امید سلطانیان هنوز نمیداند خیلی از دوستانش را در معدن طبس از دست داده است. سه سال پیش با لیسانس کامپیوتر، پیکورکار معدن شد و روی دستش تتو کرد: «عشق است معدن زغالسنگ طبس.» بعد از نشت گاز در معدن، مدت کوتاهی در بیمارستان طبس بیهوش بود و بعد از به هوش آمدن دیگر نمیتوانست چیزی به یاد بیاورد و هنوز هم نمیتواند، چون اتفاقات کوتاهمدت از حافظهاش پاک میشوند.