معتاد

۳۲۷ مطلب

  • جوانان زیادی به خانه رفت و آمد دارند، ساعتی سر کوچه می ایستم، دختر و پسرها می آیند و هر کدام با رمز خاصی وارد می شوند و در برگشت سر حال؛ سر بالایی کوچه را به طرف خیابان اصلی طی می کنند.

  • رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ از جمع آوری ۷۱ معتاد متجاهر و دستگیری ۱۱۲ خرده فروش مواد مخدر از اطراف مدارس و معابر عمومی خبر داد.

  • وزیر محترم بهداشت در جواب سوالی درباره واردات دارو برای یک بیماری خاص پاسخی می‌دهد که احساسات مردم ما را جریحه‌دار می‌کند. خب بنده نیز قصد جریحه‌دار کردن احساسات دیگران را ندارم؛ بنابراین از نقل آن خودداری می‌کنم.

  • سارا به اتاق مشاوره مجمتع قضایی خانواده دو که رسید نگاهی به اطراف کرد و روی صندلی مقابل مشاور نشست. چشمانش را بالا آورد اما اشک از گونه‌اش جاری شد، آرام اشک‌ها را کنار زد و لب به سخن گشود. وی گفت: «پدرم یک کارگر ساده بود و حقوقش کفاف هزینه‌های من و ۵ خواهر و برادرم را نمی‌داد. دست آخر هم زیر فشار کار و مشکلات زندگی بیمار شد و جان باخت. مادرم هم مدتی بعد به‌خاطر بیماری زمینگیر شد.در آن روزها یک نانخور هم از خانواده کم می‌شد کمک بزرگی به همه بود به‌همین خاطر به نخستین خواستگارم جواب مثبت…

  • سهیلا وقتی ۵ ساله بود، پدرش قرار ازدواجش را گذاشت. برای نجات از یک گرفتاری بزرگ ۲۰ میلیون شیربها گرفت و قول دخترش را داد برای زندگی با پسر یکی از بستگان.

  • مهران ۴۶ساله که به جرم سرقت و درگیری دستگیر شده است در حالی که مقابل بازپرس قرار گرفته می گوید: روزی یکی از پولدارهای شهر بودم و دوستان زیادی داشتم.

  • در میان معتادانی که برای گرفتن غذا آمده‌اند، یک پسر نوجوان توجهم را به سمت خودش جلب می‌کند، کنجکاو می‌شوم و به سمتش می‌روم، از سن و سالش و دلیل اینکه چرا به ورطه اعتیاد کشیده شده است می‌پرسم، می‌گوید: ۱۹ سال دارم، در بچگی مادرم را از دست دادم و پدرم زن دیگری گرفت. با زن بابایم رابطه خوبی نداشتیم و به سمت دوستان نابابی که داشتم کشیده شدم که باعث شد کم کم با مواد آشنا شوم و معتاد شوم.

  • چندی قبل دختر نوجوانی پشت پنجره اتاقش ایستاده بود که ناگهان وحشت‌زده شروع به سر و صدا کرد و به سراغ مدیر ساختمان رفت و از او خواست به حیاط خانه برود و پسر جوانی را که در حال آزار یک پسر بچه است تحویل پلیس بدهد.

  • اوایل تیر بود که مرد میانسالی به دادسرای ویژه سرقت پایتخت رفت و از زن شیک‌پوشی شکایت کرد. سوار بر خودرو در حال عبور از خیابان بودم که زن جوان شیک‌پوشی دست بلند کرد واز من خواست او را سوار کنم. زن جوان می‌گفت مادرش در بیمارستان بستری است و می‌خواهد برای عیادت به بیمارستان برود.اما چند دقیقه بعد خودروی پرایدی ناگهان جلوی ماشینم پیچید. به ناچار توقف کردم. دو مرد از ماشین پیاده شده و با چاقو و شوکر به من حمله کردند. آنها از من ۵۰۰ هزار تومان پول، گوشی تلفن همراه و خودروی پرایدم را سرقت کردند. فقط…

  • ظهور و بروز آسیب‌های اجتماعی در جامعه و گسترش روز افزون آن موضوعی تازه نیست؛ هرچند در دو سه سال اخیر با ورود ویژه مقام معظم رهبری مورد توجه بیشتری قرار گرفته و دستگاه‌های اجرایی هر یک به سهم خود برای پیشگیری و درمان آسیب‌های اجتماعی برنامه‌هایی را طراحی و در دست اجرا دارند.