کد خبر: 65524
A

این روز ها نام چرنوبیل پس از 33 سال دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است. این بار هم با شگفتی و اندوهی که در کوتاه ترین زمان با این نام گره خورد.

به گزارش دیده بان ایران، روزنامه همدلی نوشت: این روز ها نام چرنوبیل پس از 33 سال دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است. این بار هم با شگفتی و اندوهی که در کوتاه ترین زمان با این نام گره خورد.
علت این موج خبری در مورد چرنوبیل، سریالی 5 قسمتی است که شبکه HBO و شبکه اسکای روی آنتن برده اند و چنان توجه مخاطبان را به خود جلب کرده که امتیازش در IMDB رکورد شکن شده تا جایی که سریال بازی تاج و تخت و برکینگ بد را نیز پشت سر گذاشته است.
این واکنش ها به ایران و به خصوص فای مجازی فارسی نیز کشیده شده است. هزاران پست با هشتگ چرنوبیل در شبکه های اجتماعی منتشر شده که محور اصلی اغلب این پست ها تحسین و دعوت دیگران برای دیدن این مینی سریال است.
حسام الدین آشنا هم در صفحه توییتر خود نوشت:
«تماشا و عبرت گرفتن از مینی‌سریال چرنوبیل برای اهالی سیاست و دولت و حکومت بسیار مناسب است. عصاره‌اش این سوال تکان‌دهنده‌است: تاوان دروغ چیست؟ «Whais the cosof lie»


داستان سریال چرنوبیل چیست؟


چرنوبیل داستان یکی از 500 راکتور جهان است. داستانی که هر چند مقامات شوروی سعی در پنهان کردن و بعد کوچک جلوه دادن آن داشتند، اما آن چنان وسیع بود که بعد از 33 سال از وقوع آن هنوز هم هولناک، راز آلود و بهت آور است. داستانی که منجر به کشته شدن 20 هزار نفر، از کار افتادگی 200 هزار نفر، درگیر شدن حدود 5 میلیون نفر، تخلیه کار یک شهر و بحرانی بین المللی شد. داستانی که هنوز هم پایان نیافته است.
سریال چرنوبیل سعی در بازخوانی ماجرای فاجعه نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل - که در ماه آوریل ۱۹۸۶، در اوکراین شوروی دچار انفجار شد - و روشن کردن زوایای پنهان آن را دارد.
فاجعه چرنوبیل که بعد از جنگ های جهانی، بزرگترین فاجعه قرن بیستم محسوب می شود باعث شد کل اروپا از روسیه سفید تا انگلستان در وضعیت اضطراری قرار بگیرند و کل اکوسیستم منطقه را برای سال‌ها تحت تاثیر قرار بدهد به طوری که تا مدت ها پس از حادثه در کشورهای همسایه سرطان تیروئید به یک اپیدمی تبدیل شده بود. برخی می گویند این فاجعه معادل انفجار 100 بمب اتم بوده است.
هر چند ابعاد فنی، کارگردانی و بازی گری سریال قابل توجه است اما شاید آنچه باعث این همه توجه به این سریال شده است، وجه دراماتیک و شگفت انگیز خود فاجعه چرنوبیل باشد.
داستان سریال از لحظه انفجار آغاز شده و سپس با دقتی مثالی زدنی تک تک لحظات پس از آن را به تصویر می کشد. طوری که هم مخاطب را مسخ تصاویر می کند و هم با روایتی مستند او را عذاب می دهد. عذابی ناشی از واکاوی یک فاجعه از یک طرف و ترس از آینده ای محتمل از سوی دیگر.
سریال به شدت روی جزییات تاکید می کند. به خصوص برای نشان دادن اثرات مخرب تشعشعات رادیو اکتیو. زخم های چندش آور، بالا آوردن‌های مکرر و ..... این تاکید بر جزییات به همراه طراحی چهره، طراحی صحنه، نور و رنگ توانسته است در اثرگذاری روی مخاطب موفق عمل کند.
شاید یک سکانس از سریال، چهره مخاطبان سریال را به خوبی به تصویر کشیده است. سکانسی در قسمت اول سریال که اهالی شهر روی پلی ایستاده اند و با چهره هایی مبهوت به شکل گیری یک فاجعه نگاه می کنند.
ژانر سریال تلفیقی از مستند، ترسناک، جاسوسی و دراماتیک است. وروایتی است از مواجهه سیاست با حقیقت، فداکاری، تدبیر و بی تدبیری. سریال با این جمله تمام می شود. «به یاد تمام کسانی که زجر کشیدند و قربانی شدند». و شاید آنچه بحث برانگیز و ناراحت کننده است چرایی این زجر کشیدن و قربانی شدن است.
شخصیت محوری داستان پروفسور لری لوگاسف که تلاش می کند به مسئولین شوروی اخطار بدهد این فاجعه از آنکه آنها تصور می کنند خطرناک تر است. هنگامی که بوریس شربینا مقدار 3.6 رونتگن اورانیوم را آن مقداری جا می‌زند که برای ایکس ری لازم است (در حالی که این مقدار 400 برابر مقدار لازم برای اشعه ایکس است اگر چه بعدا مشخص می شود مقدار اورانیوم 12000 رونتگن بوده نه 3.6 رونتگن). لری لوگاسف در نهایت می تواند گورباچف را راضی کند که برای بررسی اوضاع همراه بوریس شربینا به چرنوبیل رفته و از نزدیک اوضاع را رصد کنند. اساس داتسان تلاش این دو نفر برای نجات افراد بیشتر و بیشتر از شر این فاجعه است. تلاشی که در نهایت منجر به زنده ماندن میلیون ها انسان در سرتاسر اروپا شد.
حزب کمونیست در مواجهه با این حقیقت ابتدا سعی در پنهان کردن آن حتی برای اعضای خود حزب کرد اما حقیقت چنان مهیب بود که پس از چند ساعت ناچار به فریاد زدن آن در خیابان‌های شهر شد.
یکی از نظریه ها در مورد انفجار چرنوبیل، اقدامات خرابکارانه آمریکایی هاست که در این سریالِ آمریکایی به آن اشاره نمی شود. اما آنچه قابل تردید نیست تلاش شوروی برای سرپوش گذاشتن روی حقیقت ماجرا بود. چه بسا اگر شوروی این سیاست را درپیش نمی گرفت و یا مدیران ارشد در ساعات اولیه، انفجار هسته اصلی راکتور را به آتش سوزی سقف نیروگاه تقلیل نمی‌دادند، ابعاد فاجعه کمتر می شد.
مشهور است که هنرمندان برای بیان حقیقت، دروغ می‌گویند، ولی سیاست‌مداران برای پنهان‌کردن حقیقت.


ماجرای انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل چه بود؟
در ۲۵ و ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ متصدیان رآکتور برای انجام آزمایش قطعی برق سیستم ایمنی رآکتور را غیرفعال کردند (کندکننده‌های نوترون را از آن خارج کردند). هدف متصدیان از این آزمایش این بود که بدانند آیا توربین‌های چرنوبیل در هنگام قطع برق قادر به تولید برق کافی برای ادامه کار نیروگاه خواهند بود یا خیر.
نتیجه آن رآکتوری بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانایی در کنترل رآکتور، دمای آن به حدی رسید که بیشتر از میزان حرارت خروجی طرح‌ریزی شده بود.
حادثه زمانی آغاز شد که در ۱۰:۱۱ شب ۲۵ آوریل ۱۹۸۶ نیروگاه چرنوبیل دستور کاهش میزان قدرت رآکتور برای تست را دریافت نمود و نیروگاه شروع به کاهش قدرت رآکتور شماره چهار تا ۳۰ درصد نمود. دو اشتباه واقعه مهلک چرنوبیل را رقم زد: اولین اشتباه زمانی بود که کنترل‌کننده رآکتور به اشتباه و بر اثر عدم تنظیم درست، میله‌های جذب نوترون نیروی رآکتور را تا یک درصد کاهش داد و رآکتور بیش از پیش افت قدرت پیدا کرد. در اینجا بود که پرسنل دومین اشتباه خود را انجام دادند و تقریباً تمامی میله‌های کنترل را از داخل رآکتور بیرون کشیدند. این همانند آن است که اتومبیلی در آن واحد هم گاز بدهد و هم ترمز بگیرد. در این زمان و با وجود نبود میله‌های کنترل‌کننده قدرت در داخل منطقه فعال نیروی رآکتور به ۷ درصد افزایش پیدا نمود.
در ۱:۲۳:۴۵ صبح یک انفجار اولیه پوشش هزار تنی بالای رآکتور را بلند و راه را برای خروج مقدار زیادی بخار آب هموار کرد و این مقدمه‌ای بود بر انفجار دوم ناشی از هیدروژن که ممکن است حاصل ترکیب بخار آب لوله‌های پاره شده و زیرکونیوم یا حتی گرافیت هسته رآکتور بوده باشد.
بلافاصله پس از انفجار اوّل انفجار دوم سقف رآکتور را پاره کرد و ۲۵ درصد از تاسیسات هسته رآکتور را از بین برد. گرافیت (کندکننده) سوزان و مواد داغ هسته که در اثر انفجار بیرون ریخته بود، باعث ایجاد حدود ۳۰ آتش‌سوزی جدید شد، و این شامل سقف قیر اندود و قابل اشتعال واحد ۳ نیز می‌شد که مجاور واحد ۴ واقع شده بود.
تعداد زیادی از کارکنان تاسیسات در عرض چند ساعت نشانه‌های دریافت تشعشع رادیو اکتیو را نشان دادند. عده زیادی کارمند و آتش‌نشان که بدون محافظ مشغول به کار بودند، بیشتر بخاطر شروع آتش‌سوزی در سقف واحد ۳ بود که پیش‌بینی‌های ایمنی را نادیده گرفتند. عده افرادی که در بیمارستان‌ها بستری شدند، تا ساعت ۶ صبح به ۱۰۸ و تا پایان روز اول به ۱۳۲ نفر رسید.
پس از انفجار ابتدا محیط اطراف تاسیسات به امواج رادیواکتیو آلوده گشت و بعد به تدریج ابرهای آلوده به نواحی دورتر سرکشیدند و بارش باران سبب شد که بخش‌های وسیعی از اروپا به مواد رادیواکتیو آلوده شود. در اثر انفجار در رآکتور بلوک چهار تاسیسات اتمی چرنوبیل، مواد رادیواکتیو برای ساختن حدود صد بمب اتمی آزاد شدند. اگرچه در آن سال مقامات اتحاد شوروی سابق در آن زمان، پخش هر گونه خبری را در مورد این فاجعه به شدت ممنوع ساختند. از نظر زیان‌های مالی و انسانی، حادثه چرنوبیل بدترین حادثه نیروگاه‌های هسته‌ای در جهان به‌شمار می‌آید.
در اثر فاجعه چرنوبیل قریب به ۵ میلیون نفر آسیب دیدند، حدود ۵ هزار مرکز مسکونی در روسیه سفید، اوکراین و فدراسیون روسیه با ذرات رادیو اکتیو آلوده شدند. از میان آن‌ها، ۲۲۱۸ شهر و روستا با جمعیت حدود ۲/۴ میلیون نفر در محدوده اوکراین قرار داشتند، فاجعه چرنوبیل جمعیت کشورهای مذکور را تحت‌الشعاع قرار داد. غیر از اوکراین، جمهوری روسیه سفید و فدراسیون روسیه، کشورهای فنلاند، سوئد، نروژ، لهستان، انگلستان و برخی کشورهای دیگر نیز اثرات فاجعه را احساس کردند. عوامل اصلی فاجعه انجام آزمایش بدون فراهم بودن شرایط، سطح ناکافی ایمنی در رآکتور و اشتباهات پرسنل اعلام شد. عملیات امحاء نتایج فاجعه در نیروگاه چرنوبیل از تاریخ ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ تحت ریاست کمیسیون دولتی شوروی آغاز شد. این عملیات از نیمه دوم روز ۲۶ آوریل شروع شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه یافت. در اولین گام یک منطقه انزوا در محدوده ۳۰ کیلومتری اطراف نیروگاه چرنوبیل تعیین شد. از ۲۷ آوریل سال ۱۹۸۶ حکومت اوکراین ساکنین شهرهای پریپیات و چرنوبیل، و روستاهای درونِ منطقه انزوای سی کیلومتری -حدود صد هزار نفر- را به خارج این محدوده انتقال داد. پنهان کردن اطلاعات مربوط به فاجعه چرنوبیل باعث شکل‌گیری و گسترش شایعات باور نکردنی پیرامون نتایج فاجعه شد. ریاست شوروی از پذیرش همکاری بین‌المللی برای انجام عملیات امحاء نتایج فاجعه هسته‌ای امتناع کرد. تنها در سال ۱۹۸۹ بود که حکومت شوروی از آژانس انرژی اتمی به منظور ارزیابی کارشناسی عملیات امحاء، درخواست کمک کرد. فاجعه چرنوبیل وضعیت تشعشع در محدوده‌های بسیاری از کشورهای اروپایی را به شدت تغییر داد. این آلودگی، در ماه می‌سال ۱۹۸۶ در تمامی کشورهای نیمکره جنوبی، در اقیانوسهای آرام، اتلانتیک و منجمد شمالی مشاهده می‌شد.
با وجود گذشت سال‌ها از این حادثه، هنوز آثاری از مواد رادیواکتیو و جهش‌های ژنتیکی در مردم منطقه مشاهده می‌شود. در این میان می‌توان به ناقص شدن نوزادان در دو دهه اخیر، از قبیل بی‌دست و پا متولد شدن اشاره کرد. مقیاس این فاجعه بسیار بیشتر از آن بود که مقامات دولتی آن را اعلام می‌کردند. از رآکتور شماره چهار فقط اتم سزیم و پلوتونیوم نبود که بیرون آمد بلکه دروغی خطرناک‌تر از آن‌ها بود که مقامات سابق شوروی آن را اعلام کردند. بر اساس گزارش‌های اعلام شده مقامات شوروی میزان استاندارد تشعشعات اتمی که یک انسان می‌تواند تحمل کند را در عدد پنج ضرب کرده بودند، که این جرمی بسیار بزرگ است.
از پانصد هزار نفری که با حادثه چرنوبیل مبارزه کردند، بیست هزار نفر مرده‌اند و دویست هزار نفر هم رسماً از کار افتاده اعلام شده‌اند. کسانی هم که زنده ماندند، از بیماری‌ها و سرطان‌های مربوط به تشعشعات اتمی رنج می‌برند. بسیاری از مردم اوکراین و حتی کشورهای همسایه به دلیل وجود ید رادیواکتیو به سرطان تیروئید دچار شدند. شایان ذکر است که تشعشات اتمی چرنوبیل همچنان پابرجا بوده و علی رقم ایزولاسیون نوین آن نمیتوان از آن چشم پوشی کرد آمار افزایش نرخ سرطان اوکراین هم گواه بر شرایط وخیم تشعشات رادیواکتیو که همچنان هم موجود اند است.

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر