کد خبر: 25081
A
سرنوشت شورای عالی اصلاح‎طلبان چه می‎شود؟

علی صوفی می‌گوید پیروزی اصلاح‌طلبان به صورت تام و تمام مرهون شورای عالی سیاست‌گذاری نیست و نباید نقش رهبری فردی را در این پیروزی نادیده گرفت.

دیده بان ایران: اصلاح‎طلبان سه انتخابات گذشته را با پیروزی پشت سر گذرانده‌اند اما حالا گویی با یک بحران جدی روبرو شده‌اند؛ اصلاح طلبان در حالی در انتخابات 29 اردیبهشت ماه برنده از میدان بیرون آمدند که حالا بعضی از چهره های آنها نه تنها عملکرد شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان را زیر سوال برده اند که بعضی از آنها خواستار منحل شدن آن هم هستند. حجج اسلام رسول منتجب نیا، هادی خامنه ای و محسن رهامی از این چهره ها هستند که علاوه بر انتقاد به عملکرد شورای عالی، موضوع رهبری در میان اردوگاه چپ‎ها را هم قبول ندارند و معتقدند احزاب اصلاح‎طلب باید راهبری این جریان را بر عهده بگیرند نه یک فرد خاص.

علی صوفی وزیر تعاون در دولت اصلاحات و فعال سیاسی هم گرچه عملکرد شورای عالی سیاست گذاری را قابل نقد می داند اما معتقد است نباید نقش رهبری را در جریان اصلاح طلب نادیده گرفت.
او  که قبلا عضو شورای عالی سیاست گذاری بوده، با بیان اینکه پیروزی های اصلاح طلبان مرهون شورای عالی سیاست گذاری نبوده است یا علت تام و تمامش این شورا نبوده است، می‎گوید ما نمی‎توانیم بگوییم اگر شورای عالی را نداشته باشیم کلا اصلاح طلبان در انتخابات های بعدی نمی توانند پیروز باشند. اما این شورا نیازمند تحولی ساختاری است.

مشروح گفت وگوی خبرآنلاین با علی صوفی را در زیر می خوانید؛

***

بیش از یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری می‌گذرد و عده‌ای از چهره‌های اصلاح طلب معتقدند شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود. شما قبلا عضو این شورا بوده اید، آیا این موضوع می تواند بین اصلاح طلبان اختلاف ایجاد کند؟


عملکرد شورای عالی سیاست گذاری یک چیز است و ساختار درونی میان جریان اصلاح طلبان یک چیز دیگر است. نظر آقای منتجب نیا درباره انتقاداتی که بر عملکرد شورای عالی وجود دارد، از نظر من هم پذیرفته است. طبعا همیشه یک نهادی که تصمیم گیر است در مظان انتقاد قرار دارد و اینطوری نیست که عملکرد این نهاد صد درصد مورد تایید همه اعضای آن نهاد باشد. به ویژه در این دوره انتقادها به عملکرد شورای عالی سیاست گذاری و میزان نارضایتی از تصمیمات این شورا زیاد بوده است. اما این نقدها باید مورد بررسی قرار بگیرد تا کار به اختلاف نکشد. البته به وجود آمدن یا نیامدن اختلافات، بستگی به ساختاری دارد که آقای خاتمی در نظر خواهد گرفت. ممکن است آن ساختار با ساختار کنونی در تعارض باشد و در آنجا سعی کنند که به نوعی این تشتت را کمتر کنند.

 

اتفاقا بحث رهبری میان جریان اصلاحات هم محل اختلاف است. حتی گفته شده که رهبریِ شخصی برای جریان اصلاحات حرکتی استبدادی است و رهبری این جریان باید به عهده احزاب گذاشته شود. نظر شما در این باره چیست؟

 

اینکه بگوییم جامعه اصلاح طلبی نیاز به رهبری ندارد و یا اینکه بخواهیم رهبری موجود این جریان را زیر سوال ببریم، مورد قبول من نیست. چون این رهبری، رهبری تشکیلاتی و حزبی نیست که در جایی نشسته باشند و یک رهبر را انتخاب کرده باشند. این رهبری ای است که منشاء آن مطالبات عمومی مردم و رییس دولت اصلاحات است. آقای خاتمی را نمی شود کنار گذاشت و خود او هم نمی تواند از این موضع عقب نشینی کند، چون کسی او را انتخاب نکرده است که حالا بخواهد کناره گیری کند. رابطه ای بین او و مردم وجود دارد و این موضوع تعهداتی را بین طرفین پیش می آورد. این موضوع در هیچ قالب رسمی و تشکیلاتی نمی گنجد که بگوییم که این رهبری را می خواهیم یا نمی خواهیم یا اینکه احزاب باید جایگزین آن شوند.

احزاب نمی توانند جایگزین مسئله رهبری در جریان اصلاحات شوند؛ چون احزاب اگر قدرت داشتند که می توانستند بیشتر اثرگذار باشند؛ در حالیکه می بینیم از سال 92 تا به الان هر موفقیتی که داشته ایم مرهون رهبری اصلاحات یعنی همان رییس دولت اصلاحات است. مردم به صورت فراگیر در کشور این موضوع را قبول دارند و اگر اصلاح طلبان این موضوع را کنار بگذارند، باید ریسک کنند و ببینند که مردم چقدر از احزاب اصلاح طلب حمایت می کنند و آنها را قبول دارند. مشخص است که ریسک خوبی نیست و نمی شود بر روی آن حساب کرد. ما نمی توانیم به مردم دیکته کنیم که چرا مثلا از اظهارات یک نفر حمایت می کنید و از احزاب حمایت نمی کنید! این موضوع معقول نیست چون در قالب یک کار تشکیلاتی حزبی نمی گنجد. این موضوعی است که پیش آمده است و  همه سران اصلاحات از جمله مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی هم این موضوع را قبول داشتند. آقای هاشمی بارها اعلام کرده بود که هرچه آقای خاتمی تصمیم بگیرد، ما از آن حمایت خواهیم کرد. این واقعیت را نمی شود نادیده گرفت.

 

این انتقادات در حالی مطرح می شود که پیش از تشکیل شورای عالی سیاست گذاری، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که متشکل از احزاب بود، وجود داشت. پس چرا اصلاح طلبان رو به تشکیل شورای عالی سیاست گذاری آوردند؟

 

بله دقیقا همینطور است. اگر دوستان الان نقش احزاب را پررنگ می کنند؛ چرا اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که متشکل از احزاب بود از آقای خاتمی خواسته بودند که این شورا را با شورای راهبردی ادغام کنند و شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان را تشکیل دهند؟ اتفاقا کسی که این موضوع را درخواست کرد آقای غریبانی بود که او هم، همسو با آقای منتجب‎نیا است. بنابراین معلوم است که احزاب اصلاح طلب هم این واقعیت را پذیرفته اند که آقای خاتمی در چنین جایگاهی قرار دارد و نیاز دارند حول این محور تصمیم گیری شود. شورای عالی سیاست گذاری هم بر جای خود باقی بماند. به هر حال بعضی از دوستان علیرغم اینکه در شورای عالی سیاست گذاری حضور داشتند به این موضوع انتقاد داشتند و نقدشان هم محترم است. اما این موضوع را نمی شود به پای آقای خاتمی گذاشت. او الان باید تصمیم گیری کند و اصلاحاتی را انجام بدهد، من نمی‌دانم که او الان چه اصلاحاتی را در این زمینه در نظر دارد اما فکر می کنم که مانند دوره گذشته با پایان گرفتن کار انتخابات این دوره، امکان بازبینی و تجدیدنظر در این رابطه به وجود خواهد آمد. باید منتظر ساختار جدید این شورا بمانیم.

البته شورای عالی سیاست گذاری در سه انتخابات گذشته عملکرد مثبتی داشته است. با این حال عمده نقدهای منتقدان این شورا مربوط به چه حوزه‌ای است؟


این شورا از سال 94 و برای انتخابات مجلس تشکیل شد و اعمال سیاست کرد و درانتخابات اخیر هم نه در ارتباط با ریاست جمهوری که درارتباط با انتخابات شوراها در معرض انتقادات شدیدتری قرار گرفت و هنوز هم این موج ادامه دارد. بنابراین بازبینی در ساختار شورای عالی با این موج فزاینده نارضایتی که از تصمیماتشان حاصل شده است، وجود دارد و لازم است که تجدیدنظری صورت بگیرد. این موج نارضایتی در ارزیابی عملکرد شورای عالی در مرکز و استان ها صورت گرفته است که بیشتر مربوط به تغییر ساختارها در این شورا است.

منظور شما این است که با توجه به این انتقادات نباید موفقیت‌های حاصله اصلاح طلبان را مرهون عملکرد شورای عالی دانست؟

به نظر من پیروزی های اصلاح طلبان مرهون شورای عالی سیاست گذاری نبوده است یا علت تام و تمامش این شورا نبوده است. بنابراین ما نمی توانیم بگوییم که اگر شورای عالی را نداشته باشیم، کلا اصلاح طلبان در انتخابات های بعدی نمی توانند پیروز شوند. نقش اصلی در این پیروزی‌ها را رییس دولت اصلاحات داشته است. آن لیستی هم که شورای عالی تایید کرده بود، مورد انتقاد بعضی از اعضای درونی شورای عالی هم بود و حتی در مقطعی، عده ای از این شورا جدا شدند.

اگر آقای خاتمی لیست شوراها را تایید نمی کرد، بعید می دانم این لیست می توانست موفق شود. برای همین هم بود که اول آقای خاتمی از پذیرش این لیست امتناع کرد و در پیام ویدیویی‎ای هم که داد، حرفی از لیست شوراها نیاورد. اما در روزهای آخر او مجبور شد که پیامی در حمایت از این لیست بدهد که آن هم البته یک پیام کتبی بود و با همان پیام مردم به این لیست رای دادند. واضح است که اگر شورای عالی سیاست گذاری هم نباشد آقای خاتمی قطعا ساز و کار دیگری را تدوین خواهد کرد و با آن  سازو کار می تواند همین تاثیرگذاری را داشته باشد.

 

منبع: خبرآنلاین 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر