کد خبر: 80066
A

صدای استیفای حقوق زنان از حنجره های زجر کشیده ای بلند شده که قرن ها جرات ابراز و فرصت استماع نداشته اند.گرامی داشت روز جهانی زن یک پیام روشن تاریخی دارد و ان هم عزم جزم همگانی و اهنگ اجماع جهانی برای پایان ستم های نابرابری خواهانه و تبعیض های ناجوانمردانه صرفا بدلیل تفاوت های جنسیتی است

 

دیده بان ایران: محمد صالح نقره کار وکیل و حقوق دان در یادداشتی به روز جهانی زن و مسائل زنان در جامعه پرداخت، متن یادداشت را در ذیل آمده است: 

1. روایتی متفکرانه از وضع بشر، دلمشغولی برای تبعیض زدایی و ظلم ستیزی را توجیه اخلاقی می سازد.باری هماره با جهانی مواجه بوده ایم که هر تفاوتی را دستاویز تبعیض به نفع طرف قدرت مند تر نموده است.انبان خاطرات تلخ حافظه تاریخی مردمان این چند هزار سال اخیر سرشار از صفحات تاریکی است که تبعیض منفی و تحقیر سیاه را تقدیر بخش وسیعی از ابنای بشر و ترجیع بند ناسزاواری های تصنعی  به بهانه های مختلف قرار داده است.رنگ و نژاد و دین و جنسیت و جیب و طبقه و اقلیم و تاریخ و جغرافیا فهرستی مستوفا از سیاه و سفید کردن بندگان خدا به بهانه های واهی خود ساخته اعتباری است.در نگاه اخلاقی به بشر ضمن فهم مراتب تفاوت ها و تکثر ها بدنبال ساخت یک تجربه زیسته منهای تبعیض و تحقیر و درجه دو دیدن مخلوقات خدا هستیم.

2.   صدای استیفای حقوق زنان از حنجره های زجر کشیده ای بلند شده که قرن ها جرات ابراز و فرصت استماع نداشته اند.گرامی داشت روز جهانی زن یک پیام روشن تاریخی دارد و ان هم عزم جزم همگانی و اهنگ اجماع جهانی  برای پایان ستم های نابرابری خواهانه و تبعیض های ناجوانمردانه صرفا بدلیل تفاوت های جنسیتی است. انتخاب روز هشتم مارس سال ۱۸۵۷ ناشی از  اعتراض مدنی زنان شاغل به تنگ امده در کارخانه‌های نساجی آمریکا به شرایط غیرانسانی محیط کار ،صرفا یک نماد است که بهنگام تبدیل به یک اغاز خوش انجام شد.اما چه بسیار جنبش ها و کوشش ها که در شرق و غرب بروز و ظهور یافت ولی شنیده نشد یا سرکوب گردید.صاحبان منافع و سوداگرانی که بودنشان سوار بر دوش تبعیض هاست نخواستند این قیام و اقدام طرفی بر بندد و ظلمی ریشه کن سازد.
3. وحالا صدای جهانی بلند است.جهانی که زن و مرد نمی شناسد.دنیایی که زندگی اخلاقی را در پرتو احترام به حقوق متقابل به یاد می اورد.تمرکز این صدا بر منع اشکال تبعیض است. شایسته سالاری ضمن تقسیم موقعیت‌ها بر اساس استعداد و نه جنسیت .این صدای گیرا هرگز منادی شبیه سازی زنان با مردان یا انکار تفاوت ها نیست.نباید این صدا را مخالف طبیعت یا بدعت در برابر سنت دانست.این صدا عین تجلی اراده حق برای دادن استعدادها بر اساس ظرفیت ها است.نه جنسیت ها.این صدا تکثر را می شناسد.تفاوت ها  را صحه می گذارد اما تبعیض های ناروا و قلدر مآبانه را دستمایه سقوط اخلاق اجتماعی تشخیص می دهد و محکوم وجدانها می انگارد.
4. نه به تبعیض سیستماتیک جنسیتی بمنظور چهره پردازی جهانی بهتر و شایسته سالار تر و عادلانه تر است.فقط همین.فراتر از طبیعت زیستی ، قوت حیات معقول و مشی انسانی دنیای امروز در دادن فرصت‌های برابر در همه عرصه های کنش اجتماعی وسیاسی و اقتصادی و اشتغالی و تحصیلی خلاصه می شود.کشتن استعدادها ومحروم کردن توانایی ها و مستضعف نگه داشتن قابلیت ها میوه شجره خبیثه تبعیض جنسیتی و تحقیر کرامت انسانی زنان است.دنیای عقل گرا و خرد باور نمی تواند به اعتبار یک تفاوت اعتباری  کروموزومی چشم بر عدالت زیستی و برابری فرصتهای حیات اجتماعی بر بندد.
5. کاریکاتوری کردن جنبش برابری خواهانه و تنزل ان به یک مشرب مرد ستیز که سیاهی های تاریخی پیشین را مبنای انتقام جویی از مردان می شناساند عمیقا و ماهیتا با برابری جنسیتی و شایسته مداری متمایز است.در این خیزش برای جهانی بهتر و زیست معقول تر همه با هم هستیم.زن ومرد به احترام سلیقه خالق حکیم،به اعتبار خرد،به رسم کرامت ، به  تشخص گوهر وجود و استماع اهنگ طبیعت و فطرت همصدا هستیم.چه زیبا تجسم می بخشد جناب مستطاب "ابن عربی" که ان گوهر حقیقی انسانی فارغ از همه اعتبار ها یک صورت مکنون واحد دارد و ان جلوه گاه تجلی حق است که تجسد و تجسم می یابد. زن و مرد در اصل انسانیّت با هم برابرند که انسانیّت حقیقی، جامع و مشترک و ذکورت و اُنوثت امری عارضی است.  هر کمالی که ممکن است مردان بدان دست یازند زنان هم می‌توانند بدان نایل آیند و از هیچ کمال و مرتبه‌ای محجور نیستند.او با استناد به گوهر شریعت ، صرف تمایز کروموزومی را دستمایه تخفیف و درجه دوبودن و دست پایین بودن نداسته و استدلال های بی مغز زن ستیزانه و تبعیض امیز را تقبیح می کند.
6. اما امروز نیازمند تثبیت وتوسعه و غایت دار بودن این جنبش به سمت فرجامی کرامت مند هستیم.نظم و نظام حقوقی ما باید این خیزش را درک و اصلاح نظام حقوقی بر این مدار را جدی بگیرد.القا کردن این مساله به افکار عمومی که فمینسیم مرادف ضد مرد بودن و جایگاه اعتراضی داشتن و انارشیست بودن و جای مرد و زن را عوض کردن  یک خطای محض است.پیام واقعی جنبش نه به تبعیض علیه زنان روشن و جهانی است.این پیام را درک و برای تبیین صحیح ان تدبیر نماییم.
7. جامعه مدنی حامی حقوق زنان در حقیقت فقط محدود به جنس زنان نیستند.این مشرب با اخلاق حقوق بشری همه دلداگان به کرامت انسانی گره خورده است.این طی طریق را جنسیتی نپسندیم.همه باید برای جهانی سزوارا تر و عادلانه تر –منهای تبعیض-همت مشترک کنیم. 
8. در کشور ما اموزش و ترویج حمایت از حقوق زنان یک ضرورت جدی است.جامعه ای که به زنان مادران خود به دیده ضد تبعیض و شایسته سالارانه ننگرد به مردان خود نیز چنین اجحافی را جاری خواهد ساخت.به کودکان و نسل نورسیده بیاموزیم و کتب درسی و رسانه ها و اخلاق اجتماعی را بدین سوگیری خو دهیم.منع خشونت و تبعیض و ظلم و ناشایسته سالاری همگی مطلوب و مقصود یک تکاپوی خستگی ناپذیر مدنی است و همت بلند می طلبد.این مشعله پر نور و فروغ بادا.
امید انکه مناسبتهای بومی و دینی و ملی و جهانی جملگی مجالی برای تفکر توسعه مند تر بمنظور شناسایی و احیای حقوق جامعه زنان در دنیایی بهتر از انچه امروز زندگی می کنیم گردد وخصوصا نظام های حقوقی به تکریم این حقوق مستحکم تر و منصفانه تر گردند.
محمد صالح نقره کار

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر