هشدار روزنامه اطلاعات: کشور را به سمت جنگ نبریم؛ این خواست اسرائیل است/ تیم مذاکره را با افراد با تجربه تقویت کنید/ انتقاد از نماینده ایران در سازمان

لشکرکشی آمریکا به ایران در این ایام که زمستان سال ۲۰۲۶ میلادی برابر با ۱۴۰۴ خورشیدی است، یکی از لحظات سرنوشت ساز برای مملکت و ملت ما، و بلکه خاورمیانه و جهان است.

هشدار روزنامه اطلاعات: کشور را به سمت جنگ نبریم؛ این خواست اسرائیل است/ تیم مذاکره را با افراد با تجربه تقویت کنید/ انتقاد از نماینده ایران در سازمان

به گزارش سایت دیده بان ایران ؛

روزنامه اطلاعات نوشت: سران مملکت باید تصمیمات مهم بگیرند و به سرداران قشون ابلاغ کنند و پیش از آن، دیپلماسی و مذاکره باید راه جنگ را به هر ترتیب ببندد و طریق مصالحه و آشتی را از هر روزنِ ممکن بیابد. جنگ در هر صورت به زیانِ همه است و موجب خسران و نتایج غیرقابل محاسبه‌ای است که نباید و نمی‌توان بر سر آن قمار کرد. 

تصمیم درباره جنگ و صلح بسیار مهم‌تر از آن است که تنها به قشون و نظامیان سپرده شود، زیرا سرنوشت ملت و آینده مملکت و تراز قدرت و توان منطقه و صدها عامل پیدا و ناپیدای دیگر در این امر مهم دخیل است. اموری که فراتر از ابعاد نظامی و شکست و پیروزی یا صف‌آرایی و سنگربندی و محاسبات جنگی، وجود دارد!

این امور، زندگی نود میلیون شهروند ایرانی را تنظیم کرده و تحت تاثیر قرار خواهد داد و سرنوشت چند نسل بعد را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد. علاوه بر این، جایگاه ایران را در منطقه و جهان مشخص کرده و در صورت اتخاذ هر تصمیم یا عملکردی، این جایگاه دچار تحول یا موازنه‌ای متفاوت خواهد بود و سال‌ها طول خواهد کشید تا تغییر دیگری ایجاد شود. برای فهم تاریخی از وضع کنونی، مروری به تاریخ بحران‌ها می‌اندازیم. 

ایران در سال ۱۳۶۷ از یک جنگ ۸ ساله و ویرانگر رها شده بود. پس از آن نیز دچار فرسایش سیاسی و بحران‌های منطقه‌ای شد.‌ بحران‌هایی که همچون زلزله‌هایی در کنار مرزهای ایران تجربه می‌شد. 

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سر بر آوردن دهها کشور تازه در شمال ایران، حمله صدام به کویت و اشغال آن کشور نفتی و ثروتمند، حمله آمریکا به عراق و اشغال بغداد و تغییر حکومت صدام و بعثیان، حمله به افغانستان و روی کار آمدن دولت جدید و مقاومت، قدرت‌گیری طالبان در افغانستان، جنگ ۳۳ روزه در جنوب لبنان، بهار عربی و سقوط دو مینووار حکومت‌ها در کشورهای عربی، جنگ داخلی در لیبی، جنگ داخلی سوریه، استقرار نیروهای ایرانی، وقایع ۷ اکتبر، حمله به فرماندهان ایرانی در سفارت و کنسولگری دمشق، ظهور جولانی و سقوط بشار اسد، خروج نیروهای ایران از سوریه و شامات، حمله به حزب الله، ترور رهبران عالی و میانی و شهادت حسن نصرالله و جانشین ایشان، ترور اسماعیل هنیه در تهران، جنگ ۱۲ روزه، وقایع دی ماه ۱۴۰۴ و ... تا امروز، و لشکرکشی ایالات متحده به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس تا دریای مدیترانه...

این تنها بخشی از تاریخ حوادث منطقه در ارتباط با ایران و تحولات موثر بر سرنوشت کشور گرامی و ملت عزیز ایران است. درگیری و فرسایش سیاسی جناح‌های چپ و راست و نگاه صرف نظامی به چنین امور مهمی باعث شد تا فرصت‌های بزرگ مانند فروپاشی اتحاد شوروی و اتفاقات و فرصت‌های اقتصادی دیگر برای ما از دست برود و حتی در مورد دریای مازندران، روس‌ها با ایالات سابق خود زد و بندهایی کردند . 

باری، اکنون در این مرحله از تاریخ، باید یادآوری کرد که ایران با این همه فرسایش و ناترازی‌ و فشار و گذر از دو جنگ بزرگ و نابرابر که هنوز خسارت‌ها و خرابی‌های هر دو جنگ ترمیم نشده است، نمی‌تواند به راحتی و آسانی زخم و زیان جنگی تازه را نیز بر تن و جان تحمل کند .اهتمام به دیپلماسی و سیاست تنها راه چاره است و باید موانع را بردارد و راهی برای تعامل و صلح برای ایران فراهم سازد. در یک کلام ایران نباید رأساً وارد جنگی تازه شود. این توطئه اسرائیل و ایادی داخلی و خارجی او در آمریکا و منطقه است که خنّاس‌وار می‌کوشند ایران را از بحرانی به بحرانی دیگر سوق دهند و هرگونه افق و روزنه‌ای برای تنش‌زدایی و پیشرفت را از بزرگ‌ترین و مقتدرترین و اصیل‌ترین کشور منطقه و آسیا، سلب کنند. 

هراس رژیم صهیونیستی از ایران، تا حدی است که کانون‌های رسانه‌ای و سیاسی و مالی خود را در ایالات متحده و اروپا و حتی روسیه فعال کرده تا از طریق رویارویی نظامی ارتش آمریکا با قشون ایران، کشور عزیزمان را وارد درگیری با بزرگترین ارتش متجاوز جهان از یک سو، و تنش با همسایگان از سوی دیگر نماید. این دام، خرابی‌ها و فرسودگی و هزینه روی دست ایران خواهد گذاشت و عاقبت آن هم نامشخص خواهد بود. البته ما از هیچ دشمن و نیروی خارجی باک نداریم، اما قدرت تحلیل و محاسبه به ما آموخته که نباید نیروها و امکانات و سرزمین خود را در معرض آسیب‌هایی قرار دهیم که با دیپلماسی و گفتگو به موقع، قابل پیشگیری و رفع شدن است.  

کارنامه تیم وزیر خارجه، ضعیف بوده و تیم همراه او، از ایروانی در سازمان ملل تا همراهان مذاکره کننده، در سه مقطع به نتیجه نرسیده است؛ اول مذاکراتی که به جنگ ۱۲ روزه انجامید. دوم تلاشها و مذاکرات و رایزنی‌هایی که اسنپ‌بک و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را موجب شد؛ و سوم قطعنامه حقوق بشر که علیه ایران صادر شد و باید فعالانه‌تر با آن برخورد می‌شد. حداقل نماینده ایران در سازمان ملل، پاسخ اهانت‌های نماینده گستاخ و بی‌ادب رژیم جنایتکار صهیون را می‌داد! 

اینک در آستانه رویدادی سرنوشت‌ساز، در آستانه فصلی بسیار مهم از تاریخ ایران، از دی ماهی سرد گذشته‌ایم و از بهمن ۱۴۰۴ عبور کرده‌ایم، اما مذاکرات تازه با آمریکا با همان سبک و سیاق سابق ادامه می‌یابد.

عمان واسطه است و شگفتا که یک ابرقدرت منطقه‌ای همچون ایران با یک ابرقدرت همچون آمریکا باید به واسطه کشوری همچون عمان مذاکره کند، در مسقط، در ژنو یا در هر جای دیگر؟ قبل از جنگ ۱۲ روزه، جماعتی از به اصطلاح تحلیل‌گران سیاسی در گفتگو با سیماوصدای رسمی ایران و برخی نشریات خاص، داد و بیداد می‌کردند که مبادا دیدار مستقیم یا عکس در یک اتاق گرفته شود! دو هیئت باید جداگانه بروند و با واسطه حرف بزنند و ... این است سطح فکر و نظر این قبیل حضرات.اینها صاحب‌نظران سیاسی بودند و خیلی هم مقدس مآب و ظاهر الصلاح. خلاصه، مسئله شان این حرف‌ها بود تا شد آنچه نباید می‌شد. 

مذاکره باید جلوی جنگ را بگیرد و مذاکره‌کننده باید بداند با که سخن می‌گوید، از او چه می‌خواهد، به او چه می‌دهد و از او چه خواهد ستاند. جز این، مذاکره وقت تلف کردن است و انتظاری بی‌معنا برای اتفاقاتی غافلگیرکننده و غیرقابل پیش‌بینی، و این برازنده هیچ سیاستمدار خردمندی نیست. 

واپسین نکته: تیم مذاکره‌کننده ایران، اولاً در صورت لزوم می‌تواند با تیم آمریکایی مذاکره کند و ثانیاً اینکه مشاوران مجرب و کسانی که تجربه مذاکرات موفق و مستقیم داشته‌اند و حقوق بین‌الملل و زبان مذاکره را مسلّط و مرتب می‌دانند به این تیم اضافه شوند. اجتناب از جنگ، یک پیروزی بزرگ برای ایران، برای نظام و برای مردم است. امیدواریم این بار دیپلماسی بر جنگ و منطق بر تفنگ برتری ‌یابد؛ هم در داخل و هم در خارج.

 به قول سعدی :

بیا که نوبت صلح است و دوستّی و عنایت
به شرط آن‌که نگوییم از آنچه رفت حکایت

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر