کد خبر: 46356
A
مهدی مطهرنیا در گفت و گو با دیده بان ایران؛

این کارشناس مسائل بین الملل در رابطه با همگام شدن اروپا با ایران و یا آمریکا در حوزه برجام بیان کرد: اروپا تلاش دارد هم ایران را در دایره منافع خود حفظ کند و هم ایالت متحده آمریکا را؛ ولی در بزنگاه های تاریخی اگر قرار باشد اروپا بین ایران و آمریکا یکی را برگزیند اروپا آمریکا را انتخاب خواهد کرد.

دیده بان ایران: سفر حسن روحانی و هیأت همراهش سوئیس و اتریش، نخستین سفر اروپایی رئیس‌جمهور پس از اعلام خروج آمریکا از برجام است که از نظر سیاسی اهمیتی ویژه ای برای جمهوری اسلامی ایران دارد. این سفر می‌تواند امکانی برای بهبود همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه ایران با کشورهای اروپایی و کم کردن فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا باشد؛ امکانی که در وضعیت این روزهای ایران، بسیار امیدبخش خواهد بود.

 

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان با اشاره به اهمیت سفر رییس‌جمهور به دو کشور سوئیس و اتریش تصریح کرد: این سفر در مقطع کنونی می‌تواند بر روابط ایران با این دو کشور اروپایی و همچنین اتحادیه اروپا تاثیرمثبتی داشته باشد.

 

مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه، در رابطه با همین موضوع به دیده بان ایران می گوید: درموقعیت کنونی لبه های اصطحکاک ایران و آمریکا در حال تبدیل به به وضعیتی خطرناک است و تنها راه حل باقی مانده برای حل این مناقشه گفت و گو مذاکره است.

مشروح گفت و گوی دیده بان ایران با این کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل به شرح ذیل است؛

 

آقای مطهرنیا بسیاری از کارشناسان بر این باورند که آقای روحانی دست خالی از سوئیس بازخواهد گشت. نظرشما در این باره چیست؟

 

سفر روحانی به سوئیس در بافت موقعیتی کشور که سیاست های همه جانبه بین المللی برعلیه جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب اقدامات واشنگتن برعلیه تهران، حداقل بهره ای را که برای ایران به ارمغان به همراه داشته است، ایجاد یک فضای رسانه ای مناسب در ارتباط با تلاش های ایران در جهت حل و فصل مسائل موجود ایران با نظام بین الملل از طریق مذاکرات سیاسی و دیپلماسی مسالت جویانه دولت حاکم بر تهران است. گرچه باید بپذیریم که جهان امروز به خوبی بر روی این نقطه توقف کرده که دولت به معنای قوه مجریه در ایران مطرح است و "رئیس جمهور از قدرت چندان زیادی در تصمیم گیری های سیاسی به ویژه در عرصه سیاست های خارجی برخوردار نیست" اما همان اندازه ای که دولت طرف حساب کشورهای مختلف جهان قرار گرفته و پس از 4 دهه این برداشت در اذهان دولتمردان و کشورهای دیگر نیز نهادینه شده است؛ اما این حداقل ها هم در فضای موجود آمریکا بر علیه تهران با توجه به این که سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران شناخته می شود و از سوی دیگر پایتخت اقتصاد مالی جهان خوانده می شود بسیار با اهمیت است.

چرا سوئیس برای آغاز گفت وگوی برجامی انتخاب شده؟!

سفر به سوئیس در ادبیات روابط بین الملل به عنوان یک جغرافیای دیپلماتیک برای حل و فصل بسیاری از مسائل بین المللی از قدیم الایام در ادبیات سیاسی بازتاب داشته است. از این رو باید بدانیم که نفع سفر رئیس جمهور به این دو کشور در فضای کنونی و بازشدن یک فضای رسانه ای برای تحرکات دیپلماتیک و همچنین دیپلماتیک رسانه ای تاحدودی می توانیم بگوییم قابل پذیرش است اما در پاسخ به این سوال که روحانی و دستیارانش با چه دست آوردی از سفر سوئیس بازخواهند گشت، باید گفت که سوئیس یا اتریش کشوری نیست که بتوانیم با دست پر از آنجا بازگردیم بلکه تنها می توانیم بگوییم سوئیس یا اتریش به مثابه ابزار یا ماشینی هستند که برای دستیابی به اهداف می توان از آن ها استفاده کرد.

 

به نظر شما آیا این سفر می تواند زمینه ساز مذاکره ایران و آمریکا در آینده باشد؟

در نهایت مسائل بین ایران و آمریکا به ایستگاهی با نام ایستگاه تصمیم گیری نهایی نزدیک خواهند شد. به هر صورت باید بپذیریم که در موقعیت کنونی لبه های اصطکاک ایران و آمریکا در حال تبدیل به وضعیتی خطرناک است. فشارهای دولت آمریکا، محدود کردن همکاری های بین المللی با  ایران، محاصره منطقه ای تهران است که در نهایت نتیجه چهارچوب این محاصره منطقه ای  با وضعیت ناآرامی های موجود ناشی از جنبش های مدنی فرودستان در شهرهای گوناگون ایران گره می خورد که به همین واسطه و بهره برداری از این طغیان ها، از سوی جنبش های فرودستی می تواند زمینه های ایجاد بحران های بسیار سخت را در آینده ای نه چندان دور برای تهران و کل منطقه به وجود بیاورد. لذا؛ در این رابطه خِرد سیاسی ایجاب می کند که هردو طرف معامله زمینه های مذاکره ای بر پهنا با باند بسیار وسیع را از هم اکنون ترتیب بدهند.

 

اما به نظر می رسد اکثریت جناح منتقد دولت روحانی و البته حاکم بر کشور چنین نظری را برنمی تابند!!

اگرچه ممکن است بسیاری بر اساس عدله متفاوت  حق و یا ناحق براین باشند که صحبت از مذاکره در وضعیت کنونی خارج از منافع ملی محسوب می شود وتصمیم گیرندگان در نظام جمهوری اسلامی ایران با آن موافق نباشند و سخن گفتن از هرگونه مصاحبه را ناشی از سازش کاری و عقب نشینی نخبگان موجود در جامعه ایرانی بدانند اما به هرترتیب باید بپذیریم که هواره به موازات رودررویی و مذاکره بهینه، بسیاری از مسائل از راه دیپلماتیک در دستور کار سیاست مداران است که در واقع همین موضوع یک اصل پذیرفته شده می باشد که با واقعیت امر تفاوتی نخواهد کرد. پایان هرجنگی صلح است.

 

 

 

 

سال ها ایران سخن از کربلا برای بازکردن راه خود به میان آورد ولی درنهایت قطعنامه 98 را شجاعانه پذیرفت و شاید بتوانیم بگوییم در آینده این امر امکان تکرار دارد اگر چه احتمال آن از منظر گفتمان رد شده و منتفی قلمداد شده است.

 

 

به نظرشما اروپا با ایران همراه خواهد شد یا با آمریکا؟

 

اروپا تلاش دارد هم ایران را در دایره منافع خود حفظ کند و هم ایالت متحده آمریکا را ولی در بزنگاه های تاریخی اگر قرار باشد اروپا بین ایران و آمریکا یکی را برگزیند اروپا آمریکا را انتخاب خواهد کرد.

 

 

 

با توجه به بازداشت دیپلمات های ایرانی در اتریش، این موضوع بر میزان کیفیت مذاکرات موثرخواهد بود؟

 

در وضعیت کنونی به نظر می رسد یک جنگ دیپلماتیک در کنار جنگ اقتصادی و تلاش ها در ارتباط با امتداد سیسای ایران در نظام بین الملل آغاز شده است. آنچه که ایالت متحده آمریکا در آغاز تحریم های همه جانبه و فشارهای فلج کننده برای ایران درنظرگرفته است، در آینده ای نزدیک تمام وجوه مورد توجه به یک نقطه تقابل را به آرامی به نمایش خواهد گذاشت و به سرعت از سطوح پایین به سطوح بالای رودررویی و تقابل خواهد کشاند. باتوجه به شرایط موجود بنده معتقدم یک جنگ دیپلماتیک در راه است و کلید این جنگ با ارائه اسنادی برعلیه ایران در کنگره ایالت متحده آمریکا توسط نتنایاهو رقم خواهد خورد.

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر