مرثیه تکراری از شکار غیرمجاز پرندگان مهاجر
پرندگان مهاجر در حالی به تالابهای ایران پناه میآورند که شکار بیرویه؛ آینده پرواز و بقای آنها را به خطر انداخته است.
به گزارش سایت دیدهبان ایران، باز هم فصل حضور پرندگان مهاجر از مناطق سردسیر دنیا فرا رسیده و بازار خرید و فروش پرندگان وحشی رونق پیدا کرده است. بازار سیاهی که هیچکس برای آن سامانی متصور نیست. کارشناسان معتقدند که پرندگان صید شده، غذاهای لاکچری به حساب میآیند که سر از سفره گروهی خاص در میآورند و همین لاکچری بازی، بلای جان پرندگان زینتی شده و انگیزه برای صید زنده این گونهها را تقویت میکند. راهکار آنها برای جلوگیری از انقراض نسل پرندگان در معرض خطر هم آموزش به جامعه محلی است تا این گونهها را سلاخی نکنند و از کمند دامها رها کنند.
صبح، قبل از طلوع آفتاب، جدال بین دامهای هوایی با بالهای پرندگان شروع میشود. همینکه اولین اشعههای خورشید از لای ابرها بیرون میآید، جنب و جوشی در تالابهای شمال شکل میگیرد. پرندگانی که با طلوع خورشید قصد پریدن به سوی مقصد بعدی را دارند، درست در نقطهای که قرار است به سوی آسمان اوج بگیرند، در دامی گرفتار میشوند که با قدرتِ بازوی مردان دامگاهدار در مسیرشان قرار میدهد.
همزمان با آغاز پرواز پرندگان، دامگاهداران شروع به بالا آوردن تورهای هوایی میکنند تا سدی توری در مسیر پرواز پرندگان ایجاد کنند و آنها را صید کنند. دامگاهها در ابتدای هر صبح، محل نزاع انسان و پرندگانی است که میهمان ایران شدهاند و آمدهاند تا از گزند سرمای عرضهای جغرافیایی بالاتر در امان بمانند اما اگر قدرت بالهایشان یاری نکند که از سد تورهای هوایی بگذرند، مقصدشان به جای تالاب بعدی، قابلمه فسنجان خانههای لاکچری میشود. سرنوشت تلخی که هیچ آمار دقیقی درباره آن در دسترس نیست و به گفته عباس عاشوری پرنده شناس؛ دقیقا نمیدانیم که چه تعداد پرنده مهاجر در دام صیادان گرفتار میشوند.
افزایش مهاجرها با یخبندان عرضهای جغرافیایی بالا
این پرنده شناس، پرندگان مهاجر در ایران را به سه گروه تقسیم میکند. آنهایی که بهار و تابستان را در ایران میگذرانند و جوجهآوری میکنند. گروهی که میهمانان موقت هستند و بین دو هفته تا دو ماه در ایران وقت میگذرانند و به سوی زیستگاه اصلی زمستان گذرانیشان میروند که آبچلیک دودی و خوتکای ابروسفید در این گروه جای میگیرند و گروه سوم پرندگان مهاجر زمستان گذران هستند که جوجهآوریشان در بهار و تابستان در عرضهای جغرافیایی بالاتر مثل سیبری غربی و بخش اروپایی روسیه انجام میشود و در فصل زمستان به دنبال وقوع سرما و یخبندان، مهمان تالابهای روسیه، آذربایجان، شمال ایران تا غرب آفریقا و نیل میشوند. این گروه که شامل خانواده مرغابیها، قوها، غازها، اردکها، کاکاییها، کشیمها و پرندگان غواص هستند، هرچه در عرضهای جغرافیایی بالاتر مثل آذربایجان و روسیه یخبندان شدیدتری وجود داشته باشد، بیشتر راهی مناطق گرمتر مثل ایران میشود.
به گفته عاشوری، بر اساس برآورد مرحوم درک اسکات، جمعیت پرندگان مهاجر سیبری غربی و بخش اروپایی روسیه چیزی بین 11 تا 13 میلیون فرد است اما برخی این جمعیت را بین 5 تا 6 میلیون فرد تخمین میزنند. هر تالاب در ایران ظرفیتی بین 220 تا 230 هزار فرد پرنده را دارد و اگر سرما در عرضهای جغرافیایی بالاتر بیشتر شود، حداکثر تا 250 هزار فرد در هر تالاب ایران جای میگیرد. راز اینکه در فریدونکنار هرچه پرنده شکار میشود، باز هم شاهد حضور پرندگان هستیم، به ظرفیت زیستگاه باز میگردد زیرا شکار پرندگان مهاجر، فضای جدیدی برای استقرار گلههای مهاجر تازه از راه رسیده باز میکند.
امکان صید برای گونههای با جمعیت مناسب
اما آیا شکار این پرندگان منجر به آسیب به جمعیت آنها نمیشود؟ عاشوری میگوید که بر اساس مطالعات گذشته، برخی معتقد بودهاند که اگر بین 50 تا 60 درصد جمعیت پرندگان مهاجر برداشت شود، مشکلی برای تداوم نسل آنها پیش نمیآید. برخی دیگر از محققان هم بر این باور بودهاند که اگر 30 درصد از پرندگان یک جمعیت اصلی را برداشت کنیم، هیچ فشاری روی جمعیت نمیآید اما اخیرا محدودیتهایی در صید پرندگان مهاجر اعمال میشود. البته هیچ مطالعهای هم درباره میزان برداشت از جمعیت، انجام نشده است.
او بهعنوان یک مدیر حیاتوحش معتقد است که نباید احساسی تصمیمگیری شود و میتوان اجازه برداشت از پرندههایی مثل خوتکای سرسبز و گونههایی که تعدادشان مناسب است را به میزان اندک صادر کرد اما چالش اصلی شکار پرندگانی مثل اردک سرحنایی یا اردک سرسفید است که جمعیت آن به شدت کاهش یافته و باید مراقب بود که به صورت غیر مجاز شکار نشود. وقتی تورهای هوایی بالا میرود، انتخابی در کار نیست. پرندهای که بال ضعیفتری دارد و نمیتواند به سرعت از مانعی که در مسیر پروازش درست شده، عبور کند، در دام میافتد و دیگر راه نجاتی برایش باقی نمیماند. در چنین شرایطی چگونه میتوان امیدوار بود که جمعیت پرندگان در معرض خطر انقراض آسیب نبیند؟
عاشوری راه حل این مشکل را الگو گرفتن از اروپا میداند. کشورهای اروپایی به شکارچیان آموزش میدهند که گونههای در معرض خطر را شکار نکنند. این نسخه در گیلان هم توسط خود او آزموده شده و پاسخ مثبت دریافت کرده است. صیادان با او تماس گرفتهاند و خبر دادهاند که یک گونه در معرض خطر انقراض در تورشان گیر افتاده و قصد دارند آن را رهاسازی کنند اما قبل از آزاد کردن پرنده از او خواستهاند که این مهاجر در دام افتاده را پلاک گذاری کند. این پرنده شناس معتقد است که هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم. صیادان باید بدانند که غاز پا زرد را نباید شکار کنند اما با توجه به جمعیت مناسب غاز خاکستری امکان صید این گونه وجود دارد. وقتی به کمک آموزش، تفاوت گونهها را فهمیدند، دیگر آنهایی که در معرض خطر هستند را شکار نمیکنند. اگر هم شکار غیرمجاز گونههای در معرض خطر مثل اردک سفید رخ داد، باید با جریمه سنگین آنها را تنبیه کرد و راهی جز این مسیر در پیش رو نداریم.
یک دهه بی عملی سازمان محیط زیست
پرندگان زمستان گذران در حالی راهی تالابهای ایران شدهاند که به گفته علیرضا هاشمی، مدیر موسسه پرنده شناسی طرلان طی 10 سال گذشته، سازمان حفاظت محیط زیست هیچ کاری برای تخمین میزان شکار این پرندهها انجام نداده است.او به هفت صبح میگوید که با وجود شکار 24 ساعته غیرمجاز در منطقه فریدونکنار، کسی به مافیای شکل گرفته در این منطقه کاری ندارد و در این رابطه اقدام موثری انجام نشده است. هاشمی بر این باور است که شکار پرندگان مهاجر از سر نیاز انجام نمیشود و در شرایطی که نظارت دولت بدتر شده، سودجویان بیشترین بهرهبرداری را از شرایط موجود میکنند.
شرایط اقتصادی جامعه رو به وخامت گذاشته و به نظر میرسد در چنین شرایطی تمایل برای صید با هدف تامین غذای خانوارها افزایش مییابد اما مدیر موسسه پرنده شناسی طرلان معتقد است که شکار برای تامین قوت روزانه بسیار محدود است و این افراد ضعیف در سراسر کشور پخش هستند. البته دولت در برخورد با این قشر، قاطعیت لازم را دارد در حالی که با باند سیاه و مافیایی فریدونکنار که ارتباطات خوبی هم با مسئولان یا واحدهای نظارتی دارند، برخوردی نمیکند و هیچ اتفاقی برای این گروه نمیافتد.