همسر اول: با یکی از مردان همسایه طرح دوستی ریختم. ابتدا پیشنهاد دادم اصغر به دزدی دست بزند که نپذیرفت و بعد نقشه چیدم که ثریا در خانه احساس امنیت نکند. آمار میهمانیهایشان را از خواهرشوهرم میگرفتم و با اصغر از طریق پشتبام داخل خانه رفته و اثاثیه را جابهجا میکردیم