هشدار جمهوری اسلامی درباره تله دیپلماتیک طالبان
پیشنهاد اخیر « فرهاد شهرکی» نماینده سیستان، مبنی بر خرید آب مازاد از افغانستان در صورت تأمین حقابه 820 میلیون مترمکعبی سیستان، در نگاه اول ممکن است یک ایده نوآورانه برای عبور از بحران به نظر برسد اما اگر نقاب مصلحتسنجی را کنار بزنیم، با واقعیت تلخی روبرو میشویم.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛ روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: این روزها که بحران آب در سیستان به نقطه بحران رسیده و تکمیل سایر سدهای افغانستان بر روی دیگر سرشبکههای حوضه آبریز هیرمند، شرایط را به سمت وخیمتر شدن، سوق داده، هر صدایی که از تریبونهای رسمی شنیده میشود، در میان ناامیدی مردم پژواکی متفاوت دارد.
پیشنهاد اخیر « فرهاد شهرکی» نماینده سیستان، مبنی بر خرید آب مازاد از افغانستان در صورت تأمین حقابه 820 میلیون مترمکعبی سیستان، در نگاه اول ممکن است یک ایده نوآورانه برای عبور از بحران به نظر برسد اما اگر نقاب مصلحتسنجی را کنار بزنیم، با واقعیت تلخی روبرو میشویم. این پیشنهاد، بیش از آنکه گرهی از کار سیستان بگشاید، درحال ایجاد گرههای دیپلماتیک، امنیتی و حقوقی به ضرر منافع ملی ایران است.
نخستین خطای استراتژیک این پیشنهاد، تغییر ماهیت حقابه رودخانه هیرمند از یک تعهد بینالمللی الزامآور به یک کالای تجاری است. معاهده دلتا، یک سند حقوقی است، سندی که به ما حق میدهد نه اینکه ما را در صف مشتریان همسایه قرار دهد. وقتی به عنوان نماینده یک ملت در مجلس پیشنهاد خرید آب مازاد را مطرح میکنیم، در واقع به طرف مقابل که اتفاقاً به معاهده رسمی خود هم پایبند نبوده سیگنال میدهیم که ما حاضریم بابت حقی که نمیپردازید، هزینه کنیم.
این رویکرد، عملاً مشروعیت چانهزنیهای دیپلماتیک ایران را فرسایش میدهد و به طالبان این پیام را مخابره میکند که میتوانند با بستن شیر آب یا با القای خشکسالی که بخشی از روایت هیدروپلیتیک افغانستان محسوب میشود، نرخ آن را بالا ببرند.
در ژئوپلیتیک شرق ایران، آب هیچگاه فقط آب نبوده همیشه ابزار حکمرانی و تغییر معادلات بوده است. طالبان با رویکرد ایدئولوژیک خود، بارها نشان داده که در زمینه هیدروپلیتیک، ضمن اینکه هژمونی آب را هدفگذاری کرده، برای تشدید فشار علیه ایران استفاده میکند. حال تصور کنید ایران به مشتری آب مازاد تبدیل شود. در چنین شرایطی، آیا طالبان در بزنگاههای سیاسی، امنیت مرزی یا تنشهای دیپلماتیک، از اهرم قطع همین آب خریداریشده، علیه ایران استفاده نخواهد کرد؟ پیشنهاد خرید آب، در عمل به معنای ایجاد یک وابستگی استراتژیک ناپایدار به همسایهای است که سابقه نیکی در حسن همجواری ندارد.
اینکه نیاز آبی سیستان 3 میلیارد مترمکعب است و حقابه تنها بخشی از آن را پوشش میدهد، واقعیتی انکارناپذیر است اما در شرایطی که حکام کابل در راستای تحقق اهداف مهندسی اجتماعی، چند میلیارد مترمکعب آب را به سمت شوره زار گودزره منحرف میکند و در عین حال قصد القای روایتی مبنی بر وجود خشکسالی را دارد تا عدم پرداخت حقابه رودخانه هیرمند را توجیه کند، چگونه میتوانیم از آب مازاد سخن بگوییم؟ شاید در نگاه اول، این موضوع به ذهن متبادر شود که خرید آب مازاد، مشوقی برای پرداخت حقابه هیرمند است، اما این مهم نباید به فراموشی سپرده شود که در صورت تحقق این پیشنهاد، روح معاهده به مخاطره میافتد. واگذاری زیرساخت طرح موسوم به 46 هزار هکتاری به یک شرکت خارجی و خرید آب توسط آن شرکت، به مراتب پیشنهاد بهتری است.
چرا باید به جای تمرکز بر طرحهای زیرساختی مانند انتقال آب از تهلاب به زاهدان و سیستان بدای تامین آب شرب و همچنین بهرهگیری از ظرفیت اهرمهای فشار ایران در ابعاد مختلف رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان، سرمایه سیاسی و رسانهای خود را معطوف به خرید آب کنیم؟
آیا تضمینی وجود دارد که در سالهای خشکسالی که قطعاً تکرار خواهند شد، طرف افغانستانی به قرارداد تجاریاش پایبند بماند؟ وقتی معاهده دلتا نقض شده، چگونه میتوان به یک قراردادِ تجاری در بازار پرنوسان کابل، دل بست؟
پیشنهاد آقای شهرکی، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است در فضای عمومی، کنشگری فعالانه تلقی شود، اما در بلندمدت یک خطای محاسباتی است. ما نباید سیستان را از مطالبهگر حق قانونی به خریدار آب تبدیل کنیم.
بنابراین، این پیشنهاد بیش از آنکه گرهگشای خشکسالی باشد، گرهگشای ناتوانی دیپلماتیک در حوزه بینالمللی است. به جای آنکه با چنین پیشنهاداتی، دیپلماسی کشور را در موضع ضعف قرار دهیم، باید بر سه محور اصلی تمرکز کرد. نخست، بهرهگیری از ظرفیت اهرمهای فشار موجود در حوزههای حقوقی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، برای استیفای حقابه رودخانه هیرمند طبق معاهده دلتا، بدون آنکه ریالی بابت حقی که متعلق به ماست پرداخت شود. دوم، شتاببخشی به طرحهای پایداری داخلی (مانند خط انتقال آب از تهلاب) که شرب سیستان را از وابستگی به حوضه آبریز هیرمند نجات دهد. سوم، تدوین طرحی برای کاهش خسارات ناشی از مسئله گرد و غبار و معیشت جایگزین.
مادامی که از منابع موجود، آبی برای معیشت کشاورزان سیستان و استفاده از ظرفیت طرح 46 هزار هکتاری اختصاص داده نمیشود، چگونه هلدینگ ماهان، برای کشاورزی به سیستان آورده میشود؟
آب خریدنی، نه امنیت میآورد و نه پایدار است. این تنها مُسکنی است که در کوتاه مدت بیماری اصلی را پنهان میکند و اجازه پیشرفت علل بیماری را تا وخیم شدن شرایط میدهد.