زن ۳۷ ساله: ۱۸ ساله بودم که پدرم را از دست دادم و مجبور به ترک تحصیل شدم. مادرم نمی توانست هزینه های زندگی ما را تامین کند به همین خاطر به اصرار مادرم به خواستگاری پسر همسایه که راننده کامیون بود و تحصیلات ابتدایی داشت پاسخ مثبت دادم و این گونه پا در مسیر یک زندگی مستقل گذاشتم اما همه دلخوشی های من بیشتر از سه سال طول نکشید آن زمان در حالی که پسر دو ساله ای را در آغوشم می فشردم خبر مرگ همسرم بر اثر تصادف با کامیون مسیر زندگی ام را تغییر داد.