کد خبر: 103466
A

دکتر امید رضا فراهی تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: امیرکبیر در حوزه سیاسی و نظامی در دو جناح داخلی و خارجی عمل کرد. از همین روی او را می توان الگوی خوبی برای اداره وضعیت فعلی کشور در نظر گرفت. لذا افرادی شبیه امیرکبیر می توانند کشور را از شرایط فعلی خارج کنند که هم مدیر بحران باشند، هم در حوزه مسائل نابسامان کنونی مانند اقتصاد و سیاست خارجی استاد باشند تا بتوانند به خوبی آنرا مدیریت کنند.

به گزارش دیده بان ایران؛ چند ماهی بیشتر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است و احزاب و گروهای مختلف در پی آن هستند که گزینه مورد نظر خود را روانه پاستور کنند. اما در این بین برخی از سیاسیون از لزوم حضور یک رضا خان در قامت یک رئیس جهوری نظامی دفاع می کنند و عده ای دیگر هم آنرا آفت کشور می دانند. دکتر امید رضا فراهی، کارشناس مسایل سیاسی اما بر این باور است که کشور در شریط فعلی به شخصیتی شبیه امیرکبیر بیشتر نیاز دارد چرا که از جهات بسیاری شرایط حال حاضر ایران به دوره عهد ناصری شبیه است و می توان با الگو قرار دادن میرزاتقی خان امیرکبیر شرایط کشور را سامان داد. 

مشروح این گفت وگو را در پی می خوانید:

 

*در شرایط فعلی کشور نیازمند چه کسی هستیم؟

بنده معتقدم که اصولاً نباید برای بررسی یک موضوع و رسیدن به جواب آن موضوع، انرژی زیادی مصرف کنیم به همین دلیل تجربه را بسیار پر اهمیت می دانم. ما به این جمله اعتقاد داریم که تاریخ تکرار می شود. یکی از مسئولان کشور اظهار کرده بودند که نظامیان امیرکبیر زمان هستند. من از زاویه دیگری به این جمله خواهم پرداخت که آیا این حرف درستی هست یا خیر.

ابتدا باید به این نکته بپردازیم که شرایط فعلی کشور چه ویژگی هایی دارد. در زمان امیرکبیر فساد همه کشور را فراگرفته بود، کادر هیات حاکمه به صورت غیرقابل اصلاحی در فساد غوطه ور شده بودند. صنعت به صورت موجود در کشورهای پیشرفته آن روز دنیا در ایران به چشم نمی خورد. صنایع دستی مختصر موجود هم در مقابل هجوم مصنوعات کشورهای مترقی رو به ورشکستگی بود. کشاورزی و دامداری هم به همان وضع قرون وسطی باقی مانده بود. اگر کسی هم به فکر بهره برداری از ذخایر و معادن و ثروت های خدادادی کشور می افتاد با توجه به وضع زمامداری و کارشکنی ها منصرف میشد. بازار رشوه و دزدی و زورگویی و تجاوز و تعدی هم به شدت رواج داشت. از طرفی هم القاب پرطمطراق و عناوین پر زرق و برق هم که حاکی از روح تنمر و تفکر عده ای مغرور بود در میان طبقه بالا دست به دست می گشت. با این شرایطی که وجود داشت امیرکبیر شروع به اصلاحات کرد.

*فرد مورد نظر برای اداره کشور چه تفکری باید داشته باشد؟

در پاسخ به این پرسش شما عرض کنم که باید به همان شرایط امیرکبیر اشاره کرد. امیرکبیر در حوزه سیاسی و نظامی در دو جناح داخلی و خارجی عمل کرد. از همین روی او را می توان الگوی خوبی برای اداره وضعیت فعلی کشور در نظر گرفت. لذا افرادی شبیه امیرکبیر می توانند کشور را از شرایط فعلی خارج کنند که هم مدیر بحران باشند، هم در حوزه مسائل نابسامان کنونی مانند اقتصاد و سیاست خارجی استاد باشند تا بتوانند به خوبی آنرا مدیریت کنند.

در تاریخ آمده که امیرکبیر به سبب فساد اداری که وجود داشت و در ساختار دیوانسالاری کهنه ای که در عصر ناصری به جز رشوه و چاپلوسی و غارتگری و عدم شایسته سالاری و تجاوز به حقوق مردم هیچ نتیجه ای نداشت، یک نظمی ایجاد کرد که هیچ کس قادر نبود بر حقوق بیچاره و فقری تعدی کند. این نکته بسیار مهمی بود که در حوزه بروکراسی های اداری که الان ایجاد شده است و به واسطه آن بسیاری از کارها انجام نمی شود؛ آن نامزدی که قرار است برای انتخابات ریاست جمهوری آماده شود اگر توانمندی و وجه اش شبیه امیرکبیر است می تواند این مشکل را حل کند.

*عملکرد امیرکبیر در سیاست خارجی به چه شکل بود؟

امیرکبیر به امور سیاست خارجی توجه ویژه ای داشت. به همین دلیل در شرایط حال حاضر کشور که سیاست خارجی اهمیت بسیار زیادی برای ما دارد می توانیم امیرکبیر را الگوی خود قرار دهیم. امیرکبیر سیاست خارجی و دستگاه وزارت امور خارجه اش را توسعه داد. ضمن اینکه در اجرای این سیاست ها خیلی سختگیر و منظم بود. 

یک نویسنده انگلیسی درباره شخصیت امیرکبیر می گوید: "میرزا تقی خان برای نجدید حیات ایران برخواست یگانه مردی بود که کاردانی، وطن پرستی و اخلاق استوار همه در شخصیت او جمع آمده بود. و می توانست رهبری کشتی دولت را برعهده گیرد و از میان سختی و مصائبی که وجود داشت بگذرد و سلامت به مقصد برساند." 

این جملاتی را که این نویسنده انگلیسی عنوان می کند قشنگ می توانیم متوجه شویم که ما برای کشور به چه شخصیتی نیاز داریم. شخصی که کاردان باشد و وطن پرستی خودش را ثابت کرده باشد و بر وعده هایش باقی بماند و در امور اقتصادی  و سیاست خارجی و نظامی گری توانمند باشد. 

ما به عنوان شهروند باید چنین شخصیتی را انتخاب کنیم تا بتواند برای آینده ما تصمیم گیری های درستی را اتخاذ کند.

*ارزیابی شما از اینکه برخی اعتقاد دارند امیرکبیر شخصیتی مستبد بود چیست؟

امیرکبیر در ارزشیابی خود روش استبداد مداری داشت. البته این «استبداد»ی را که عنوان می کنند به سبب وضعیت اجتماعی و فرهنگ آن زمان بود که برای امیرکبیر ایجاب می کرد. بنابراین این جمله منوط براین نیست که الان باید به صورت استبداد و زور اصلاحات امیرکبیری را انجام داد به این دلیل که شعور اجتماعی دنیای امروز با دوران امیرکبیر متفاوت است.

روش امیرکبیر سه جنبه بسیار مهمی داشت که عبارت است از یک اینکه بر پایه قانون و عدالت نهاده شده بود. دوم اینکه برای تربیت ملت اهمیت ویژه ای قائل بود و سه اینکه دغدغه رضایت و خرسندی مردم را داشت.

حال اینکه ما این سه الگو را در این زمان می توانیم به آن کسی که میخواهد وارد کارزار انتخاباتی شود را گوشزد کنیم که قطعاً با بکارگیری این سه روش قطعاً به نتیجه خواهد رسید.

مجموع نظام سیاسی امیرکبیر به گونه ای بود که او را نسبت به سایر زمامداران عصر خود متمایز می کرد تا نظمی را که او در کشور پیاده کرده بود به نظم میرزاتقی خوانی مشهور شد. در این مسیر کار قدرت و تدبیر و قدرت به هم آمیخته بود لذا سرانجام امیرکبیر یک امنیت داخلی را برقرار کرد که این موضوع تنها دلالت بر استقرار قدرت دولت و یا فرمانروایی سیاسی نداشت بلکه شامل ایمنی اجتماعی و قضایی هم میشد.

*فعالیت های اقتصادی امیرکبیر به چه شکل بود؟

امیرکبیر در حوزه اقتصادی کارهای شایانی را انجام داد. به طور مثال او توانست صنعت جدید را که در آن دوره در ایران وجود نداشت ایجاد کرد و توسعه کشاورزی را انجام داد. یعنی اینکه ایمنی اجتماعی و حفظ حقوق کشاورزان را که دو عامل اصلی ترقی کشاورزی بود را ایجاد کرد. میزان تولید مواد کشاورزی افزایش یافت، کشت محصولات تازه آغاز شد. سد ناصری را روی کرخه، سد گرگان، پل شوشتر را بنا کرد. یعنی با یک نگاه به وضعیت حال حاضر کشاورزی ما می توانیم به این نکته پی ببریم که کشاورزی دوره ناصری هم از جهتی شبیه وضعیت کشاورزی حال حاضر ما بود. پس واقعا ما برای اداره کشور به یک امیرکبیر نیاز داریم.

در حوزه اقتصادملی سیاست امیرکبیر حمایت از اقتصاد داخلی کشور بود. همان چیزی که رهبری بارها به آن اشاره کرده اند. اندیشه اقتصادی امیرکبیر این بود که صنعت داخلی کشور ترقی پیدا کند. صادرات افزایش پیدا کند و بازار کالاهای فرنگی محدود شود. اقتصاد بازار خارجی ما بر آزادی تجارت قرار بگیرد. بطور کلی سیاست امیرکبیر پر دو پایه بود یکی کاستن خرج دولت و دیگری عایدات یا همان مالیات. یعنی اینکه اگر همین حالا ما این دو موضوع را پی بگیریم بسیاری از مشکلات ما حل بشود و خیلی هم نگاهی به دست بیگانگان نداشته باشیم.

امیرکبیر در حوزه اجتماعی هم مدرسه دارالفنون را تاسیس کرد، روزنامه وقایع الاتفاقیه را بنا نهاد  در دیوان عدالت اصلاحاتی را انجام داد، اخلاق و کردار مدنی را ایجاد کرد، امور شهر و خدمات شهری را ایجاد کرد. با رشوه خواری مبارزه کرد در حوزه خدمات شهری خیلی تلاش کرد تا آبله کوبی را در سراسر کشور مرسوم کرد. که ما در نمونه حال حاضر ویروس کرونا را با آن مواجه ایم که در آن دوره مرض ابله بود که امیرکبیر برای از بین بردن آن مریض خانه هایی را با قابلیت پذیرش بالا و به نوعی چهارصد تخت خوابه با داروخانه را ایجاد کرد.

بنابراین کسی باید در شرایط حاضر داوطلب اداره کشور شود که دغدغه پیشرفت فرهنگی و مذهبی کشور را داشته باشد. و با پشتوانه ایمان به خدا و عشق به پیامبر و خاندانش از تعصبات خشک و بی جا به دور باشد و با انحرافات مذهبی هم مقابله جدی کند. بنده اعتقاد دارم که شخصیتی مانند امیرکبیر در کشور وجود دارد اگر که همه مردم به اتفاق این مشخصات را کد گذاری کنیم و در اشخاصی که برای انتخابات ریاست جمهوری خودشان را آماده میکنند مثل یک پازل چینش کنیم و آن فرد را پیدا می کنیم.

 

منبع: دیده بان ایران

 

 

 

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر