قاچاق حیات وحش میان فضای مجازی
قاچاق حیاتوحش دیگر الزاماً در تاریکی جنگلها، مرزهای صعبالعبور و بازارهای مخفی انجام نمیشود امروز بخشی از این تجارت غیرقانونی به فضای مجازی منتقل شده و گونههای وحشی و حتی محصولات حاصل از آنها میتوانند با چند کلیک در معرض دید خریداران قرار گیرند.
دیدبان ایران؛ اکرم قدرت:چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر »مسیر تازه قاچاق حیاتوحش، به این صورت که هزاران گونه در معرض خطر، فقط با چند کلیک معامله میشوند و قاچاقچیان حیاتوحش از فضای اینترنت برای فروش گونههای در معرض خطر و محصولات حاصل از آنها استفاده میکنند«.
قاچاق حیاتوحش دیگر الزاماً در تاریکی جنگلها، مرزهای صعبالعبور و بازارهای مخفی انجام نمیشود امروز بخشی از این تجارت غیرقانونی به فضای مجازی منتقل شده و گونههای وحشی و حتی محصولات حاصل از آنها میتوانند با چند کلیک در معرض دید خریداران قرار گیرند.
پرسش اساسی اینجاست وقتی فروش یک گونه وحشی میتواند در فضای عمومی تبلیغ شود، دستگاههای مسئول دقیقاً کجا هستند و چرا مقابله با این بازار سیاه هنوز به اندازه سرعت قاچاقچیان پیش نرفته است؟ وقتی سوداگران آزادانه گونههای در معرض خطر را به بازار مجازی میبرند قاچاق حیاتوحش دیگر به قاچاقچیانی که در سایه و در مسیرهای مخفی مرزی فعالیت میکنند محدود نیست. امروز تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای اینترنتی میتوانند به ویترین تازهای برای تجارت موجوداتی تبدیل شوند که برخی از آنها متعلق به طبیعتاند، نه بازار و نه خانه و قفس انسان. در شرایطی که بسیاری از گونههای جانوری در جهان و ایران با تهدیدهایی چون تخریب زیستگاه، شکار، تغییرات اقلیمی و کاهش جمعیت روبهرو هستند، قاچاق و خریدوفروش غیرقانونی آنها در فضای مجازی، ضربهای مضاعف بر پیکر حیاتوحش محسوب میشود.
قاچاقچی فقط آن کسی نیست که حیوان را جابهجا میکند بازار سیاه بدون خریدار، تبلیغکننده و بستر عرضه نمیتواند به حیات خود ادامه دهد وقتی قاچاقچی چند قدم از نهادهای نظارتی جلوتر است سؤال مهم اینجاست که قاچاقچیان چگونه میتوانند از ابزارهایی استفاده کنند که میلیونها کاربر به آن دسترسی دارند، اما دستگاههای نظارتی همچنان برای شناسایی و برخورد با آنها با مشکل روبهرو باشند؟ اگر یک فروشنده بتواند گونهای وحشی یا محصول حاصل از آن را بهراحتی معرفی کند، با مشتری ارتباط بگیرد و معامله را به فضای خصوصی منتقل کند، آیا نمیتوان گفت بخشی از فرآیند نظارت هنوز از سرعت و پیچیدگی بازار جدید عقبتر است یا بهتر بگوییم همدستی بزرگ میان برخی مسوولان مربوطه و قاچاقچیان صورت گرفته است؟
عیسی کلانتری، رئیس سابق سازمان محیط زیست در مورد این خبر به دیدهبان ایران گفت: شکارچیان حیوانات وحشی حلال گوشت، فردی عمل میکنند و حداکثر تیم دو یا سه نفرهای هستند که عمدتا شناخته شدهاند و فقط در زمان شکار، اگر دستگیر و تحویل مقامات قضایی شوند، محاکمه میشوند.
وی گفت: این اقدام به توان محیطبانان و تعهد آنها به کارشان بستگی دارد البته باید در نظر داشت که تعداد محیطبانان در حد کمتر از پنجاه درصد آن چیزیاست که در چارت محیط زیست تایید شده، بنابراین تعداد محیطبانان کم و شکارچیان زیاد بوده و از همه مهمتر بهدلیل افزایش فقر عمومی کشور و گرانی زیاد گوشت قرمز انگیزه شکار غیر مجاز روز بهروز افزایش یافته است.
کلانتری تاکید کرد: در مورد قاچاقچیان حیوانات صورت مساله بهکلی فرق میکند این گروه به صورت شبکه قاچاق گسترده عمل میکنند و بهدلیل شغل قاچاق و پولی که دارند حتی در خارج از کشور نیز حمایت میشوند.
وی اذعان داشت: این قاچاقچیان کاملا بهصورت برنامهریزی شده و از طریق نفوذ در سیستمهای نظارتی، اجرایی و قضایی عمل میکنند و تنها به ضعف نظارتی سازمان محیط زیست مربوط نمیشود بعضی اوقات حتی در صورت دستگیری هم با توجه به نفوذشان در سیستم کشور، موفق به فرار از قوانین و مقررات و تهدیدهای جدی محیطبانان با شرف و متعهد کشور شدهاند. بدون تردید، فساد موجود در کشور سبب موفقیت قاچاقچیان جهت انجام کاری خلاف قانون میشود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ضعف عملکرد یا همدستی عواملی در محیط زیست هم میتواند بستر قاچاق را فراهم کند؟ به عبارت سادهتر، چگونه ممکن است یک فرد عادی به دلیل شکار یک رأس آهو با پروندهسازی قضایی سنگین و حتی حبس مواجه شود، اما سوداگرانی که در مقیاس گسترده اقدام به خریدوفروش، جابهجایی و حتی صادرات غیرقانونی گونههای حیاتوحش میکنند، بهراحتی به فعالیت خود ادامه دهند؟ چه کسی پاسخگوی این دوگانگی در برخورد است؟ افزود: بله. وقتی صحبت از نفوذ فساد در درون دستگاههای اجرایی و نظارتی هست محیط زیست را نیز شامل میشود در ضمن باید اذعان کرد زمانیکه نیاز به حداقل هشت هزار محیطبان هست ولی کمتر از پنجاه درصد فعالیت میکنند واضح هست اگر همه محیطبانها نیز متعهد باشند باز هم بهدلیل کمبود نیروی انسانی، سیستم دچار ضعف خواهد بود.
در پایان باید اضافه کرد وقتی دادهها نشان میدهد شبکههای اجتماعی به بستری برای تبلیغ و عرضه غیرقانونی گونهها تبدیل شدهاند، ادامه برخوردهای موردی نمیتواند پاسخ مناسبی به یک تجارت سازمانیافته و در حال تغییر باشد. خلأ قانون است یا اجرا؟ در بسیاری از بحرانهای اجتماعی و زیستمحیطی، دستگاههای مسئول معمولاً از کمبود قانون سخن میگویند اما پرسش مهمتر این است که حتی قوانین و مقررات موجود تا چه اندازه اجرا میشوند؟ اگر فروش و نگهداری غیرمجاز حیاتوحش ممنوع است، چرا شواهدی از عرضه گونههای مختلف در فضای مجازی دیده میشود؟
آیا مشکل فقط کمبود قانون است یا ضعف در اجرا، یا پراکندگی مسئولیتها و نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول و یا همدستی برخی مسئولان ذیربط با قاچاقچیان؟ وقتی مسئولیت میان چند دستگاه تقسیم شود، این خطر وجود دارد که هر نهاد، بخش دیگری را مسئول بداند و در نهایت قاچاقچی از همین خلأ هماهنگی استفاده کند.
واضح است حیاتوحش فرصت منتظر ماندن برای تعیین مسئول ندارد. بازار سیاه از پشت صفحه موبایل فرمان میگیرد قاچاق حیاتوحش در عصر دیجیتال، چهره خود را تغییر داده است بنابراین مسئله اصلی شناسایی شبکه تأمین، واسطهها، خریداران و مسیرهای مالی این تجارت است. تا زمانی که فقط ویترین بازار بسته شود و انبار و شبکه پشت آن دستنخورده باقی بماند، قاچاقچیان بار دیگر ویترینی تازه پیدا خواهند کرد.
تلخترین واقعیت این است که سود قاچاقچی معمولاً کوتاهمدت است، اما خسارت به طبیعت ممکن است جبرانناپذیر باشد. جمعیت یک گونه ممکن است سالها برای بازسازی نیاز داشته باشد، اما یک شبکه قاچاق میتواند در مدت کوتاهی با زندهگیری، شکار و تجارت غیرقانونی، فشار سنگینی بر جمعیتهای طبیعی وارد کند. نباید فراموش کرد که قاچاق حیاتوحش تنها یک تخلف اقتصادی با حمایت و همدستی ارگانهای مربوطه نیست بلکه این تجارت در نهایت به نابودی سرمایه طبیعی یک کشور منجر میشود.