کد خبر: 9042
A
دیده بان ایران گزارش می‌دهد

صدا و سیما سالهاست که کارکرد فراگیری خود در سطح ملی را از دست داده است؛ این گزاره‌ای است که حتی خود مدیران این سازمان عریض و طویل هم به آن اذعان دارند؛ سازمانی که علی رغم برخورداری از مزایای تبلیغاتی و کسب درآمد سرشار از تبلیغ برندهای استاندارد و غیراستاندارد، باز هم در تمشیت امورش می لنگد و محتاج بودجه دولت است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی دیده بان ایران، صدا و سیما سالهاست که کارکرد فراگیری خود در سطح ملی را از دست داده است؛ این گزاره‌ای است که حتی خود مدیران این سازمان عریض و طویل هم به آن اذعان دارند؛ سازمانی که علی رغم برخورداری از مزایای تبلیغاتی و کسب درآمد سرشار از تبلیغ برندهای استاندارد و غیراستاندارد، باز هم در تمشیت امورش می لنگد و محتاج بودجه دولت است.

 

سازمانی که باید مالیات بدهد

 

این در حالی است که طبق نظر کارشناسان و متخصصان امور مالی و بودجه ای، صدا و سیما به سبب بهره برداری از مزایای تبلیغاتی و به اصطلاح "ادورتایزینگ" نه تنها نباید سهمی از بودجه عمومی داشته باشد بلکه باید به دولت مالیات هم بپردازد.

با این همه اما، رسانه ملی در بودجه عمومی دارای ردیف است و اگر خدایی ناکرده! اندکی از مقادیر بودجه‌ای آنها کاسته شود، مدیرانش پاستور و کل تشکیلات دولت را با توپخانه رسانه‌ای شان آماج حمله و هجمه قرار می‌دهند.

 

افزایش قابل توجه بودجه صدا و سیما در سال 96

 

به گزارش دیده بان ایران، بودجه این سازمان پرضرر و کم بازده در سال 96، افزایشی 263 میلیارد تومانی داشته است؛ با این همه گویا این میزان افزایش بودجه، چندان مطابق میل مدیران سازمان نبوده است و آنها انتظار بودجه افزون‌تری داشتند! از اینرو به برنامه سازان خود فرمان دادند تا ماشین تخریب دولت را در تمام سطوح و برنامه‌ها راه بیندازند، از بخش‌های خبری گرفته تا میزگردهای به اصطلاح تخصصی و حتی تاک شوهای شبانه! 

اگر زمانی "برجام" تنها دستاویز تخریب و هجمه به دولت از سوی صدا و سیما بود؛ حالا تمام بدنه دولت و وزارتخانه ‌ها باید منتظر پروپاگاندای تخریبی این رسانه به اصطلاح ملی باشند.

 

چهارشنبه طوفانی؛ آتشبار از پارک وی به سمت پاستور

روز چهارشنبه هفته گذشته، اوج عقده گشایی صدا و سیما و بخش های خبری آن علیه دولت و مشخصا وزارت راه بود؛ ده ساعت برنامه سازی با چاشنی دروغ و وارونه نمایی. بی شک یک رکورد بود؛ به قول یکی از کاربران فضای مجازی، حتی "سی ان ان" دوستدار هیلاری کلینتون هم در اوج مبارزات انتخاباتی آمریکا تا این حد علیه ترامپ برنامه سازی نکرد.

صدا و سیما در روز چهارشنبه در دروغ پراکنی و تخریب دولت تا آنجایی سنگ تمام گذاشت که حتی گزارش نیم بند و ناقص کمیسیون عمران مجلس پیرامون واقعه ریلی اخیر را هم وارونه جلوه داد. این رفتار یا به تعبیر دقیق تر کژرفتار رسانه ملی، موجب شد تا عباس آخوندی وزیر راه قلم در دست گیرد و خطاب به رییس این رسانه  نسبت به انتشار اخبار دروغ، تحریف‌شده و جریان‌ساز علیه وزارتخانه متبوعش گلایه کند و به علی عسگری گوشزد کند که«شهروندان به‌وضوح دیدند و شنیدند که به مدت ۱۰ ساعت در تمام بسته‌های خبری صداوسیما و در زیرنویس‌های خبری و مشخصا شبکه خبر اخبار دروغ، تحریف‌شده و جریان‌سازی علیه وزارت راه‌و‌شهرسازی جریان داشت».

آخوندی در ادامه مرقومه‌اش خطاب به رییس رسانه ملی نوشت: آیا بی‌اعتماد ساختن میلیون‌ها ایرانی و ۲۵ میلیون مسافری که سالانه با استفاده از قطار به مقاصد خود سفر می‌کنند، ناظر بر منافع ملی است؟ آن هم سیستمی که در مقایسه با تمام شقوق حمل‌ونقلی ایمن‌ترین آنها است؟ آیا این نوع خبررسانی جفا به جان‌باختگان و ملت ایران نیست؟ آیا آنانکه صدا و سیما را ابزار کرده‌اند و خون جان‌باختگان را دستاویز تصفیه حساب سیاسی خود قرار داده‌اند نمی‌دانند که گزارش‌گری گزینش‌گرانه و برجسته‌سازی امور حاشیه‌ای و یا دروغین و بازی با افکار عمومی برای مطامع گروهی تا چه حد خطرناک است؟

آخوندی در ادامه نامه شدیداللحنش علیه رسانه ملی به یک موضوع خاص هم اشاره کرده است؛ موضوعی که شاید بتوان از آن به عنوان یک دلالی سرشار از سود یاد کرد؛ آن هم با هزینه بیت المال و از طریق رسانه‌ای که باید متعلق به آحاد ملت باشد نه در خدمت جیب گشاد عده‌ای سرمایه دار نفوذ کرده در ساختمان شیشه ای مجاور هتل هیلتون. در نامه انتقادی آخوندی خطاب به علی عسگری آمده بود: "در این میانه یکی به فکر فروش کالای روسی است و دومی به فکر فروش ریل است و در این آشفته‌بازار سیاست‌بازان مقصر تعیین می‌کنند".

 

روشنگری با چاشنی دروغ!

 

اما پس از برنامه سازی و دروغ پراکنی پرحجم صدا و سیما علیه وزارت راه در روز چهارشنبه، سکانس بعدی تخریب دولت بلافاصله در چهارشنبه شب کلید خورد؛ اینبار یکی از وزاری موفق کابینه یازدهم یعنی دکتر قاضی زاده هاشمی در تیررس هجمه پراکنی رسانه ملی قرار گرفت؛ وی با حضور در برنامه یا به تعبیر دقیق تر محکمه "تا ثریا" قرار بود پیرامون طرح تحول سلامت سخن بگوید که ناگهان مجری نوسبیل و تازه کار این برنامه با هیجانی خاص به نمایش یک فیش حقوقی 500 میلیونی مبادرت ورزید و با هدف آچمز کردن وزیر موفق کابینه یازدهم، مدعی شد این فیش حقوقی نجومی متعلق به زیرمجموعه وزارت بهداشت است! امری که با واکنش منطقی و معقولانه وزیر بهداشت مواجه شد و خطاب به مجری برنامه مزبور گفت: «اگر واقعا می خواستید روشنگری کنید و آن انتظاری که از صداوسیما هست که دانشگاه باشد را انجام بدهید، این فیش را که صد درصد دروغ است قبل از برنامه برای بررسی به من می دادید، اصلا چرا به من؟ به دستگاه قضایی می دادید.»

وزیر بهداشت در اثنای انتقاداتش به این نوع برنامه سازی تخریبی صدا و سیما، اشاره‌ای هم به نوع رفتار این رسانه به اصطلاح ملی در قبال تخلفات عدیده دولت قبل داشت؛ زمانی که رییس وقت رسانه ملی با رییس دولت وقت، قرابت فکری و خاستگاه حزبی مشترک داشت و هیچگونه نقدی به دولت را برنمی تافت.  

اما ین نوع برخورد غیرمحترمانه و ناجوانمردانه دست اندرکاران و برنامه سازان رسانه به اصطلاح ملی با دولتمردان موجب شد تا معاون اول رییس جمهور هم به آن واکنش نشان دهد؛ دکتر جهانگیری، روز شنبه در مراسم افتتاح بیمارستان نیایش عرفان گفت:« یکی از رسالت های اصلی ما در این دولت این بوده که غم و باری از دوش بیمار برداریم که در این مسیر طرح تحول سلامت شروع و اجرایی شد و وزیر کاردان، دلسوز، مهربان و پرتلاشی همچون آقای هاشمی این کار را بر عهده گرفت که چند شب گذشته در صدا و سیما ایشان را عصبانی کردند و من تعجب کردم چون این هنر آن‌ها بود که توانستند ایشان را عصبانی کنند».

 

پای شومن اراجیف گو هم به پروژه دولت ستیزی باز شد

 

اما پس از آن چهارشنبه طوفانی به نظر می‌رسید که صدا و سیما اندکی کرکره دولت ستیزی را پایین بکشد و ذره ای هم برای منافع ملی و مصالح عمومی دل بسوزاند که یکدفعه سر و کله یک شومن چیپ و چرند و پرند گو به نام مهران مدیری که خبرهای غیر رسمی حکایت از دستمزدهای میلیاردی اش دارد، پیدا شد؛ ماموریت این به اصطلاح طنازِقافیه تنگ آمده، کاملا مشخص بود، تخریب باتدبیر ترین وزیر دولت تدبیر یعنی دکتر ظریف آن هم در لفافه و با ادبیاتی بسیار نازل و سخیف؛ در حد همان سیفون گفتن آقای حیاتی مجری بخش خبری 21 سیما.

رفتار و گفتار بی ادبانه مهران مدیری در برنامه مبتذل دورهمی، انبوه انتقادات کاربران فضای مجازی را برانگیخت. برخی کاربران با استناد به اخبار و اطلاعات منابع رسمی،  علت این رفتار و گفتار تخریبی مهران مدیری را دستور حامی مالی برنامه دانستند؛ فردی که به یک دستگاه عمومی عریض و طویل مخالف دولت متصل است و ماموریت دارد با پول های هنگفت سرازیر شده از آن دستگاه مزبور، در صدا و سیما علیه دولت برنامه سازی کند. برخی کاربران نیز از دستمزد دومیلیاردی مهران مدیری خبر دادند که مستقیم از خزانه همان دستگاه مخالف دولت رسیده است.

علی ایحال با تمام این تفاسیر و مصادیق به نظر نمی رسد امپراتوری صدا و سیما از حجم آتشبار توپخانه اش علیه دولت بکاهد و بی تردید با نزدیک شد به اردیبهشت 96 موعد انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، بر حجم این آتشبار افزوده خواهد شد؛ دولت هم چندان نباید امیدی به انصاف مدیران و برنامه سازان صدا و سیما داشته باشد، مزه پول های میلیاردی واصله از برخی دستگاه‌های خاص برای آنها از مقوله اخلاقی انصاف بسیار شیرین تر و گواراتر است؛ دولت باید به لحاظ رسانه ای بر قدرت پدافندی‌اش بیفزاید و به فکر روزی باشد که رییس کنونی همان دستگاه ثروتمند خاص، رسما اعلام کاندیداتوری کند، دیگر کیست که بتواند جلوی تبلیغ ها و تخریب های صدا و سیما را بگیرد؟!

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر