در حالی که خانواده الهه منتظر تأیید نهایی برای اجرای حکم قصاص هستند، قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله قرچکی، بار دیگر افکار عمومی را ملتهب کرده است.
۲۷ مطلب
در حالی که خانواده الهه منتظر تأیید نهایی برای اجرای حکم قصاص هستند، قتل ملیکا، دختر ۲۲ ساله قرچکی، بار دیگر افکار عمومی را ملتهب کرده است.
وکیل اولیای دم الهه حسیننژاد از ارسال درخواست اجرای حکم قصاص بهمن فرزانه، قاتل مرحومه حسین نژاد به دادستانی اسلامشهر خبر داد.
پدر الهه حسیننژاد گفت: ما اجازه ندادیم که گروه یا شخصی برای طرح درخواست بخشش قاتل به ما مراجعه کنند و تصمیمی بر بخشش قاتل الهه نداریم؛ شما باشید میبخشید؟ الان منتظر جواب سخنگوی قوه به درخواستمان هستیم؛ به حرفشان عمل کنند و مبلغ تفاضل دیه را که گفتند واریز کنند تا حکم قصاص اجرا شود.
روز گذشته پدر الهه حسیننژاد با حضور در دادسرای امور جنایی پایتخت، پیگیر پرونده دخترش بود.
وکیل خانواده الهه حسیننژاد اعلام کرد: اعتراض متهم به قتل در مهلت مقرر ثبت شده و این پرونده با دستور ویژه رئیس قوه قضائیه بهزودی خارج از نوبت در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
سرپرست دادگاههای کیفری یک استان تهران درباره وضعیت پرونده قتل الهه حسین نژاد توضیحاتی ارائه کرد.
هادی خانیکی، جامعهشناس درباره علت واکنش گسترده جامعه به خبر قتل الهه حسیننژاد، به دیدهبان ایران گفت: اساسا هر پدیدهای در حوزه قتل، جنایت و خشونت وقتی ابعاد وسیعی پیدا میکند، معمولا در جامعه مخاطبان یعنی در میان شهروندان، یک احساس همپیوندی، همسرشتی و همسرنوشتی شکل میگیرد.
ماجرای قتل دلخراش یک دختر جوان بهدست یک مسافربر شخصی، هشداری تلخ درباره بیسامانی حملونقل غیررسمی است.
عباس نعیمی، جامعهشناس و مدیر گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران در واکنش به قتل الهه حسیننژاد به دیده بان ایران گفت: این جنایت بازتابی از خشونت ساختاری، فرسایش سرمایه اجتماعی و تحقیر سیستماتیک شهروندان در بستر نابرابریهای جنسیتی و اقتصادی است. چنین حوادثی نه تنها هراس عمومی را افزایش میدهند بلکه نشانهای از چالش گستردهتری در ساختار اجتماعی ایران هستند. در جوامعی که شهروندش شب میخوابد و صبح بیدار میشود ناگهان بخشی از داشتههایش ارزش خود را از دست داده یا دارایی اش نصف…
قاتل الهه حسین نژاد: وقتی متوجه شدم او به قتل رسیده، ترسیدم و تصمیم گرفتم جسد را در جای خلوتی رها کنم. رفتم به سمت بیابان های فرودگاه امام و جسد را همانجا انداختم. موبایل را هم پرت کردم به سمت بیابان اما روز بعد که می خواستم خونی که روی صندلی، سقف و داشبورد ماشینم ریخته بود را تمیز کنم چشمم افتاد به یک گوشی موبایل که زیر صندلی ماشین افتاده بود. حدس زدم گوشی دوم مقتول باشد. چون در بین راه با گوشی موبایلش صحبت کرد و انتقال پول از حسابش را با گوشی دیگری انجام داد.البته من راننده اسنپ هستم و یک…