در این وضعیت، مسألهای به نام تنظیم رابطه جامعه با حاکمیت، قدرت و سیاست وجود دارد. این جامعه با این ظرفیت، اساساً درباره مشارکت اجتماعی بلاتکلیف است. مردم میگویند ما نمیتوانیم وام بگیریم و کاری را آغاز کنیم، یا اگر چیزی داریم را بفروشیم، یا اگر میفروشیم، کسی نمیخرد و اگر میخرد، کسی پولش را نمیدهد. علاوه بر حوزه اقتصادی، کسانی که مدرک تحصیلی و تخصص دارند هم میگویند کسی سخن ما را نمیشنود. این به این معنی است که ما مجموعهای از ظرفیتهای بسیار زیاد در جامعه ایجاد کردیم، اما مظروف آن کوچک…