کد خبر: 237483
A
در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران مطرح شد؛

بهرامی، فعال حوزه اعتیاد: آن‌قدر پاتوق به زاکانی نشان می‌دهم که شرمنده حرفش شود/ شهرداری به معتادان مانند زباله نگاه می‌کند/ یک مافیا پشت کسب‌وکار مراکز ماده ۱۶ وجود دارد/ برخی مسئولان می‌خواهند معتاد دوباره مصرف کند تا دکانشان بچرخد

حبیب بهرامی، فعال حوزه درمان اعتیاد ضمن انتقاد از نحوه مواجهه شهرداری تهران و مراکز ماده ۱۶ با مساله اعتیاد و معتادان متجاهر، به دیده‌بان ایران گفت: شهادت می‌دهم که مجریان ماده ۱۶ آرزوی این را دارند که معتاد وقتی از این مراکز خارج شد، همان روز مصرف را شروع کند تا دکان آن‌ها رونق داشته باشد. یک مافیا پشت این موضوع با عنوان «مافیای درمان ماده ۱۶» وجود دارد که آرزوی آن را دارند که معتاد دوباره مصرف کند تا کسب‌و کار آن‌ها از سکه نیفتد./ شهرداری تهران نگاه حل مساله به اعتیاد ندارد. شهرداری یا نگاه قهری دارد یا در پی پاک کردن صورت مساله است. متاسفانه شهرداری همان نگاهی را به اعتیاد دارد که به زباله‌های شهر دارد؛ یعنی بیشتر به تمیز کردن شهر فکر می‌کند و دنبال حل مساله نیست./ شهردار تهران اعلام کرده است که کلونی‌های معتادان در پایتخت از بین رفته. این حرف‌ها بیشتر خوراک تبلیغاتی است که در مسائل و درگیری‌های جناحی گفته می‌شود. آقای زاکانی یک‌بار با من همراه شود تا یک صبح تا شب از دیدن پاتوق‌های شهر تهران خسته‌اش بکنم. آن‌قدر او را به پاتوق‌های مختلف می‌برم که شرمنده این حرفش شود.

بهرامی، فعال حوزه اعتیاد: آن‌قدر پاتوق به زاکانی نشان می‌دهم که شرمنده حرفش شود/ شهرداری به معتادان مانند زباله نگاه می‌کند/ یک مافیا پشت کسب‌وکار مراکز ماده ۱۶ وجود دارد/ برخی مسئولان می‌خواهند معتاد دوباره مصرف کند تا دکانشان بچرخد

دیده‌بان ایران؛ پریسا هاشمی: مراکز ماده ۱۶، نه بیمارستان‌اند، نه پناهگاه؛ بیشتر شبیه اردوگاه‌هایی هستند که شهرداری و دیگر ارگان‌ها برای پاک‌کردن صورت شهر از حضور معتادان متجاهر برپا کرده‌اند. فعالان اجتماعی می‌گویند آنچه به اسم درمان تبلیغ می‌شود، در واقع یک چرخه سودآور برای مدیران و پیمانکارانی است که از بازگشت دوباره معتادان به خیابان‌ها نفع می‌برند. سال‌هاست که مراکز ماده ۱۶ به‌عنوان «راه‌حل دولت و شهرداری برای جمع‌آوری معتادان متجاهر» معرفی می‌شوند. با هر موجِ به قول خودشان «جمع‌آوری و پاکسازی» چهره شهر شاید برای مدتی تغییر کند، اما در واقعیت اعتیاد جابه‌جا می‌شود. معتادان از شوش به فرحزاد و از هرندی به محلات حاشیه‌ای و حتی زیر پوست شهر و در تمام نقاط پایتخت رانده می‌شوند.

سال ۹۲ با جلسه حسن روحانی (که تازه به ریاست جمهوری رسیده بود) و علی لاریجانی (رئیس وقت مجلس) مهر «محرمانه» از روی اعتیاد پاک شد تا راهکار بهتری برای درمان و کاهش آمارها در پیش گرفته شود. با این وجود سیاست‌گذاران، اعتیاد را همچنان یک مساله امنیتی و شهری می‌بینند، نه یک بحران انسانی و درمانی و همین نگاه باعث شده است چرخه بازداشت، انتقال و رهاسازی بارها و بارها تکرار شود. مراکز ماده ۱۶ نه‌تنها درمان پایدار ارائه نمی‌دهند بلکه به‌گفته کارشناسان، با اجبار و قطع ناگهانی مواد مخدر، میل به مصرف و دُز اعتیاد را در افراد پس از آزادی بیشتر می‌کنند.

از سوی دیگر، انتصاب‌های غیرتخصصی و مدیریت‌های سیاسی در شهرداری و ستاد مبارزه با مواد مخدر، این بحران را پیچیده‌تر کرده است و به‌جای بهره‌گیری از متخصصان حوزه اجتماعی، افراد غیرمرتبط تنها برای نمایش کارآمدی کاذب منصوب می‌شوند. نتیجه آن که امروز مراکز ماده ۱۶ بیشتر به ویترین تبلیغاتی مدیران بدل شده‌اند تا پناهگاه درمانی برای بیماران و اعتیاد همچنان مثل زخمی چرکین زیر پوست شهر باقی مانده است. 

ادعای شهردار تهران درباره حذف کلونی‌های معتادان در پایتخت

با آغاز مدیریت علیرضا زاکانی در شهرداری تهران، موضوع «جمع‌آوری معتادان متجاهر» به یکی از محورهای تبلیغاتی و رسانه‌ای مدیریت شهری تبدیل شد. از نشستن و صبحانه خوردن با معتادان متجاهر و دستورهای مختلف دادن تا این که زاکانی بارها در سخنرانی‌های رسمی خود اعلام کرد: «دیگر کلونی‌های معتادان در محلاتی چون شوش و هرندی وجود ندارد و شهرداری توانسته است با همکاری نیروی انتظامی، سطح شهر را از حضور آشکار کارتن‌خواب‌ها و معتادان پرخطر پاکسازی کند.» 

اما واقعیت میدانی و گزارش‌های فعالان اجتماعی تصویر دیگری ارائه می‌دهد. به گفته کارشناسان، این جمع‌آوری‌ها بیشتر یک جابه‌جایی ظاهری است تا حل واقعی مساله. معتادان پس از دستگیری و انتقال، سر از مراکز ماده ۱۶ درمی‌آورند؛ مراکزی که به اذعان بسیاری از متخصصان حوزه اعتیاد، نه ساختار درمانی دارند و نه برنامه بازتوانی. در عمل، این مراکز بیشتر به مکان‌های نگهداری موقت شباهت دارند که پس از مدتی، افراد دوباره آزاد می‌شوند و به چرخه اعتیاد بازمی‌گردند. در حقیقت، معضل اعتیاد به چشم آن‌ها آنقدر کوچک است که تنها به پاک کردن چهره شهر از معتادان متجاهر و کارتن‌خواب روی می‌آورند. 

از سوی دیگر، بازپس‌گیری مراکز واگذارشده به بخش خصوصی و سپردن دوباره آن‌ها به شهرداری در دوره مدیریتی زاکانی، نشانه‌ای از بی‌اعتمادی به تجربه‌های موفق غیردولتی است. در حالی‌که تجربه نشان داده بخش خصوصی و مراکز تحت نظارت بهزیستی، در مقایسه با مراکز ماده ۱۶، نتایج بهتری در درمان و بازگشت بیماران به جامعه داشته‌اند. به این ترتیب، عملکرد دوره زاکانی در قبال معتادان متجاهر بیش از آنکه به «درمان پایدار» بینجامد، به مدیریت ظاهری شهر محدود مانده است؛ سیاستی که شاید برای مدتی تصویر خیابان‌ها را تغییر دهد، اما ریشه بحران اعتیاد را دست‌نخورده باقی می‌گذارد. 

مراکز ماده ۱۶ انبار انسان است، نه مرکز درمان

حبیب بهرامی، فعال حوزه درمان اعتیاد و مدیرعامل موسسه کاهش آسیب سیمای سبز رهایی در خصوص مراکز ماده ۱۶ و عدم موفقیت آن‌ها در کاهش اعتیاد به دیده‌بان ایران گفت: «طرح ماده ۱۶ یک برنامه شکست‌خورده است که موسسات و NGها بارها این موضوع را اعلام کردند. دلیل شکست طرح ماده ۱۶ هم این است که این مراکز با نیت درمان درست نشده‌اند؛ یعنی تصمیم‌گیرنده و برنامه‌ریز نگران بیمار نبوده و برای حل مساله فکری نکرده است. در حقیقت، فردی که دنبال حل مساله باشد، باید به درمان اعتیاد فکر کند و بهترین راه‌حل را در پیش گیرد. دولت در مراکز ماده ۱۶ به درمان فکر نکرده و مساله آن چیز دیگری بوده است. مساله دولت کارتن‌خواب‌هایی بودند که در سطح شهر جمع می‌شدند و به لحاظ امنیتی و سیاسی مشکل ایجاد می‌کردند. دولت هم مساله خود را حل کرده و به مساله اصلی، یعنی اعتیاد فکر نکرده است. بنابراین به این نتیجه رسیده که معتادان را جمع کند تا در سطح شهر حضور نداشته باشند.»

او ادامه داد: «اگر قرار بر این بوده که کارتن‌خواب‌ها از سطح شهر جمع شوند، بله جمع شدند. اما این موضوع هم شکست‌خورده است. برای بخش خصوصی مساله چیز دیگری و «اعتیاد» است که برای درمان تلاش می‌کند و خروجی هم دارد. البته ۱۰۰درصد موفق نیستند و ممکن است شکست‌هایی هم بخورند. اما به دلیل آن که مساله «اعتیاد» بوده، خروجی داشتند. برای بخش دولتی و مراکز ماده ۱۶، مساله و نیت درمان نبوده بلکه حضور کارتن‌خواب‌ها در سطح شهر و راه‌حل آن ایجاد یک مرکز نگهداری بوده است. مراکز ماده ۱۶ صرفا مراکز نگهداری است و اقدامات درمانی در آن‌ها انجام نمی‌شود.»

این فعال حوزه اعتیاد تاکید کرد: «شهادت می‌دهم که مجریان ماده ۱۶ آرزوی این را دارند که معتاد وقتی از این مراکز خارج شد، همان روز مصرف را شروع کند تا دکان آن‌ها رونق داشته باشد. یک مافیا پشت این موضوع با عنوان «مافیای درمان ماده ۱۶» وجود دارد که آرزوی آن را دارند که معتاد دوباره مصرف کند تا کسب‌و کار آن‌ها از سکه نیفتد و خدا می‌داند چه کسانی در این کسب‌وکار سهم دارند و از آن نفع می‌برند.»

مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری مداح بود

مدیرعامل موسسه کاهش آسیب سیمای سبز رهایی در پاسخ به این سوال که چرا شهرداری، املاک در اختیار مراکز درمان اعتیاد در بخش خصوصی را پس گرفت، گفت: «شهرداری دستگاهی است که وظیفه فعالیت در حوزه اعتیاد را ندارد. کار شهرداری رفت‌وروب شهر است و در درجات آخر وارد حوزه اجتماع می‌شود. ضمن آن که شهرداری هیچ تخصصی هم در این زمینه ندارد. من سال‌ها با شهرداری تهران کار کردم و متوجه شدم که نگاه حل مساله به اعتیاد ندارد. شهرداری یا نگاه قهری دارد یا در پی پاک کردن صورت مساله است. متاسفانه شهرداری همان نگاهی را به اعتیاد دارد که به زباله‌های شهر دارد. یعنی بیشتر به تمیز کردن شهر فکر می‌کند و دنبال حل مساله نیست.» 

او افزود: «در درجه اول سازمان بهزیستی در موضوع اعتیاد وظیفه دارد و پس از آن، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. البته در حوزه درمان سازمان بهزیستی خیلی بهتر عمل کرده و موفق‌تر بوده است. شهرداری ساختمان‌هایی را به تعدادی از موسسات واگذار کرده و پس گرفته است. خود ما هم با شهرداری برای تحویل دادن ساختمان‌ها درگیر بودیم.» 

بهرامی با بیان این که سیستم شهرداری مرتب نیست، تاکید کرد: «وقتی شهردار تهران با تحصیلات غیرمرتبط مشاور اجتماعی رئیس جمهور می‌شود، شما حساب بقیه موضوعات را بکنید. این مسائل درون‌سازمانی است و خوب است اتفاق نیفتد و هر کسی در جایگاه خودش باشد. ما چند روز پیش با آقای ذوالفقاری، دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر جلسه داشتم و فقط درباره یک موضوع تشکر کردم، آن هم این بود که فردی را به عنوان مدیرکل تشکل‌های مردمی ستاد مبارزه با موادمخدر انتخاب کرده‌اند که حدود ۳۰ سال است در ستاد فعالیت می‌کند.»

او همچنین بیان کرد: «در دو دوره پیش از این، در سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران یک آقای مداح را به عنوان مدیرعامل منصوب کردند. انتصاب اشتباه‌تر از این وجود نداشت. ایشان جایی در مورد اسلام و قرآن صحبت و مداحی می‌کرد و بسیاری از او لذت می‌بردند، چون در آن جایگاه مهارت داشت و می‌توانست کار خود را ادامه دهد. این اقدام شهرداری تهران تخلف بود، اما کسی به این موارد رسیدگی نمی‌کند. این است که جامعه ما در لبه پرتگاه فقر، فلاکت و فروپاشی اجتماعی به سر می‌برد. اگر حاکمان ما با عقلانیت انتصابات را انجام دهند و هر کسی سرجای خود قرار گیرد، وضعیت جامعه این نمی‌شود.» 

زاکانی با من همراه شود تا شرمنده حرفش شود

این فعال حوزه اعتیاد در پاسخ به این سوال دیده‌بان ایران که آیا همان‌طور که علیرضا زاکانی اعلام کرده است، کلونی‌های معتادان در تهران از بین رفته یا خیر، گفت: «این حرف‌ها بیشتر خوراک تبلیغاتی است که در مسائل و درگیری‌های جناحی گفته می‌شود. آقای زاکانی یک‌بار با من همراه شود تا یک صبح تا شب از دیدن پاتوق‌های شهر تهران خسته‌اش بکنم. آن‌قدر او را به پاتوق‌های مختلف می‌برم که شرمنده این حرفش شود.» 

او با اشاره به اینکه دره‌فرحزاد تبدیل به یک پارک شده است، اظهار کرد: «این‌طور نیست که طرحی برای ماده ۱۶ انجام می‌دهند، همه را به این مراکز منتقل کنند. معتادان پراکنده می‌شوند و به جاهای دیگر می‌روند. اما روددره فرحزاد را تبدیل به پارک کردند، کار بدی نیست. به هر حال برای شهر یک حرکت مثبتی انجام شد، اما احتمال این که که کارتن‌خواب‌ها جای خود را عوض کرده باشند، وجود دارد. اما خدا کند آن‌ها را به مراکز ماده ۱۶ نبرده باشند، چون قانونی در اعتیاد وجود دارد که متاسفانه نویسندگان مراکز ماده ۱۶ به آن توجه نکرده و باعث شده است که این مراکز آسیب اعتیاد را پررنگ‌تر می‌کند. قانون این است که وقتی معتادی برای مدتی مصرف مواد را قطع می‌کند و آسیب مصرف دوباره آن از قبل (قطع مصرف) بیشتر می‌شود و معتادان یا شکل و الگوی مصرف را تغییر می‌دهند یا دُز مصرف را بیشتر می‌کنند. به همین دلیل، من همیشه دعا می‌کنم که بیماران کارتن‌خواب و معتادان گیر مراکز ماده ۱۶ نیفتند تا وضعیت آن‌ها بدتر نشود.»

بهرامی در پایان تاکید کرد: «خواهش می‌کنم که مسئولان عالی اجتماعی کشور مانند دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر و شورای اجتماعی کشور با عینک سیاسی به مساله اعتیاد نگاه نکنند و دنبال راهکار حل مسائل اعتیاد باشند، نه آن که صورت‌مساله را پاک کنند.» 

منبع: دیده‌بان ایران 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر