یافته شگفت‌انگیز درباره آگاهی؛ بخشی از مغز در حالت بیهوشی هم «گوش می‌دهد»

پژوهش تازه‌ای نشان می‌دهد حتی در حالت بیهوشی کامل، بخشی از مغز می‌تواند صداها را تشخیص دهد و الگوهای زبان را پردازش کند.

یافته شگفت‌انگیز درباره آگاهی؛ بخشی از مغز در حالت بیهوشی هم «گوش می‌دهد»

به گزارش دیدبان ایران، بیهوشی عمومی معمولاً به‌عنوان وضعیتی شناخته می‌شود که در آن آگاهی به‌طور کامل از بین می‌رود؛ فرد نه درد را احساس می‌کند، نه تجربه آگاهانه‌ای از محیط دارد و نه چیزی را به خاطر می‌سپارد. با‌این‌حال، یافته‌های پژوهش جدیدی نشان می‌دهد بخش‌هایی از مغز ممکن است حتی در این حالت نیز به پردازش اطلاعات ادامه دهند.

براساس شواهد جدید، به نظر می‌رسد آگاهی لزوماً برای انجام برخی از پیچیده‌ترین عملکردهای مغز، مانند تشخیص صداها یا پردازش زبان، ضروری نیست. پژوهشگران فعالیت نورون‌ها را در بخشی از مغز بررسی کردند که نقش مهمی در حافظه و یادگیری دارد. نتایج نشان داد حتی در حالت بیهوشی کامل، این سلول‌های عصبی قادرند صداهای غیرمنتظره را از صداهای تکراری تشخیص دهند، تفاوت‌های ظریف در گفتار را پردازش و حتی احتمال ادامه یک جمله را پیش‌بینی کنند.

ساینس، پژوهشگران در مطالعه‌ی اخیر، فعالیت مغز افرادی را که تحت بیهوشی عمومی قرار داشتند با استفاده از فناوری‌های پیشرفته ثبت سیگنال‌های عصبی بررسی کردند. الکترودهای بسیار دقیق قادر بودند نه فقط فعالیت کلی یک ناحیه از مغز، بلکه صدها نورون را به‌صورت هم‌زمان ثبت کنند. این ابزارها در بخشی از مغز قرار داده شدند که درگیر پردازش حافظه است و در بیمارانی که به دلایل پزشکی تحت جراحی صرع قرار داشتند، امکان مطالعه مستقیم فعالیت عصبی را فراهم کردند.

فعالیت نورونی در ناحیه‌ای مرتبط با حافظه نشان می‌دهد که پردازش زبان و حتی پیش‌بینی کلمات می‌تواند مستقل از تجربه آگاهانه انجام شود

در طول بیهوشی، پژوهشگران صداهای مختلفی را ازطریق هدفون برای بیماران پخش کردند. در بخشی از آزمایش، مجموعه‌ای از صداهای یکنواخت همراه با صداهای غیرمنتظره پخش شد تا واکنش مغز به تغییرات ناگهانی بررسی شود. در بخش دیگر، گفتار طبیعی شامل ویدئوها و پادکست‌های داستانی برای بررسی نحوه پردازش زبان در مغز بیهوش پخش شد.

نتایج نشان داد بخش بزرگی از نورون‌های ثبت‌شده به محرک‌های صوتی واکنش نشان می‌دهند و قادرند تفاوت میان صداهای معمولی و غیرمنتظره را تشخیص دهند. جالب‌تر اینکه این توانایی در طول زمان آزمایش دقیق‌تر شد؛ موضوعی که نشان‌دهنده نوعی تطبیق عصبی حتی در حالت بیهوشی است.

در بخش مربوط به زبان نیز نورون‌ها به ویژگی‌های مختلف گفتار، ازجمله طول واژه‌ها، نوع کلمات و معنای آن‌ها واکنش نشان دادند. حتی الگوهای فعالیت عصبی قادر بودند حدس بزنند کلمه بعدی یک جمله چه می‌تواند باشد. با وجود شباهت این الگوها به فعالیت مغز افراد بیدار، پژوهشگران تأکید می‌کنند که در طول آزمایش، هیچ‌گونه آگاهی یا تجربه ذهنی در بیماران وجود نداشته است.

یافته‌ها دیدگاه‌های رایج درباره آگاهی را به چالش می‌کشند. در بسیاری از نظریه‌ها، فرض بر این بوده که درک زبان و پیش‌بینی ساختار گفتار تنها در حالت هوشیاری امکان‌پذیر است. اما این پژوهش نشان می‌دهد که بخشی از این پردازش‌های پیچیده ممکن است در سطحی کاملاً ناخودآگاه نیز رخ دهند. با‌این‌حال، نکته مهم این است که این پردازش‌ها با آگاهی همراه نیستند؛ یعنی مغز می‌تواند اطلاعات را تحلیل کند، بدون اینکه فرد از آن تجربه‌ای داشته باشد یا بتواند براساس آن واکنشی نشان دهد.

نتایج پرسش بنیادینی را نیز مطرح می‌کنند: اگر مغز در حالت ناخودآگاه می‌تواند معنا را تشخیص دهد، یاد بگیرد و پیش‌بینی کند، نقش آگاهی دقیقاً چیست؟

پژوهشگران معتقدند هنوز بخش بزرگی از رابطه میان فعالیت عصبی و تجربه آگاهانه ناشناخته باقی مانده است و این یافته‌ها نشان می‌دهد مرز میان «پردازش مغزی» و «آگاهی ذهنی» پیچیده‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد.

ارسال نظر