کد خبر: 115258
A

بیش از یک هفته است که کابل و دولت پیشین این کشور سقوط کرده و طالبان که طی کمتر از 10 روز همه استانهای افغانستان را تصرف کردند و در نیمروز یکشنبه 24 امرداد 1400 فاتحانه وارد کابل شدند بر این کشور مسلط شده است. جدا از بحث پرچم ملی افغانستان که طالبان هیچ تمایلی به استفاده از آن را ندارد و آن را بر نمی تابد، این گروه اعلام کرده حکومتش مبتنی بر شریعت خواهد بود، نه دمکراسی که همین موضوع بسیاری از مردم افغانستان را که امید نیم بندی به شبه ­دمکراسی آمریکایی که یانکی ها در افغانستان فراهم کرده بودند داشتند، ناامید کرده است.

دیده بان ایران- این روزها خیلی از تحلیل­گران خروج امریکا از کابل را با شکست ارتش این کشور در ویتنام جنوبی و بیرون رفتن آنان از سایگون پایتخت آن کشور که اکنون «هوشی­مینه» نامیده می شود  در  1975 مقایسه می کنند، رویدادی که در آن 70 هزار ویتنامی به همراه بقایای ارتش ایالات متحده بوسیله بالگردهای شینوک و آپاچی از بام سفارت امریکا به عرشه ناوهای امریکایی در دریا تخلیه شدند؛ از این واقعه، هالیوود چند فیلم اکشن هم ساخته که یکی از آنها «آسمان و زمین» به کارگردانی «الیور استون» نام دارد و من فیلم را به روزگار دانشجویی  آن هنگام که  ویدئوها را «پتوپیچ» می کردند، دیده ام.

از دیگر سو بیش از یک هفته است که کابل و دولت پیشین این کشور سقوط کرده و طالبان که طی کمتر از 10 روز همه استانهای افغانستان را تصرف کردند و در نیمروز یکشنبه 24 امرداد 1400 فاتحانه وارد کابل شدند بر این کشور مسلط شده است. جدا از بحث پرچم ملی افغانستان که طالبان هیچ تمایلی به استفاده از آن را ندارد و آن را بر نمی تابد، این گروه اعلام کرده حکومتش مبتنی بر شریعت خواهد بود، نه دمکراسی که همین موضوع بسیاری از مردم افغانستان را که امید نیم بندی به  شبه ­دمکراسی آمریکایی که یانکی ها در افغانستان فراهم کرده بودند داشتند، ناامید کرده است.

در این میان  رویدادها و تحلیل های فراوان و متفاوتی درباره اوضاع این کشور دیده و بیان می شود از  بوجود آمدن هسته های مقاومت به رهبری احمد مسعود  در دره پنجشیر  تا یاد آوری عهدنامه پاریس و زمزمه بازپس گیری هرات  و یا منطقه ای حایل میان ایران و قلمرو طالبان  شامل استانهای هرات، نیمروز و فراه تا حتی المقدور بخشی از مردم افغانستان با حمایت دولت ایران از تیررس طالبان در امان بمانند. هواداران این نظریه  بر این باورند که خود اهالی استانهای غربی افغانستان هم به این امر راضی می باشند و در توجیه  این عمل که آن را حق قانونی ایران می دانند  به تصرف جزایر فالکند توسط بریتانیا در سال 1982 ، تصرف شبه جزیره کریمه بوسیله روسیه  در سال 2014 و تصرف ناحیه قره باغ بوسیله  جمهوری آذربایجان در چند ماه پیش استناد می کنند و آن را در این برهه از زمان امری بایسته می پندارند.

با وجود این اما نکته ای که بایستی مورد ارزیابی قرار گیرد، آینده مردم افغانستان و چگونگی فروپاشی زودهنگام دولت و ارتش این کشور است که  نه تنها موجب بهت و حیرت مردم این کشور و افکار عمومی جهان شد بلکه باعث گردید که حتی سرویسهای امنیتی اروپایی همچون آلمان هم نسبت به آن به دیده شک و گمان بنگرند و این فروپاشی را به یک زدوبند سیاسی پیوند زنند که دور از ذهن هم نمی باشد.

از دیگر سو باید از  اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان که این روزها سر از امارات متحده عربی درآورده و با پیامهایی سعی در تبرئه خود دارد هم به ترتیبی سخن گفت؛ نخست اینکه بر همه ثابت شده او «فارسی­ستیز» و «ایران­ستیز» است با شبکه زلمای خلیل زاد و حامد کرزای اهدافی را در  پشتونیزه کرده افغانستان در سر می پروراند و دوم آنکه می دانیم مردم افعانستان پس از بیست سال رهایی از سلطه طالبان کم کم رشد نهادهای نیم بند دمکراتیک را در کشورشان می دیدند و ارتش ملی شان پس از 40 سال فروپاشی و نابودی بار دیگر احیا شده بود. این مردم ستم دیده به رغم رفتارهای نامتعارف اشرف غنی در تصفیه ارتش و دیوانسالاری افغانستان از دیگر اقوام این کشور و سپردن مناصب به پشتونها و فساد گسترده در ارکان دولت، اما باز هم او را رئیس کشور و حتی المقدور دارای کاریزما می پنداشتند که گویا می توان به او تکیه کرد و امیدوار بودند که دوران چهل و چند ساله هرج و مرج  بر کشور پایان پذیرد. زیرا به قول قدیمی ها قانون بد، بهتر از نبودن آن است و دولت هم در حکم قانون است و پوشیده نیست که همه عناصر آن از قانونی به نام قانون اساسی جان می گیرد؛ بنابراین اینکه  مرتب به مردم قول بدهیم و آنان را امیدوار کنیم  برای رئیس جمهور یک کشور خواه مشروعیت داشته باشد و خواه نداشته باشد صفتی پسندیده  است زیرا مردم هنوز امیدوارند که لااقل آقا بالاسری دارند و شخصیت کاریزمایی آنها را زیر بال و پر گرفته  است. اما اینکه بعد از آن همه لاف زدن در بزنگاهی تاریخی با چند اتومبیل پر از دلار، ارگ حکومتی را ترک و با هواپیما  به مقصدی نامعلوم بگریزی و حتی  فرصت نکنی این همه پول را به هواپیما انتقال دهی تا نیمی از آنها در گیت های فرودگاه جا بماند و به چنگ مامورین امنیتی بیافتد، دور از جوانمردی است؛ البته منظورم فرار است و نه دلارها؛  زیرا مردمی بی پناه را که امیدی نیم بند به تو داشتند در میان گرگهای گرسنه تنها گذاشتی تا ناچار شوند برای حفظ جانشان حتی به هواپیما بچسبند و دهشتناک از آسمان بر زمین بیافتند و تکه تکه شوند. پس آقای غنی! که شایسته پیشوند آقا هم نمی باشی، آگاه باش!  این شیوه حکمرانی، نوع بشر را می رنجاند و  لاف های محمد سعید الصحاف  را در اذهان زنده می کند.  

تصاویر فرودگاه کابل  در روز دوشنبه  25 امرداد  و روزهای بعد و این طالبان گریزی مردم، حرفهای خنده دار افرادی را که می گویند طالبان عوض شده و با مردم و بویژه شیعیان کاری ندارند، باز هم انسان را به یاد پیامدهای تکراری تاریخ می اندازد، آنجا که پس از حمله ارتش آلمان نازی  به لهستان در سپتامبر سال 1939 وقتی نیروهای گشتاپو خانه به خانه  در محله یهودیان ورشو بدنبال پیروان حضرت موسی می گشتند و یهودیان درمانده از بقیه مردم شهر یاری می خواستند، مردم شهر با بی تفاوتی شانه های خود را بالا انداخته  و می گفتند به ما چه مربوط! با ما که کاری ندارند! اما وقتی داستان کشتار و اسارت مردم محله یهودیان ورشو به پایان رسید؛ نازی ها به سراغ دیگر مردم شهر رفتند و کاری کردند کارستان که همه این وقایع را «ویلیام شایرر» در کتاب ظهور و سقوط رایش سوم به تفصیل نوشته است.

در این میان مردم بویژه زنان افغانستان که  تجربه حضور طالبان در قدرت را در گذشته داشته و از رویکرد این گروه درباره حقوق خویش آگاهند از همه گریان تر و نگران ترند؛ باید روزی را که  در تهران و در برابر سفارت افغانستان و یا در قم در کنار حرم حضرت معصومه (ع)تظاهراتی با حضور انبوه افغانستانی ها برگزار شد می دیدیم که فریاد مرگ بر طالبان را از سویدای دل فریاد می زدند. حتی برخی  از زنان این کشور بر  زمین نشسته همچون مادران «فرزند­مرده» شیون می کردند و با  زنی  هزاره که در کابل بر کف خیابان زار می زد و می گفت کربلا اینجاست! همصدا بودند، گویی هنوز زخم جنایات طالبان در وجودشان التیام نیافته  است و آن را در خاطر دارند.

یادم هست در دوران دانشجویی از دکتر محمد تقی امامی استاد ارجمندم که درباره اضمحلال تمدنها سخن می گفت با تعجب پرسیدم استاد! مگر می شود تمدن را از پیشرفت بازداشت و تمدن به عقب برگردد؟ ایشان با لبخند همیشگی پاسخ دادند: بله جوان! روم باستان با آن همه سازه باشکوه همچون استادیوم های کوله سه ام که گلادیاتورها در آن همدیگر را می کشتند، حمام های بی نظیر با آب گرم  که نظیرش را اکنون با نام جکوزی می بینیم و ارتشی نیرومند که نیمی از دنیای آن روز را گشوده بود، با هجوم اقوام وحشی به اروپا و حمله هونها به رهبری آتیلا نابود شد و هزار سال قرون وسطی یا دوره تاریکی در اروپا پدید آمد؛ استاد امامی ادامه داد روزگاری در دوران محمد ظاهر شاه، دانشگاه کابل، فرهنگ فارسی آریانا را منتشر می کرد که با فرهنگ دهخدای ما برابری می کرد؛ اما اکنون طالبان در  آن دانشگاه اسب بسته و آن را تبدیل به اصطبل کرده است.

با تمامی این گفته ها اکنون چراغ امید در دل مردم افغانستان به خاموشی گرائیده و علاوه بر مردمی که اکنون در داخل افغانستان زندگی می کنند، آنانی هم که توسط ارتش امریکا به بیرون از مرزهای این کشور تخلیه می شوند و آینده خود را در ایالات متحده متصور بودند حالا سر از کشورهایی همچون آلبانی ، اوگاندا، قطر و چند کشور دیگر درآورده اند تا ببینند ایالات متحده و هم پیمانانش درباره آنان چه تصمیمی خواهند گرفت بنابراین آنچه نور امید را در دل این مردم  بار دیگر تابان می سازد پایان دادن به این شرایط است. از سوی دیگر حکومت طالبان هم چون  با زور  شمشیر  پا گرفته و نزد مردم از مشروعیت برخوردار نیست حتی اگر نیرومندترین نیروی مسلح  را هم داشته باشد بی تردید پایدار نخواهد ماند و تجربه ویتنام و انقلابهای گسترده در جهان گواه این مدعاست.

و پایان سخن اینکه افغانستان یکی از مهمترین کانونهای تمدنی در ایران و جهان است؛ از دولت یونانی باختر در پایان عصر هخامنشی تا پادشاهی کوشانی در عصر اشکانی و ساسانی  و جنبش های استقلال طلبانه  ایرانیان پس از اسلام و دولتهای باشکوه پس از  آن گواهی دیگر بر این گفته هاست و  بی تردید هیچ قرابتی با طالبان و طالبانسیم ندارد، بنابراین بیائیم به این قطعه بازمانده از دنیای ایرانی و مردم مظلوم آن که هنوز زبان فارسی را در آن پاس می دارند یاری رسانیم تا به سرنوشت هندوستان، آسیای میانه و عثمانی پس از فروپاشی تبدیل نشود.

نویسنده: عباس مهری اردستانی

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر