خانوادهای با دو بچه. یک دختر کوچک و یک پسر نه ساله. با کمک قاچاقچیهای آدم بر آنها را به مرز میرسانند آمده اندآنها زمانی طولانی راه رفتهاند. در خستگی، با گرسنگی. امر و نهی شنیدهاند تا رسیدهاند به دیوار طولانی، خیلی طولانی مرز. ارتفاعی سه و نیم متری را بالا رفتهاند. زن، مرد، بچه. در هر سن. دیوار صاف، سیاه و سیمانی. زنها ناخن نداشتهاند. چنگ زدهاند و از دستهای قلاب شده مردها رفتهاند بالا. علامت شان نورهای لیزری سبز و نارنجی بوده. آدمبرهای این طرف، سبز و آن طرفیها، نارنجی. اول…