کد خبر: 72583
A
حسین واله، دیپلمات پیشین:

کار روحانی مثل راه رفتن روی پل صراط است

معلوم است که روحانی برای هر فداکاری مهیاست. اصلاً پا گذاشتن او در این میدان مین خودش فداکاری بود. او باید همه را در داخل قانع کند که با تعمیق شکاف بین قدرت‌های رقیب خارجی، از هر کدام امتیاز متناسب را برای کشور بگیرد. انواع مقاومت‌ها در برابر او وجود دارد. فرصتش هم زیاد نیست. به‌نظرم ایشان متوجه حجم موانع عظیم بازدارنده هست؛ با این حال سعی اش را می‌کند.

کار روحانی مثل راه رفتن روی پل صراط است

به گزارش دیده بان ایران؛ ابتکار عملی بر پایه یک طرح چهار ماده‌ای که گرچه دو طرف پیرامون کلیات آن به توافق رسیده بودند اما فقدان اعتماد مانع از یافتن یک راهکار نهایی قابل اعتنا برای توافق شد تا همه چیز به روزهای بعد موکول شود. حالا اما گفته می‌شود که فرانسه به همراه ژاپن یک طرح مشترک برای نجات برجام ارائه داده‌اند. حسین واله، دیپلمات پیشین و استاد دانشگاه نسبت به اجرایی شدن طرح مکرون امیدوار است و می‌گوید «روحانی طرح مکرون را رها نکرده است.»
٭٭٭
روحانی در حالی امسال راهی نیویورک شد که به‌نظر می‌رسید تلاش‌های پیدا و پنهان بویژه از طرف فرانسه برای حل کردن مسأله برجام میان ایران و امریکا اوج گرفته بود. مبنای کار هم طرح چهار ماده‌ای او بود که چراغ سبزهایی هم از طرف ایرانی دریافت کرده بود. ابتدا درباره این طرح بفرمایید... پیشنهادات مکرون تا چه اندازه زمینه را برای رسیدن به یک تفاهم فراهم کرده بود؟ آقای روحانی گفته است که درباره موضوعات مطرح شده مشکلی وجود ندارد اما مشکل بر سر «عبارات» این طرح بود. ارزیابی شما از این طرح چیست؟
این طرح برنامه اروپاست گرچه مکرون آن را به‌دست گرفته است. هدف از آن این است که اروپایی‌ها خود را قادر به انجام تعهدات خود بر اساس برجام بکنند. الان مشکل آنها این است که بخش خصوصی در اروپا از ترس تحریم امریکا حاضر نیست با ایران کار اقتصادی کند. مکرون سعی می‌کند ترامپ را راضی کند بر سر راه کار اقتصادی محدود اروپا با ایران مانع تراشی نکند. در نتیجه اروپا بتواند از ایران نفت بخرد و اینستکس را فعال کند. فایده استراتژیک آن برای اروپا این است که تنش در خلیج فارس کاهش می‌یابد و خطر جنگ دور‌تر می‌شود لذا بحران انرژی و مهاجرت و بهم خوردن رادیکال توازن قوا بین دو سوی آتلانتیک پیشگیری می‌شود. دل اروپایی‌ها برای خودشان می‌سوزد گرچه این بار نفع ایران هم در آن هست.
تاکتیک ظریف در تفکیک ترامپ از تیم بی‌مؤثر افتاد. اخراج بولتون که دشمن نشانه دار و سابقه دار ایران است از کاخ سفید پیامی تلویحی به ایران بود. اعلام موضع ترامپ در باب اینکه تنها هدف او جلوگیری از ساخت سلاح اتمی در ایران است نیز عقب نشینی از شروط تعجیزی گذشته بود. ایرانی‌ها هم قبول کرده بودند اگر ترامپ برجام را محترم بشمارد در موضوع‌های دیگر مذاکره کنند.
زمینه برای تفاهم وجود داشت و هنوز هم دارد اما کار بسیار سختی است. ترامپ زیادی دمدمی مزاج است. در ایران نیروهایی هستند که دوست ندارند شکاف ایران و امریکا بهبود یابد. در منطقه و در داخل امریکا هم چنین نیروهایی هستند. طبیعی است که برای ممانعت از توفیق طرح مکرون فعال شوند. اگر خوشبینانه نگاه کنیم، بخشی از حکومت ما معتقد است آنچه ترامپ را از موضع تفرعن اولیه به موضع التماس کشاند، برخورد سخت ایران روی زمین نظامی بود نه مانورهای میدان دیپلماسی؛ لذا نتیجه می‌گیرد که با ایستادگی بیشتر می‌توان به نتایج درخشان‌تر رسید. بعید نیست اشکال به «عبارت» طرح مکرون از این باب باشد؛ والا اینکه فلان واژه یا بند جلو بیاید یا عقب برود چیزی نیست که تصمیمی سیاسی در آن حد، آویزانش باشد.
آقای روحانی برای پیشرفت در طرح مکرون چه تردیدهایی داشت؟ با مخالفت‌های داخلی رو‌به‌رو بود یا صرفاً به ترامپ اعتماد نداشت؟ منظور او از گفتن این جمله که «برای هر نوع فداکاری که به تأمین حقوق و رفاه مردم منجر شود؛ آماده‌ام» چه بود؟ معطوف به دیپلماسی نیویورک بود یا معطوف به آینده؟
قبلاً هم این را گفته‌ام که روحانی الان خارج از راهبرد خودش بازی می‌کند؛ چاره‌ای هم ندارد باید همین کار را بکند. باید هم جبهه داخلی را یکپارچه نگه دارد و هم درجبهه دشمنان شکاف اندازد. این کار سختی است مثل راه رفتن روی پل صراط است. از فرصت‌ها هم باید حداکثر استفاده را بکند.
معلوم است که روحانی برای هر فداکاری مهیاست. اصلاً پا گذاشتن او در این میدان مین خودش فداکاری بود. او باید همه را در داخل قانع کند که با تعمیق شکاف بین قدرت‌های رقیب خارجی، از هر کدام امتیاز متناسب را برای کشور بگیرد. انواع مقاومت‌ها در برابر او وجود دارد. فرصتش هم زیاد نیست. به‌نظرم ایشان متوجه حجم موانع عظیم بازدارنده هست؛ با این حال سعی اش را می‌کند.
آیا دیپلماسی در نیویورک شکست خورد؟ برخی می‌گویند هیچ فرصتی بهتر از حضور اخیر آقای روحانی در نیویورک برای نتیجه بخش بودن دیپلماسی و گرفتن امتیاز از امریکا مهیا نبود... آیا شما این طور فکر می‌کنید؟
نه. روحانی در سیاست داخلی یک «ست بک» داشت اما دیپلماسی شکست نخورده و راهی که شروع شده هنوز باز است گرچه خیلی باریک. من از ریز جزئیات اطلاع ندارم لذا نمی‌توانم قضاوت کنم که آیا کشور هم ضرر خاصی کرد یا نه. پیشتر هم گفته‌ام که تعویق مذاکرات تا وقتی طرف ملتفت شود که عملاً چه محدودیتی‌ها‌یی دارد غلط نیست گرچه هزینه دارد.
ترامپ آماده دادن امتیاز به ایران بود؟ او در شرایط حساسی قرار گرفته است و به گمان برخی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریکا این آمادگی را دارد که به ایران امتیازات زیادی بدهد. این درحالی است که وقوع یکسری تحولات از جمله کنار رفتن بولتون، تعدیل موضع عربستان و یمن و انفعال ترامپ در حمایت جدی از متحدان عربی اش شرایط را به سود ایران رقم زده است... نظر شما چیست؟
موضع سیاسی و اخلاقی امریکا الان در ضعیف‌ترین حد در دهه‌های اخیر است. متحدان امریکا لمس کرده‌اند که زیادی روی آن حساب کرده‌اند. این چیزی است که دهه هاست ایران و برخی سیاست‌های مستقل در جهان سوم مرتب می‌گفتند. اما متحدان و دست نشاندگان امریکا باور نمی‌کردند یا دوست نداشتند باور کنند؛ حالا چاره ندارند. با این واقعیت مواجهند. برآب شدن خیالات آنها شاید سبب شود تغییر مسیر دهند. اما شاید هم سبب نشود چون برای تغییر مسیر، قدرت لازم است. به همین میزان، موضع ایران در منطقه و جهان خیلی قوی‌تر از قبل است. اما آیا ترامپ حاضر است به ایران امتیازی را بدهد که ایران می‌خواهد؟ شک دارم. به نظرم راهبرد اصلی او همچنان گسترش ناامنی و تهدید برای فروش بیشتر سلاح است و شاید حتی تا مرز ایجاد جنگ در منطقه پیش برود.
فعلاً شرایط ژلاتینی است. در نیویورک، به‌خاطر موضوع استیضاح و موضوع انتخابات، ترامپ حتماً مایل بود با ایران کاری بکند. اما تا چه حد؟ من اطلاع ندارم. خبرهایی که نشت کرده حاکی است که وقتی فرانسه بود، طرح مکرون را پذیرفته بوده ولی بعد که به واشنگتن رفت مشاوران رأی اش را زده‌اند. مجدداً رهبران اروپایی او را قانع کرده‌اند. گفته می‌شود که حاضر بوده همه تحریم‌ها را بردارد. اما مقام رسمی خارجی این خبر را رسماً اعلام نکرده است، اینها نقل قول است.
به‌ نظرم انزواگرایی ترامپ تا انتخابات ادامه می‌یابد. در دور بعدی، معلوم نیست به چه سمتی برود. خیلی محتمل است تضاد با چین خیلی تشدید شود و در نتیجه فشار روی خاورمیانه هم بیشتر شود. این موضوع ممکن است سبب شود امتیاز بیشتری به ایران بدهد.
آلترناتیو روحانی برای طرحی که در نیویورک مطرح شد، چیست؟ آیا تردید‌های او برای اجتناب از مذاکره با امریکا و عدم پیگیری جدی طرح مکرون در چارچوب هدف خاص دیگری تحلیل می‌شود؟
معتقد نیستم روحانی طرح مکرون را رها کرده است. اروپایی‌ها باید حداکثر توان خود را به‌ کار گیرند تا برفشارهای ترامپ غلبه کنند. لکن ما هم باید بدانیم که آنها هر کاری نمی‌توانند بکنند. فرق است بین وقتی که نمی‌خواهند با وقتی که نمی‌توانند. گرچه از نظر آسیبی که به ما می‌خورد فرقی ندارد اما از نظر راه علاجی که باید پی گرفت فرق می‌کند. اگر اروپا هم مثل ترامپ نمی‌خواست برجام بماند و به موفقیت برسد ما باید یک کار می‌کردیم. اما حالا که می‌کوشد اما توانش محدود است باید کار دیگری بکنیم. روحانی آمادگی کشور را برای حل و فصل مشکلات باقی مانده با همه از جمله امریکا اعلام می‌کند گرچه به‌طور طبیعی آن را مشروط می‌کند به اینکه توافق‌های قبلی از بین نروند. روحانی باید در ایجاد اجماع داخلی بر سر موضوع هم کار کند. این مسأله در دعوای جناحی حل نخواهد شد. باید با اجماع ملی حل شود. اما ایجاد آن اجماع کار زیادی می‌برد. به نظرم روحانی باید گوشزد کند که از پیروزی‌های نظامی باید زود پیروزی سیاسی ملی ساخت و در چنان حرکتی هیچ نیروی ملی وفادار به کشور زیان نمی‌بیند.

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر