سیزده سال قبل هنگام صبح در زندان زنان تهران دادن جیره غذایی به زندانیان آغاز شده بود که با گشودن در یکی از بندها دختری از میان همبندهایش به تقسیمکنندگان جیره گفت: یک جسد روی دستمان مانده، میتوانید جنازه این دختر را ببرید! مقتول یک زندانی جوان بهنام «فرشته» بود که مانند چند زن جوان دیگر دوران محکومیتش را در آن سلول میگذراند.فرشته و چهار زن و دختر دیگر که مریم، هانیه، هدیه و فاطمه نام داشتند، به خاطر ارتکاب جرایم مختلف دوران محکومیتشان را میگذراندند. این پنج زن با همدستی یکدیگر مرتکب…