دارو در محاصره گرانی و دلالی، بیمار میان درد و جیب خالی گرفتار است
کمبود و نبود برخی داروها، افزایش سنگین قیمتها، دپوی دارو، فعالیت واسطهها و ادعاهای مربوط به خروج دارو از مسیر رسمی، تصویری نگرانکننده از بازار دارویی کشور ترسیم کرده است. بازاری که در یک سوی آن بیمار برای پیدا کردن داروی ضروری خود از این داروخانه به آن داروخانه سرگردان است و در سوی دیگر قیمتهایی قرار دارد که گاهی توان خرید را از او میگیرد. تلختر اینکه برخی بیماران نه به دلیل بیتوجهی به سلامت خود، بلکه به دلیل ناتوانی مالی، دارو را کنار میگذارند و درد را به جای درمان تحمل میکنند.
دیده بان ایران؛ اکرم قدرت: کمبود و نبود برخی داروها، افزایش سنگین قیمتها، دپوی دارو، فعالیت واسطهها و ادعاهای مربوط به خروج دارو از مسیر رسمی، تصویری نگرانکننده از بازار دارویی کشور ترسیم کرده است. بازاری که در یک سوی آن بیمار برای پیدا کردن داروی ضروری خود از این داروخانه به آن داروخانه سرگردان است و در سوی دیگر قیمتهایی قرار دارد که گاهی توان خرید را از او میگیرد. تلختر اینکه برخی بیماران نه به دلیل بیتوجهی به سلامت خود، بلکه به دلیل ناتوانی مالی، دارو را کنار میگذارند و درد را به جای درمان تحمل میکنند.
دارو کمیاب میشود، بیمار سرگردان میماند
دارو کالایی نیست که بتوان خرید آن را تا هفته آینده یا ماه آینده به تعویق انداخت. بیماری که داروی قلب، دیابت، فشار خون، سرطان یا داروی مورد نیاز برای کنترل درد و بیماری مزمن خود را لازم دارد، با کمبود آن نمیتواند مانند خرید یک کالای معمولی رفتار کند.
اما وقتی دارو در شبکه رسمی پیدا نمیشود بیمار ناچار است از داروخانهای به داروخانه دیگر مراجعه کند نسخه در دست بگیرد و در نهایت گاهی با پاسخ تلخ (موجود نیست) مواجه شود.
این پرسش جدی مطرح است که چگونه ممکن است دارویی که برای بیمار حیاتی است در داروخانه پیدا نشود، اما همزمان در برخی کانالها و بازارهای غیررسمی با قیمتهای بالاتر عرضه شود؟
اگر دارو واقعاً کم است منشأ این کمبود کجاست؟ اگر دارو تولید یا وارد شده، در چه مرحلهای از زنجیره توزیع ناپدید میشود؟ و اگر مشکل در توزیع است، چرا بیمار باید هزینه ضعف نظارت را با سلامت خود بپردازد؟
دپوی دارو، چه کسی از کمبود سود میبرد؟
یکی از جدیترین موضوعاتی که باید بدون تعارف درباره آن پاسخ داده شود دپوی دارو و احتمال نگهداری عامدانه برخی اقلام دارویی خارج از شبکه توزیع است.
در هر بازاری که کالا کمیاب شود ارزش آن افزایش پیدا میکند اما وقتی کالای مورد بحث دارو باشد نمیتوان با منطق عرضه و تقاضای بازار معمولی با آن برخورد کرد.
بدون شک اگر دارویی در انبار، شرکت، شبکه توزیع یا هر محل دیگری دپو شود و همزمان بیمار در داروخانه نتواند همان دارو را پیدا کند موضوع دیگر صرفاً یک مشکل اقتصادی نیست موضوع مستقیماً با جان مردم ارتباط پیدا میکند.
باید مشخص شود موجودی واقعی دارو در انبارهای تولیدکنندگان، واردکنندگان، شرکتهای پخش و مراکز توزیع چقدر است و چه میزان از این داروها در چه زمانی و با چه سازوکاری وارد بازار میشود.
چرا باید بیمار کمبود را در قفسه داروخانه ببیند، اما مسئولان از وجود موجودی در زنجیره تأمین خبر بدهند؟
اگر دپوی دارو برای ایجاد کمبود مصنوعی، افزایش قیمت یا کسب سود بیشتر صورت گیرد، باید با آن به عنوان یک تخلف عادی برخورد نشود چرا که نتیجه چنین اقدامی مستقیماً متوجه سلامت مردم خواهد شد.
احتکار یا اختلال در توزیع، بالاخره مشکل کجاست؟
وقتی مسئولان از تأمین دارو سخن میگویند اما بیمار در داروخانه با نبود دارو مواجه است، میان موجودی روی کاغذ و داروی واقعی در دست بیمار فاصلهای ایجاد شده که باید شفاف شود
اینکه گفته شود دارو تأمین شده، به تنهایی کافی نیست.
معیار موفقیت نظام دارویی، تعداد داروهایی نیست که در انبار وجود دارد معیار این است که بیمار بتواند داروی مورد نیازش را در زمان مناسب و با قیمت قابل پرداخت تهیه کند.
اگر دارو در انبار هست اما به بیمار نمیرسد، مشکل توزیع است. اگر دارو وارد کشور شده اما در شبکه رسمی عرضه نمیشود، باید مسیر آن بررسی شود و اگر دارو عمداً نگهداری میشود تا در زمان مناسب با قیمت بالاتر عرضه شود، باید با عاملان آن برخورد جدی صورت گیرد.
دلالی دارو، تجارت با اضطراب بیمار
بازار دارو زمانی خطرناکتر میشود که واسطهها و دلالان از اضطراب بیماران برای کسب سود استفاده کنند.
بیماری که ساعتها و روزها به دنبال یک داروی خاص میگردد، وقتی با فردی مواجه میشود که همان دارو را خارج از شبکه رسمی در اختیار دارد، در موقعیتی نیست که بتواند مانند یک خریدار عادی چانهزنی کند. او مجبور است دارو را تهیه کند حتی اگر قیمت آن چند برابر توان مالیاش باشد.
اینجاست که کمبود دارو میتواند به موتور محرک بازار سیاه تبدیل شود.
سؤال این است که اگر شبکه رسمی توزیع تحت نظارت است، این داروها چگونه به دست دلالان میرسند؟ چه کسی باید مسیر دارو را از لحظه تولید یا واردات تا رسیدن به دست بیمار رصد کند؟
دارویی که باید به دست بیمار برسد نباید تبدیل به محمولهای برای کسب سود واسطهها شود.
قیمت دارو، نسخهای که بیمار توان پرداختش را ندارد
حتی اگر بیمار پس از ساعتها جستوجو داروی مورد نیاز خود را پیدا کند یک مشکل بزرگتر ممکن است در انتظار او باشد قیمت.
هزینههای درمان برای بسیاری از خانوادهها دیگر یک هزینه عادی ماهانه نیست به بخش سنگینی از بودجه خانوار تبدیل شده است.
بیمار مزمن نمیتواند بیماری خود را متوقف کند تا قیمت دارو کاهش پیدا کند. سرطان منتظر توان مالی خانواده نمیماند بیماری قلبی منتظر حقوق ماه آینده نمیماند و بیمار دیابتی نمیتواند مصرف دارو را به دلیل گرانی به تعویق بیندازد.
اما وقتی قیمت دارو افزایش پیدا میکند بخشی از بیماران ناچار میشوند میان پرداخت هزینههای ضروری زندگی و خرید دارو یکی را انتخاب کنند.
و این انتخاب، یکی از تلخترین شکلهای نابرابری در سلامت است.
بیمارانی که درمان را کنار میگذارند و درد را تحمل میکنند
شاید خطرناکترین پیامد گرانی دارو آن چیزی باشد که در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود بیمارانی که دیگر برای خرید دارو مراجعه نمیکنند.
وقتی فردی نسخه را در دست دارد اما پول خرید دارو را ندارد، ممکن است مصرف دارو را کاهش دهد، آن را نصف کند، مصرف برخی اقلام نسخه را حذف کند یا درمان را به طور کامل کنار بگذارد.
او شاید در آمار کمبود دارو دیده نشود اما در واقع قربانی مستقیم بحران دارویی است.
بیماری که دارو نمیخرد، الزاماً بیمار بیمسئولیتی نیست ممکن است بیماری باشد که پول خرید دارو ندارد.
و اگر این روند ادامه پیدا کند، هزینه آن بعدها با تشدید بیماری، بستری شدن، عوارض جدیتر و تحمیل هزینههای چندبرابری به خانواده و نظام سلامت بازخواهد گشت.
چرا نظارت همیشه بعد از بحران وارد میشود؟
یکی از سوالات اساسی این است که چرا نظارت بر بازار دارو اغلب زمانی جدی میشود که کمبود ایجاد شده، قیمت بالا رفته یا شکایتهای مردمی افزایش پیدا کرده است؟
آیا نمیتوان پیش از ایجاد بحران، موجودی انبارها، میزان تولید و واردات، توزیع شرکتهای پخش و موجودی داروخانهها را به شکل مستمر رصد کرد؟
در عصر سامانههای اطلاعاتی، انتظار مردم این است که مسئولان بدانند چه مقدار دارو تولید یا وارد شده، کجا توزیع شده، در کدام انبار قرار دارد و چه زمانی به داروخانه رسیده است.
اگر چنین اطلاعاتی وجود دارد پس چرا هنوز بیمار برای یافتن یک داروی ضروری سرگردان است؟
دارو نباید گروگان سودجویی شود
مسئله دارو را نمیتوان فقط با بخشنامه، وعده تأمین یا اعلام واردات حل کرد. مردم نیازمند دسترسی واقعی، قیمت قابل پرداخت و شبکه توزیع شفاف هستند.
اگر کمبود واقعی است باید منشأ آن برای مردم روشن شود. اگر اختلال در تولید یا واردات وجود دارد باید مسئول آن مشخص شود. اگر مشکل توزیع است، باید شبکه توزیع اصلاح شود. اگر دپوی عامدانه یا احتکار صورت میگیرد، باید عاملان آن بدون ملاحظه شناسایی و مجازات شوند. و اگر دلالی و خروج دارو از شبکه رسمی وجود دارد، باید مسیر ورود دارو به بازار سیاه برای افکار عمومی شفاف شود.
سلامت مردم نباید قربانی ضعف نظارت، ناکارآمدی توزیع یا سودجویی واسطهها شود.
دارو کالایی نیست که بتوان آن را احتکار کرد تا قیمتش بالا برود، دپو کرد تا بازار تشنه شود یا خارج از شبکه رسمی با چند برابر قیمت فروخت. پشت هر نسخه، یک انسان ایستاده است انسانی که ممکن است همین امروز برای زنده ماندن، کاهش درد یا کنترل بیماریاش به همان دارو نیاز داشته باشد.
نباید فراموش کرد وقتی بیمار به دلیل گرانی از خرید دارو منصرف میشود و شب را با درد صبح میکند، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک مشکل بازار دارو نامید.
اینجا پای حق حیات و سلامت مردم در میان است و مسئولیت پاسخگویی نیز باید دقیقاً به همین اندازه جدی باشد.