مشاوران میرحسین موسوی در پیامی درگذشت استاد محمدرضا حکیمی را تسلیت گفتند
۵۹ مطلب
مشاوران میرحسین موسوی در پیامی درگذشت استاد محمدرضا حکیمی را تسلیت گفتند
پس از درگذشت خواهر زهرا رهنورد، میرحسین موسوی در منزل باجناقش، نقره کار حضور یافت.
روزنامه تحت مدیریت حسین شریعتمداری نوشت: در روزها و هفتههای پس از انتخابات، عدّهای از خواص، دچار توهّم و یا تغافل بودند و در جلسات خصوصی اظهار میکردند که چرا رهبری باید هزینه رفتارهای آقای احمدینژاد را بپردازد.
سید علیاکبر محتشمیپور (متولد ۱۳۲۵ تهران) روحانی و سیاستمدار عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز است. وی وزیر کشور کابینه دوم میر حسین موسوی و نماینده دورههای سوم و ششم مجلس شورای اسلامی، از بنیانگذاران حزبالله لبنان بودهاست.
میرحسین موسوی ۱۲ سال پیش در چنین روزی نشست خبری ستاد انتخاباتی خود را برگزار کرد. نشستی که برای خبرنگاران آن دوره یادآوری خاطرات گذشته است
مشاوران موسوی: حصر با هر انگیزه و دلیلی که صورت گرفته باشد اکنون بعد از ده سال بیشتر از هر زمان دیگر غیرقابلتوجیه و بیفایده است. باید با مردم از در دوستی در آمد و عزیزانشان را از تمامی حبسها و حصرها به آغوش آنان باز گردانید. باشد که چنین اقدامی، نویدبخش اصلاح پذیری در سطوح نظام و گامی امید آفرین جهت ترمیم شکاف میان مردم و حاکمان شود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به طولانی شدن مسأله حصر اشاره کرد و گفت: از این موضوع بیش از ۱۰ سال میگذرد و ادامه این روند شایسته و سزاوار نیست. امیدوارم هرچه زودتر این مسأله با پیگیری قوهقضاییه حل شود و مسائل مشابه دیگر نیز هر چه زودتر برطرف شود.
محسن رفیق دوست در باره اولین پول برای تشکیل سپاه گفت: شهریور سال ۱۳۵۸ دولت بازرگان چک ۲۰ میلیونی در وجه آقای هاشمی رفسنجانی کشید و ایشان هم پشت چک را امضا کرد به من داد. بعد ما همان موقع به بانک ملی ضرابخانه رفتم و حسابی باز کردم و ۲۰ میلیون را به آن حساب ریختم. تا یک ماه قبل از آن که دولت موقت استعفا بدهد چک ۱۰۰ میلیون تومانی هم به ما دادند. که این چک را تا سال هایی که من به بنیاد مستضعفان رفتم دیوان محاسبات سراغ آن را میگرفت و می گفت پول را چه کردی!
تلویزیون بیبیسی فارسی سهشنبه شب به بهانه گزارش اخیر سازمان عفو بینالملل درباره اعدامهای سال ۶۷ مناظرهای، برگزار کرد تا افکار عمومی ایران را که نگران آینده خود است به ۳۲ سال قبل بازگرداند.
در زندان به فضای روانی میرفتم. داروهای خاصی را مصرف میکردم. بیتابیها و بیقراریهای خاصی داشتم و تا مدتی در خودم بودم و حالت خودم را نداشتم. باور نمی کردم چنین فضایی رخ میدهد. بیشتر به این علت بود که باورم نمیشد و آن فضایی هم که ایجاد کرده بودند" اِند "قضیه بود. یعنی خیلی رک و راست هر دفعه که در باز میشد این احساس را داشتم که ممکن است بگویند تمام است. میر حسین موسوی به من گفت که به سمت شکر میروی یک آقازاده یک مافیا، چای میروی یک آقازاده یک مافیا و... سمت هر چه میروی همین است،…