پاکسازیهای نظامی شی جینپینگ/ نشانهای از استراتژی کنترل مطلق با حذف مقامات حزی کمونیست چین
گزارشهای متعدد از پاکسازی ناگهانی دو ژنرال ارشد حزب کمونیست چین، یعنی ژانگ یوخیا (معاون رئیس کمیسیون مرکزی نظامی) و لیو ژنلی (رئیس ستاد مشترک) توسط شی جینپینگ است. این اقدام که به اتهام «نقض جدی انضباط و قانون» صورت گرفته، میتواند به انزوای بیشتر شی در رهبری نظامی منجر شود و هزینههای استراتژیک برای آمادگی ارتش چین در برابر چالشهایی مانند تایوان افزایش دهد.
به گزارش سایت دیدهبان ایران؛ پاکسازی ناگهانی دو ژنرال ارشد ارتش چین، بار دیگر نگاهها را به سوی ساختار قدرت در پکن معطوف کرد؛ اقدامی که نهتنها توازن درونی حزب کمونیست را دستخوش تغییر کرده، بلکه پیامدهای آن میتواند بر آینده امنیتی شرق آسیا و حتی معادلات قدرت جهانی اثر بگذارد. برکناری «ژانگ یوخیا» و «لیو ژنلی» به اتهام «نقض جدی انضباط»، در ظاهر ادامه همان روند مبارزه با فساد است، اما در عمق، نشانهای از بازتعریف قدرت در رأس هرم سیاسی چین محسوب میشود؛ بازتعریفی که شخص شی جینپینگ آن را هدایت میکند و پیامدهای آن از مرزهای چین فراتر میرود.
در ساختار سیاسی چین، کمیسیون مرکزی نظامی مهمترین نهاد تصمیمگیری امنیتی است. کاهش اعضای این کمیسیون از هفت نفر به دو نفر، یعنی شی جینپینگ و ژانگ شنگمین، تمرکز قدرت را به سطحی رسانده که در تاریخ معاصر چین کمسابقه است. این تمرکز، از یکسو سرعت تصمیمگیری را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر، خطر خطای محاسباتی را بالا میبرد؛ بهویژه در شرایطی که چین با چالشهایی مانند تایوان، رقابت با آمریکا و فشارهای اقتصادی مواجه است. برای ایران، که چین یکی از شرکای راهبردی آن است، ثبات در پکن اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرگونه بیثباتی در ساختار قدرت چین میتواند بر همکاریهای اقتصادی و امنیتی دو کشور اثر بگذارد.
برخی تحلیلگران غربی تلاش کردهاند این پاکسازی را نشانهای از ترس شی از کودتا معرفی کنند، اما چنین فرضیهای با واقعیتهای ساختار ارتش چین همخوانی ندارد. ارتش آزادیبخش خلق، برخلاف ارتشهای کلاسیک، نهادی ایدئولوژیک و کاملاً وابسته به حزب است. آنچه محتملتر به نظر میرسد، اختلافات درونی درباره سرعت و جهت نوسازی ارتش است؛ بهویژه در حوزه نیروی موشکی که طی سالهای اخیر با پروندههای متعدد فساد روبهرو بوده است. حذف فرماندهان ارشد در چنین شرایطی، بیش از آنکه نشانه ترس باشد، بیانگر تلاش شی برای بازسازی ارتشی است که وفاداری ایدئولوژیک آن تضمینشده باشد.
با این حال، پیامدهای این اقدام تنها به درون ارتش محدود نمیشود. کاهش اعتماد میان نخبگان نظامی، میتواند بر کارآمدی ساختار فرماندهی اثر بگذارد. این بیاعتمادی، سرمایهگذاری خارجی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و تصویری از چین بهعنوان کشوری با ریسک سیاسی بالا ارائه میدهد. چنین تصویری، در شرایطی که چین بهدنبال تثبیت جایگاه خود در اقتصاد جهانی و گسترش نفوذ در سازمانهایی مانند بریکس است، میتواند هزینهزا باشد.
در سطح منطقهای، پاکسازیهای اخیر پیامدهای مستقیم برای پرونده تایوان دارد. عملیات احتمالی علیه تایوان نیازمند هماهنگی پیچیده میان نیروهای زمینی، دریایی، هوایی و موشکی است. حذف فرماندهان کلیدی، بهویژه در نیروی موشکی، این هماهنگی را مختل میکند و احتمال اقدام نظامی چین در کوتاهمدت را کاهش میدهد. اما در مقابل، تمرکز بیش از حد قدرت در دست یک فرد، ریسک تصمیمگیریهای ناگهانی را افزایش میدهد؛ بهویژه اگر شی جینپینگ احساس کند که برای بازسازی اقتدار خود نیاز به اقدامی نمادین دارد.
اما برای ایران، این تحولات دو پیام دارد: نخست آنکه چین همچنان شریک راهبردی باقی خواهد ماند، اما بیثباتی درونی پکن میتواند بر سرعت و کیفیت همکاریها اثر بگذارد. دوم آنکه ایران باید روابط خود را با چین در چارچوب همکاریهای چندجانبه، بهویژه در بریکس، تقویت کند تا از نوسانات داخلی پکن کمتر تأثیر بپذیرد.
در مجموع، پاکسازی اخیر نه نشانه کودتاست و نه صرفاً مبارزه با فساد؛ بلکه بخشی از روندی است که طی آن شی جینپینگ در حال مهندسی دوباره ساختار قدرت در چین است. این روند، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت ثبات ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند پیامدهای پیچیدهای برای چین و جهان داشته باشد.