دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران: تا زمانی که ۷ شرط ما اجرا نشود، به مذاکرات بازنمیگردیم و تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد
محسن رضایی گفت: ترامپ پیشنهاد ایران برای پایان دادن به جنگ را معطل گذاشته و مذاکرات متوقف شده است. برخلاف نمایشی که او به راه انداخته، ترامپ هیچ برنامه روشن و عملیاتی برای پایان دادن به جنگ با ایران ندارد. همین مسئله باعث بنبست دیپلماتیک شده است.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛ سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفتوگو با دراپ سایت با بیان این که مدیریت هرمز برای ما یک سرمایه ملی است و موضوع صرفاً گرفتن عوارض نیست اظهار داشت: مسأله اصلی امنیت است. میتوان بابت هزینههای امنیت، بیمه و محیطزیست هم مبالغی دریافت کرد، اما اهمیت مدیریت تنگه بسیار فراتر از درآمد حاصل از آن است. ما این مدیریت را برای حفظ صلح و امنیت منطقه ادامه میدهیم و از این موضع کوتاه نمیآییم.
وی افزود: ما به دیپلماسی گذشته برنمیگردیم، ولی دیپلماسی را هم رها نمیکنیم. ما از طریق میانجیها هفت شرط جدید ارائه کردهایم. تا زمانی که این شروط اجرا نشود، ایران نه تنگه را باز خواهد کرد و نه به مذاکرات بازخواهد گشت.
مشروح این گفت وگو را در ادامه میخوانید:
شما گفتهاید ایران تنگه هرمز را باز نخواهد کرد مگر اینکه آمریکا به تفاهمنامه بازگردد. از نظر شما چرا تفاهمنامه اول شکست خورد و چگونه تضمین میکنید که این یکی هم به همان سرنوشت دچار نشود؟
رضایی: تفاهمنامه اول شکست خورد چون ترتیب اجرای تعهدات اشتباه بود. ما تنگه را باز کردیم و رفتوآمد دریایی از سر گرفته شد، اما تعهدات سیاسی و اقتصادی طرف مقابل به شکلی که بتواند توافق را پایدار نگه دارد اجرا نشد. وقتی آمریکا آن چیزی را که فوراً به آن نیاز داشت به دست آورد، موازنه اهرمها تغییر کرد. این تجربه برای ما اهمیت دارد.
بنابراین من یک بخش از سؤال شما را اصلاح میکنم: ما به دیپلماسی گذشته برنمیگردیم، ولی دیپلماسی را هم رها نمیکنیم. ما از طریق میانجیها هفت شرط جدید ارائه کردهایم تا زمانی که این شروط اجرا نشود، ایران نه تنگه را باز خواهد کرد و نه به مذاکرات بازخواهد گشت.
تفاوت این بار این است که ما تضمین را در خود ساختار توافق قرار میدهیم. با عمان درباره یک کریدور دریایی جدید در تنگه هرمز به تفاهم رسیدهایم. بخش قابلتوجهی از این مسیر از آبهایی عبور خواهد کرد که تحت کنترل ایران است. اما این کریدور به معنای بازگشایی اضطراری تنگه نیست، این چارچوبی است که پس از اجرای شروط اعلامشده ما از سوی آمریکا و پس از تصمیم ایران برای بازگشایی هرمز عملیاتی خواهد شد.
یعنی این بار ترتیب کاملاً روشن است: ابتدا اجرای تعهدات، بعد تصمیم ایران برای بازگشایی تنگه و سپس از سرگیری کشتیرانی بر اساس ترتیبات جدیدی که با عمان درباره آن توافق شده است.
ما دیگر علاقهای به توافقهایی نداریم که تنها تضمین آنها حسن نیت سیاسی باشد. بنابراین هرمز فقط موضوع توافق نیست؛ بخشی از تضمین اجرای توافق نیز هست.
اگر واشنگتن به تعهدات خود عمل کند، مسیری برای بازگشایی تنگه هرمز و ادامه دیپلماسی است. اما ایران ابتدا اهرمی را که طرف مقابل را به میز مذاکره آورده کنار نخواهد گذاشت و بعد منتظر بماند تا ببیند وعدهها اجرا میشوند یا نه.
چه ترتیباتی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره تنگه و معماری امنیتی آینده در دست بررسی دارید؟ چرا کنفرانس صلاله در این هفته به تعویق افتاد؟
رضایی: ما با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره اینکه چه نوع معماری امنیتی منطقهای میتواند مانع شود خلیج فارس بار دیگر به صحنه تقابل ایران و قدرتهای خارج از منطقه تبدیل شود، گفتگو می کنیم.
موضع ما این است که امنیت خلیج فارس نمیتواند برای همیشه برونسپاری شود. ایران، عربستان سعودی، امارات، قطر، عمان، کویت، بحرین و عراق همگی منفعت مستقیمی در جلوگیری از چرخهای دارند که در آن زیرساختهای منطقهای، بنادر، تأسیسات انرژی و خطوط کشتیرانی به هدف تبدیل میشوند. این نیازمند سازوکارهای ارتباطی، جلوگیری از برخوردهای ناخواسته دریایی، اطلاعرسانی درباره تحرکات نظامی و در نهایت تفاهمهایی درباره استفاده قدرتهای خارجی از خاک کشورهای منطقه است.
البته ما نسبت به سطح بیاعتمادی موجود، ناآگاه نیستیم. برخی کشورهای شورای همکاری بیش از دیگران آمادگی گفتوگو درباره ترتیبات جدید با ایران را دارند.
بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد یک معماری امنیتی گستردهتر برای خلیج فارس یک تصمیم واحد نیستند. بازگشایی تنگه همچنان به اجرای شروطی بستگی دارد که ایران به آمریکا اعلام کرده است. گفتوگو با شورای همکاری میتواند ساختار پیرامون آن تصمیم را آماده کند، اما جایگزین آن نیست.
ایران چه نقشی در عملیات انصارالله برای تصرف مخا داشت؟ آیا برای بستن بابالمندب به روی کشتیرانی تجاری با آنها هماهنگ خواهید شد؟
رضایی: انصارالله یک واحد نظامی ایرانی نیست و تصمیمگیری درباره قلمرو یمن را خود یمنیها انجام میدهند. ما با آنها روابط سیاسی داریم و هرگز حمایت خود از مقاومت آنها را پنهان نکردهایم، اما اینکه عملیات مخا را یک عملیات ایرانی توصیف کنیم یا فرض کنیم تهران دستورات عملیاتی را به صنعا صادر میکند، دقیق نیست.
انصارالله دلایل راهبردی خودش را برای تصرف مخا داشت. کنترل ساحل غربی، موازنه نظامی داخل یمن را تغییر میدهد و اهرم آنها را در برابر عربستان سعودی و همچنین در دسترسی به دریای سرخ بهشدت افزایش میدهد. در مورد بابالمندب، نباید بهطور خودکار فرض کنید آنچه ایران در هرمز انجام میدهد عیناً در آنجا هم تکرار خواهد شد. اینها دو تنگه متفاوت، دو وضعیت سیاسی متفاوت و دو بازیگر متفاوت هستند.
ایران مسئول تصمیمات خودش در تنگه هرمز است. انصارالله مسئول تصمیمات خودش در بابالمندب است. ما در حال اعلام یک تصمیم مشترک ایرانی ـ یمنی برای بستن کامل بابالمندب به روی کشتیرانی تجاری نیستیم.
اما یک واقعیت راهبردی بزرگتر را نباید نادیده گرفت. اگر جنگ همچنان گسترش پیدا کند، یا اگر مسیرهای دریایی منطقه به ابزار جنگ اقتصادی تبدیل شوند، هر بازیگری ابزارهای در اختیار خود را دوباره ارزیابی خواهد کرد.
ایران لازم نیست به انصارالله دستور بدهد تا آنها اهمیت راهبردی بابالمندب را بفهمند. خودشان این مساله را بهخوبی درک میکنند. هر کسی که برای یک جنگ طولانیمدت منطقهای برنامهریزی میکند باید بداند که ثبات در هرمز، دریای سرخ و بابالمندب را نمیتوان برای همیشه از وضعیت کلی امنیت منطقه جدا کرد.
چه میزان ظرفیت برای ادامه شلیک موشکها و پهپادها به اهداف مختلف در منطقه در اختیار دارید؟
رضایی: اگر سؤال این است که آیا ایران هنوز توان ادامه عملیات موشکی و پهپادی را دارد یا نه، پاسخ مثبت است. یکی از فرضیات پشت کارزار علیه ایران این بود که حملات مستمر سرانجام توان پاسخگویی ما را تحلیل خواهد برد. این فرضیه محقق نشده است. توان موشکی و پهپادی ایران هیچگاه در یک مکان واحد متمرکز نبوده و به یک خط تولید واحد هم وابسته نبوده است.
ایران سالها برای ایجاد افزونگی در این توانایی سرمایهگذاری کرده است: تولید پراکنده، تأسیسات زیرزمینی، سامانههای مختلف پرتاب و توان تعمیر و جایگزینی خسارتها.
مهمتر از آن، نباید ظرفیت ما را فقط با این سؤال بسنجید که چند موشک در انبار باقی مانده است. در یک جنگ طولانی، سؤال اصلی این است که آیا یک کشور میتواند چرخه مستمر تولید، استقرار و پاسخ را حفظ کند یا نه. ما نشان دادهایم که حتی ماهها پس از آغاز جنگ همچنان میتوانیم به طرف مقابل هزینه تحمیل کنیم.
لازم هم نیست هر روز با همان شدت شلیک کنیم. بازدارندگی مسابقه تعداد پرتابها نیست. هدف این است که طرف مقابل بداند هر حمله دیگری پیامد خواهد داشت و آن پیامد میتواند در زمان و مکانی رخ دهد که ما انتخاب میکنیم.
همه باید بدانند اقدام علیه ایران هزینه دارد، اگر دیپلماسی بتواند چنین وضعیتی ایجاد کند، ما دیپلماسی را ترجیح میدهیم. اما اگر جنگ ادامه پیدا کند، ایران ابزارهای لازم برای ادامه پاسخ را در اختیار دارد.