریافت کند؟

با وجود این نحوه پرداخت مالی در نظر بگیرید که پزشکان طرحی در مراکز استان ها در کل دوره طرح و در سایر شهرها تا گذشت نیمی از طرح از اشتغال آزاد محروم اند. شما به این اوضاع معیشتی اضافه کنید شرایط ناامن جاده ها را (لیست موارد فوت شده پزشکان طرحی در جاده ها ضمیمه است)، پانسیون های غیراستاندارد که بعضا که در شان  هیچ انسانی نیست (عکس برخی از این موارد ضمیمه است)، عدم امنیت کافی و تامین جانی پزشکان (برخی از موارد تهاجم و ارعاب ضمیمه است)، بی عدالتی در ساعات اجباری کار که برخلاف قانون نیروی کار که 44 ساعت در هفته است در مورد پزشکان 54 ساعت در هفته می باشد. توجه کنید این مربوط به کار در شیفت های صبح و عصر است، دستورالعملی وجود دارد به نام آنکالی که بر اساس آن تا حداکثر 15 شب متخصص باید طی تمام 24 ساعت جهت موارد اورژانسی در دسترس باشد، بماند که این قانون تبصره ای دارد که می گوید در مناطق تک پزشک تا 23 روز هم می توان پزشک را آنکال کرد. از لحاظ محاسبه ساعات کار هر 4 ساعت آنکالی معادل 1 ساعت از ساعات موظفی پزشک محسوب می شود! برخلاف نیروی کار پزشکان طرحی موظف اند مرخصی استعلاجی خود را جبران کنند! کدام شغل را سراغ دارید که چنین قوانین ظالمانه ای  بر آن حاکم باشد؟ اما وقتی موقع میزان مرخصی می شود مانند قانون نیروی کار 2.5 روز مرخصی در ماه مجاز است. درد اینجاست که پزشک به دلیل تعهد غیرقانونی که از او گرفته اند و شامل تصرف اموال ضامنین است امکان ترک چنین شرایط خفت آوری را ندارد.

 

  1. در برخی از زیرشاخه های پزشکی ادامه تحصیل در مقطع فوق تخصص اجتناب ناپذیر است، پس از طی این مسیر مجددا آزمون فوق تخصص، پرداخت کمک هزینه تحصیلی و نه حقوق و مزایا به دانشجوی فوق تخصص با حداقل 34 سال سن و به دنبال آن طرح سه باره احباری فوق تخصص در مناطق محروم را تصور کنید. پس از طی تمامی مسیرهای فوق با شرایط ذکر شده پزشک فوق تخصص در اواسط دهه چهارم زندگی بدون هیچ پشتوانه مالی تحصیل خود را به پایان رسانده است و وارد فضای کاری رقابتی و نا امن جدیدی می شود که در این دوران نیز بستر مناسب شغلی برای وی فراهم نمی باشد. ویزیت یک فوق تخصص 52 هزار تومان است و شما مقایسه کنید با قیمت سایر خدماتی که توسط سایر مشاغل در جامعه ارائه می شود، مشاغلی که نیازمند 18 سال تحصیل مداوم با شرایط سخت نمی باشد.

 

مسئولان محترم!

دور نمایی از زندگی پزشکان به استحضارتان رسید، به نظر شما در این مسیر پر چالش و صعب، چگونه امکان طی مسیر طبیعی زندگی، بستر سازی برای رشد و تعالی، تشکیل کانون خانواده و فرزندآوری فراهم می شود؟

جالب است بدانید که اخیرا تصویب کرده اند نیروی متخصص طرحی آموزشی چنانچه همسرش پزشک نباشد الزامی برای خدمت در محل زندگی همسرش وجود ندارد!  و مرخصی زایمان را نیز از 9 ماه به 4 ماه کاهش داده اند!

این در حالی است که "مقررات گذاری بهتر" حق شهروندان است. ما به عنوان ذینفعان تصمیمات وزارت بهداشت، حق داریم تصویر واضحی از سیاست های عمومی ناظر بر پاسداشت حقوق خود- که مقدمه واجب و شرط لازم تامین سلامت و بهداشت شهروندان است- داشته باشیم و ضمن شفافیت و اتقان و کیفیت و انطباق تصمیم با خیر و منفعت عمومی، تدابیر و اقدامات مقام اداری را در راستای تسهیل خدمات پزشکی و رشد پزشکان در دوره اموزشی با ایجاد انگیزه کیفیت افزون تر درک کنیم. اعمال سیاست گذاری وزارت طبق اصل 40 قانون اساسی نباید وسیله اضرار به غیر شده و زندگی و معیشت و رشد پزشکان نورسته و متخصص را مختل کند. اقدامات بدون رعایت حقوق مکتسبه و انتظارات مشروع و رعایت غبطه و صلاح ذینفعان تصمیم اداری در مصاف رعایت الزامات کرامت انسانی و منصفانه بودن تصمیم اداری و موجه سازی تدابیر مقامات عمومی است. صلاحیت های اختیاری و اجباری مقامات عمومی باید در جهت منافع عمومی و نه اهداف پیدا و پنهان مخل حقوق ما ذینفعان تمشیت شود. مرجع عمومی باید مسئولیت این تصمیمات خسارت بار را لحاظ نموده و منعطف و پذیرا، مستدل و موجه به حقوق دستیاران تخصصی، فوق تخصصی و پزشکان طرحی احترام گذاشته و حمایت و تسهیل در فضای کار و خدمت پزشکی نمایند.

ما به عنوان شهروند حق داریم از کار شایسته بدون بهره کشی و اجحاف اداری بهره مند شویم.

عدم رسیدگی و اعمال تغییرات اساسی در وضعیت نابسامان معیشت پزشکان جوان به شدت در عملکرد آنان تاثیر گذاشته و متعاقبا سلامت جامعه تهدید خواهد شد.

 

این شیوه مقررات گذاری ناقض حق و انگیزه کش مصداق این بیت است که

 

"تو را تیشه دادند هیزم شکن      ؛          نگفتند دیوار مردم بکن "

 

امید که با تدابیر بهنگام مقامات مسئول روند خسارت بار جاری نسبت به دستیاران تخصصی، فوق تخصصی و پزشکان طرحی متوقف شود.

 

با احترام

شماری از دستیاران تخصصی ، فوق تخصصی و پزشکان طرحی

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر