کد خبر: 21059
A
دیده بان ایران رفتار انتخاباتی کاندیدای اصول گرایان را بررسی می کند:

”بگم بگم“ از نوع رئیسی !

کنار رفتن قالیباف مبین این نکته است که برای ریاست جمهوری رئیسی عزم اصول گرایان جزم شده است و تمامی تشکل های اصول گرا متفق القول هستند که رئیسی را وارد پاستور کنند. این قابل تامل است که در سال 92 قالیباف حاضر به کناره گیری به نفع آقای جلیلی نشد ولی در سال 96 براحتی بخاطر رئیسی انصراف داد.

”بگم بگم“ از نوع رئیسی !

دیده بان ایران: آقای محمد باقر قالیباف که ”ساعت“ را بعنوان نماد فعالیت های انتخاباتی اش تعیین کرده بود در زمانبندی مقرر به آقای رئیسی راه داد تا ایشان در این چند روز باقی مانده به رأی گیری نهایی سبقت گرفته و طی طریق کند.

آقای رئیسی که از این ”اخلاق“ انقلابی سردار قالیباف بوجد آمده بود در اجتماع مردم اصفهان گفت: ”از برادر عزیز و مجاهدم جناب دکتر محمد باقر قالیباف که با زمان شناسی عمل کردند متشکرم، ما از توان مدیریتی و تجربیاتی ایشان و تیم همراشان در دولت آینده استفاده خواهیم کرد“. در حالی حسرت آقای شهردار تهران 12 ساله شد که اصولگرایان از این عمل وی بعنوان ”عمل انقلابی“، ”از خود گذشتگی“، ”ایثارگر“،”راهگشا“ و ...یاد کردند.

آقای رئیسی البته در سخنرانی خود آقای روحانی را نیز بی نصیب نگذاشت و با ورژن جدیدی از بگم بگم های احمدی نژادی، از صندوقچه اسرارش خبر داد که با لب به سخن گشودن، کسی حریف اش نخواهد بود. رئیسی خطاب به حسن روحانی افزود: ”آقای روحانی به خوبی می دانی که قلب من صندوقچه اسرار است و می دانی اگر لب به سخن باز کنم, کسی حریفم نیست اما کسی که در کسوت کاندیداست باید ظرفیت داشته باشد“.

 

سرداری که هیچگاه در عرصه های نظامی عقب نشینی نمی کرد این بار در عرصه سیاسی ـ بنا بر مصلحتی ـ عقب نشست.

با این عقب نشینی، سئوالی به اذهان مردم جامعه خطور می کند که آراء آقای قالیباف چه می شود؟ آیا به سبد آراء آقای رئیسی ریخته می شود؟ آیا برای چهار سال دیگر همچنان محفوظ و دست نخورده باقی خواهد ماند!؟

این سئوال، سئوالی است کاملاً بجا و منطقی و پاسخی دقیق و ظریفی را نیز می طلبد. چنانچه فکر کنیم آراء آقای قالیباف یک راست به سبد آراء رئیسی سرازیر خواهد شد این تفکر ناشی از عدم شناخت پایگاه مردمی و جایگاه ایدئولوژیکی قالیباف در بین اصول گرایان است. قالیباف از جنس هسته مرکزی اصول گرایان نیست. یک قلم به اطرافیان آقای رئیسی و ستادهای او بنگرید. تمامی آنها از وزراء و مدیران احمدی نژادی بوده اند که در دولت های نهم و دهم، قالیباف همواره از منتقدان آنها بوده است. با این حساب، با چنین آکتی که قالیباف انجام داده است، بعید است که آراء حامیان او به سمت تولیت آستان قدس سرازیر شوند.  

این اقدام قالیباف را بایستی بر اساس شرایط موجود درست تفسیر و تبیین کرد. اگرچه ممکن است که یک انصراف ساده قلمداد شود اما بایستی دو نظرگاه را از چیدمان انتخابات مد نظر قرار داد؛ اول اینکه بدنه حامیان قالیباف هیچ تجانسی با رأس هرم اصولگرایان ندارد که با کناره گیری وی، آرای آنان نیز به سود اصول گرایان سرازیر شود. در واقع، از نظر اصول گرایان، این اقدام قالیباف بیشتر در راستای انسجام اصول گرایان بود تا از شکسته شدن آراء در اردوی اصول گرایان جلوگیری کرده و در رویارویی با روحانی کمتر دچار زحمت شوند.

و دوم این که آقای قالیباف ـ تا آنجا که به خود وی برمی گردد ـ بعد از مناظره سوم تلخی ریزش آراء خود را چشید. قالیباف با اینکار، از یک طرف سعی کرد که این ناکامی را تلخ تر از تلخی فعلی نکند و از طرف دیگر تلویحاً از شکست احتمالی! جناح اصول گرا در انتخابات شانه خالی کرد.

 

البته بایستی این واقعیت را نیز در نظر داشت که طیفی که خود را حامیان قالیباف قلمداد می کنند طیف یکدست و خلص اصول گرایی نیستند که حال با یک اشاره سردار، جبهه عوض کرده و پشت سر آقای رئیسی به خط شوند. این نگرش نسبت به خود آقای قالیباف نیز وجود دارد، آقای قالیباف آرای عقیدتی حامیانش را نمایندگی نمی کند. لذا آن قشر تکنوکرات و قشر ضعیف جامعه که بجای قالیباف، با شخص رئیسی مواجه می شوند نداشتن سابقه اجرایی و عدم بهره مندی از مدیریت کارآمد سئوال بسیار بزرگی را در مقابل آنها قرار می دهد که بالطبع به ریختن رای به سبد رئیسی منجر نخواهد شد.

با همه ای تفاصیل، کنار رفتن آقای قالیباف نبایستی از هوشیاری اصلاح طلبان بکاهد؛ پنداری که چون رئیس جمهور محترم از تمامی مناظره ها سربلند و پیروز بیرون آمده و در نظر سنجی ها نیز خیلی جلوتر از رئیسی حرکت میکند پس بایستی منتظر بود و به نتایج انتخابات چشم دوخت. خیر، اینطور نیست. حال آقای روحانی در برابر آقای رئیسی قرار گرفته است. آقای رئیسی و ”دولت کار و کرامت“ او، پشت و عقبی دارد که آقای روحانی از آن برخوردار نیست. ارگانهای نظامی و نهادهای امنیتی غیر دولتی بعنوان عقبه آقای رئیسی بیکار ننشسته اند. عقبه آقای روحانی، همین مشارکت حداکثری مردم در انتخابات است.

کنار رفتن آقای قالیباف مبین این است که برای ریاست جمهوری آقای رئیسی عزم جزم شده است و تمامی تشکل های ااصول گرا متفق القول هستند که رئیسی را وارد پاستور کنند. این قابل تامل است که در سال 92 قالیباف حاضر به کناره گیری به نفع آقای جلیلی نشد ولی در سال 96 براحتی بخاطر رئیسی انصراف داد.

بایستی در نظر داشت که آقای قالیباف از ابتدا هم بعنوان ضربه گیر آقای رئیسی وارد صحنه شده بود تا جناح اصلاح طلب زیاد به آقای رئیسی نپردازند و وارد برخی از خط سرخ ها از جمله اعدام های دهه 60 نشوند. از طرف دیگر این یک ارزیابی محسوب می شد که سنجیده شود آقای رئیسی با توجه به سوابقی که داشته است تا چه میزان مقبول جامعه خواهد بود. جناح اصول گرا با هر توجیهی اکنون مدعی شده اند که وضعیت آقای رئیسی پس از مناظره سوم قدری بهتر شده است. لذا چنانچه آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می آمد بیشتر شائبه شکست را دامن می زد. حال راس اصول گرایان تصمیم گرفته اند که چنانچه آقای رئیسی قرار است که شکست بخورد همان بهتر که از حریف قدری چون آقای روحانی شکست بخورد.

انصراف قالیباف، چشم انداز تعیین تکلیف ریاست جمهوری در مرحله اول را تقویت می کند. به نظر می رسد که تصمیم گیری رأس اصول گرایان بر این است که رئیسی در همان مرحله اول به مصاف روحانی برود چون کشیدن شدن نتایج انتخابات به دور دوم برای نظام هزینه بر خواهد بود. لذا بر ماست که به اهمیت رأی خود بیشتر پی ببریم و اردوی مقابل را در این رویارویی پاسیو و منفعل نبینیم.

 

 

 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

اخبار مرتبط

ارسال نظر