شبکه فشار رسانهای در صنعت نفت؟/ آیا برخی پیمانکاران و مدیران در انتقال هدفمند اسناد داخلی به خارج از کشور نقش دارند؟ /لزوم ورود نهادهای نظارتی
با بررسی فضای حاکم بر فضای رسانه ای صنعت نفت ، ابعاد یک شبکه هماهنگ فشار رسانهای در این صنعت کاملا مشهود است. شبکهای که با نگاهی به توییت های برخی اکانت های خاص و فعالان به ظاهر رسانه ای ، دسترسی آنان به اسناد و مکاتبات داخلی موجب شده، از اطلاعات سازمانی مجموعه های نفتی و پتروشیمی بهعنوان اهرم رقابت پروژهای و فشار بر مدیران با هدف تغییر نتایج مناقصات استفاده کنند. سوال اینجاست که آیا پای برخی پیمانکاران و مدیران صنعت نفت و شرکتهای فعال در پروژههای نفتی و پتروشیمی در انتشار روزانه و پر تعداد این قبیل اخبار و افشاگری ها در میان است؟ برخی اکانت های توییتری پروژه ای و باج گیر خارج نشین از چه طریقی به نامه ها و مکاتبات اداری و گاها محرمانه دسترسی دارند؟! چه کسانی با سوءاستفاده از دسترسیهای اداری و ارتباطات درونسازمانی، اقدام به انتقال هدفمند بخشی از مکاتبات فنی، مالی و مدیریتی در صنعت نفت به خارج از کشور کرده اند؟
به گزارش سایت دیدهبان ایران؛ با بررسی فضای حاکم بر فضای رسانه ای صنعت نفت ، ابعاد یک شبکه هماهنگ فشار رسانهای در این صنعت کاملا مشهود است.
شبکهای که با نگاهی به توییت های برخی اکانت های خاص و فعالان به ظاهر رسانه ای ، دسترسی آنان به اسناد و مکاتبات داخلی موجب شده، از اطلاعات سازمانی مجموعه های نفتی و پتروشیمی بهعنوان اهرم رقابت پروژهای و فشار بر مدیران با هدف تغییر نتایج مناقصات استفاده کنند.
سوال اینجاست که آیا پای برخی پیمانکاران و مدیران صنعت نفت و شرکتهای فعال در پروژههای نفتی و پتروشیمی در انتشار روزانه و پر تعداد این قبیل اخبار و افشاگری ها در میان است؟
برخی اکانت های توییتری پروژه ای و باج گیر خارج نشین از چه طریقی به نامه ها و مکاتبات اداری و گاها محرمانه دسترسی دارند؟!
چه کسانی با سوءاستفاده از دسترسیهای اداری و ارتباطات درونسازمانی، اقدام به انتقال هدفمند بخشی از مکاتبات فنی، مالی و مدیریتی در صنعت نفت به خارج از کشور کرده اند؟


آیا همزمانی انتشار این اطلاعات از صنعت حیاتی نفت توسط برخی جریانهای پروژهای خارج از کشور تهدیدات روزافزون آنان به باج خواهی مشکوک و قابل تامل نیست؟
آیا انتشار هدفمند اسناد داخلی صنایع نفت ، پتروشیمی و پالایشگاه های اصلی کشور صرفا برای اثرگذاری بر تصمیمات مدیریتی است یا جدای از ابعاد رقابتی و اقتصادی ، پشت پرده امنیتی با هدف فروپاشی اقتصادی و ایجاد خلا و مانع تراشی در عملیات های توسعه ای و روند تولیدات و صادرات محصولات نفتی و پتروشیمی و در آخر ناامید کردن مردم از بهبود وضعیت اقتصادی کشور دارد؟



-آیا پای رقابت های میلیاردی در میان است یا اهداف امنیتی؟
الگوی فعالیت این شبکه بهگونهای طراحی شده که در مقاطع حساس از جمله زمان ارزیابی عملکرد مدیران یا مراحل نهایی واگذاری پروژههای کلان، موج رسانهای علیه برخی مجموعهها شکل میگیرد و در بعضی مواقع روند کارها کاملا کند و متوقف می شود!
صنعت نفت و پتروشیمی بهدلیل سودآوری عظیم برای کشور ، گردش مالی بالا و پروژههای چند هزار میلیاردی، همواره از اهمیت بالایی برخوردار و محل رقابت شدید شرکتهای پیمانکار نیز بوده است . در صورت صحت ابعاد مطرحشده، این پرونده میتواند نشاندهنده شکلگیری نوعی «رقابت ناسالم رسانهمحور» در اقتصاد و امنیت انرژی کشور باشد.
بر اساس اخبار منابع آگاه اسنادی توسط بعضی نهادها در این زمینه به دست آمده که به زودی منتشر خواهد شد.
یقینا با ورود دستگاه های نظارتی ارتباط بین شبکه داخلی و افراد رسانه ای خارج از کشور مشخص می شود اما تا قبل از آن مسوولان امر باید پاسخ دهند که چرا بعضی اسناد داخلی وزارتخانه ها سر از اکانت ها و رسانه های ضد انقلاب در می آورد؟
آیا شبکه ای هماهنگ در داخل و خارج از کشور برای ایجاد رانت و پولشویی و باج گیری فعال است؟
آیا بعضی شرکت ها و افراد در صنعت نفت با باجگیری رسانه ای به دنبال رانت و درآمدهای های میلیاردی هستند یا هدف اصلی صرفا اقتصادی نیست؟
-زنگ هشدار برای امنیت اطلاعات صنعت انرژی
این پرونده فارغ از نتایج نهایی آن نشان میدهد نظام دسترسی به اطلاعات در برخی پروژههای حساس نیازمند بازنگری جدی است.
افزایش رقابتهای پروژهای، فشارهای اقتصادی و استفاده از ابزار رسانه در معادلات تجاری، میتواند در صورت نبود سازوکارهای شفاف، زمینه سوءاستفاده را فراهم کند