آیا اسکرول بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی واقعاً مغز ما را فرسوده می‌کند؟

برخی می‌گویند استفاده افراطی از دستگاه‌های دیجیتال می‌تواند زیان‌بار باشد و پدیده‌ای موسوم به پوسیدگی مغز ایجاد کند؛ اما آیا مغز واقعاً فاسد می‌شود؟

آیا اسکرول بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی واقعاً مغز ما را فرسوده می‌کند؟

به گزارش سایت دیدبان ایران، اما لمبکه در ۱۲ سالگی به اینستاگرام پیوست و خیلی زود خودش را در حال «ساعت‌ها اسکرول بی‌هدف، معتاد به به‌دست‌آوردن تعداد مشخصی لایک و تعداد مشخصی کامنت» دید. او می‌خواست دست بکشد، اما نمی‌توانست. تجربه‌ی اما استثنا نیست؛ بسیاری از مردم امروز حس آشنای چرخیدن بی‌فکر میان محتوای کم‌کیفیت را می‌شناسند، حسی که اکنون به آن «برین‌رات» یا پوسیدگی مغز می‌گویند.

پوسیدگی مغز که «مغزخالی‌کن» نیز ترجمه می‌شود، گاهی به خود محتوایی اشاره دارد که دنبال می‌کنیم؛ از جمله انبوه شخصیت‌های مسخره‌ای که با هوش مصنوعی تولید شده‌اند، یا محتواهایی که بین دانش‌آموزان از محبوبیت بسیاری برخوردارند و در میم‌ها، ویدیوها، بازی‌ها و هرجای دیگری دیده می‌شوند.

برین‌رات تا حدودی یک شوخی اینترنتی است، اما از نظر علمی و روانی، تنها به چشم شوخی دیده نمی‌شود. شمار رو‌به‌رشدی از نوجوانان و والدینشان می‌گویند صرف زمان زیاد در شبکه‌های اجتماعی که بستر اصلی زادوولد برین‌رات است، می‌تواند سلامت روان را تهدید کند.

هزاران پرونده قضایی که شرکت‌های شبکه اجتماعی را به‌خاطر ویژگی‌های اعتیادآور و آسیب به کاربران جوان متهم می‌کنند، اکنون در دادگاه‌ها در جریان‌اند. در ماه مه دولت ایالات متحده هشدار جراح کل را درباره‌ی آسیب‌های استفاده از صفحه‌نمایش برای جوانان منتشر کرد و شبکه‌های اجتماعی، بازی‌ها، چت‌بات‌ها و موارد دیگر را هم در این هشدار نام برد.

هشدار آمده است: «سیاست‌گذاران و شرکت‌های فناوری باید احتمال آسیب را بپذیرند و چارچوب‌هایی برای محافظت از کودکان ایجاد کنند تا استفاده‌ای سالم و شاد از ابزارها ممکن شود.» این سند البته با یک توضیح منتشر شد که می‌گفت متن با ابزار هوش مصنوعی چت‌جی‌پی‌تی ویرایش شده است.

اما آیا تماشای محتوای احمقانه واقعا ما را احمق‌تر می‌کند؟ این ترس تازه نیست. در سال ۲۰۰۹، اریک اشمیت، مدیرعامل پیشین گوگل، در گفت‌وگو درباره‌ی اثر رسانه‌های دیجیتال بر هوش جوانان هشدار داد و گفت: «سرعت سرسام‌آور اطلاعات در واقع بر شناخت اثر می‌گذارد.»

اکنون، شواهد علمی نیز می‌گویند استفاده‌ی بیش‌از‌حد از دستگاه‌های دیجیتال به‌طور کلی و شبکه‌های اجتماعی به‌طور خاص، احتمالاً می‌تواند به‌ویژه برای سلامت روان زیان‌بار باشد. با‌این‌حال، به‌گفته‌ی سوزانه بامگارتنر، روان‌شناس رسانه در دانشگاه آمستردام، شواهدی که نشان دهد هر نوع استفاده از فناوری به هوش آسیب می‌زند هنوز اندک است.

بامگارتنر می‌گوید: «این تصور خیلی رایج است که استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند مغز را از بین ببرد، اما در واقع پژوهش‌های علمی کمی وجود دارند که چنین ادعایی را تأیید کنند.» با‌این‌حال، بامگارتنر معتقد است که باید درباره‌ی مقدار زمانی که خودمان و دیگران را در حال خیره‌شدن و چسبیدن به دستگاه‌های دیجیتال می‌بینیم، بازنگری کنیم.

کریس پری، مدیر اجرایی گروه غیرانتفاعی کودکان و صفحه‌نمایش‌ها در نیویورک که برای آگاه‌سازی عمومی درباره‌ی اثر رسانه‌های دیجیتال بر کودکان فعالیت می‌کند، می‌گوید برین‌رات شبیه آب‌نبات است. دقیقا مثل آب‌نبات، کمی برین‌رات هر‌از‌گاهی نیز آسیبی نمی‌زند، اما هرچه بیشتر به آن روی بیاورید، مشکل بزرگ‌تر می‌شود.

همه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم، برخی مسیرهای مغزی را تقویت و برخی دیگر را تضعیف می‌کنند. تورکل کلینگبرگ، عصب‌پژوه در مؤسسه‌ی کارولینسکا در استکهلم، می‌گوید: «هرکاری که با مغزتان می‌کنید، روی آن اثر می‌گذارد.» توانایی مغز برای تغییر و سازگاری، «انعطاف‌پذیری عصبی» یا نوروپلاستیسیته نام دارد.

دوره نوجوانی از نظر عصب‌شناختی تا اوایل ۳۰ سالگی زندگی ادامه دارد

انعطاف‌پذیری عصبی یا نوروپلاستیسیته، به ما امکان می‌دهد که از تجربه‌ها یاد بگیریم و رشد کنیم، در عین حال همان تجربه‌ها ما را شکل و تغییر نیز می‌دهند. این موضوع به‌ویژه در مورد نوجوانان صادق است، چون مغز آن‌ها سریع‌تر دستخوش تغییر می‌شود. از نظر عصب‌شناختی، نوجوانی تا اوایل ۳۰ سالگی زندگی ادامه دارد و مغز ما در تمام طول عمر همچنان سازگار و در حال تغییر می‌ماند.

بخش زیادی از تجربه‌های شکل‌دهنده به مغز، اکنون روی صفحه‌نمایش‌ها رخ می‌دهند. در نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو که در سال ۲۰۲۵ انجام شد، ۶۳ درصد از بزرگسالان آمریکایی ۱۸ تا ۲۹ ساله گفتند تقریباً «همیشه» آنلاین هستند.

البته کودکان و بزرگسالان می‌توانند در دستگاه‌هایشان کارهای خلاقانه یا مفید هم انجام دهند؛ می‌توانیم با خانواده و دوستان ارتباط بگیریم، اثر هنری بسازیم یا بازی‌های آموزشی انجام دهیم. این کارها می‌توانند به رشد سالم مغز کمک کنند. اما در عمل، حواس‌پرتی و لغزیدن به دام برین‌رات خیلی آسان است.

همراه داشتن تلفن یا تبلت در نزدیکی، وسوسه‌های بی‌پایانی به همراه دارد. حتی لازم نیست در حال استفاده از دستگاه باشید تا حواستان پرت شود. مطالعه‌ای نشان می‌دهد همین که تلفن همراهتان در دسترس باشد، حتی اگر استفاده نشود، می‌تواند فکر کردن و پردازش اطلاعات را دشوارتر کند.

جیسون ناگاتا، پزشک متخصص سلامت نوجوانان و رسانه‌های دیجیتال در دانشگاه کالیفرنیا سان‌فرانسیسکو، سرپرستی مطالعه‌ای را به عهده داشت که بررسی می‌کرد نوجوانان در مدرسه از کدام برنامه‌ها استفاده می‌کنند. نتیجه قابل پیش‌بینی بود: ابزارهای آموزشی تقریبا ته فهرست بودند. ناگاتا می‌گوید در عوض، برنامه‌های برتر شبکه‌های اجتماعی، ویدیوهای یوتیوب و بازی‌های ویدیویی در صدر بودند.

یافته‌ها برای لمبکه غافلگیرکننده نیست. او که اکنون در اوایل دهه ۲۰ زندگی است، در دوران پیش‌نوجوانی روزانه پنج تا شش ساعت از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کرد. او می‌گوید: «آن زمان احساس خیلی بدتری نسبت به خودم داشتم. افسرده‌تر بودم و اضطراب بیشتری را تجربه می‌کردم.»

لمبکه احساس می‌کرد در دنیای آنلاین گیر افتاده است. او می‌گوید: «تمام زندگی اجتماعی‌ام همین بود و نمی‌توانستم فاصله بگیرم.» اما اکنون می‌فهمد که اسکرول و چک‌کردن وسواسی‌اش واقعا تقصیر خودش نبود. لمبکه می‌گوید اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های مشابه «طوری ساخته شده‌اند که شما را درگیر کنند» و به هر قیمتی، بیشترین میزان توجه را جلب کنند.

به‌گفته ناگاتا، طراحی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به علائمی منجر شود که شبیه اعتیاد به مواد مخدر یا الکل هستند. در مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۱ روی نزدیک به ۵۰۰ دانش‌آموز ۱۶ تا ۱۹ ساله در هند، بیش از یک‌سوم دانش‌آموزان نشانه‌های وابستگی به تلفن همراه را نشان دادند؛ از جمله چک‌کردن مداوم و به‌روزرسانی شبکه‌های اجتماعی یا درد در مچ دست هنگام استفاده از تلفن. استفاده‌ی اعتیادآور یا دست‌کم عادت‌ساز از تلفن هوشمند همچنین خواب، درس و دوستی‌ها را مختل می‌کند.

هیئت منصفه‌ای در کالیفرنیا تشخیص داد که متا و گوگل به سلامت روان کاربری جوان آسیب زده‌اند

در یک نظرسنجی ملی که در سال ۲۰۲۵ انجام شد، ۴۱ درصد از پاسخ‌دهندگان گفتند تقریبا همیشه آنلاین هستند و این رقم در میان بزرگسالان جوان به‌مراتب بالاتر است: ۶۳ درصد برای افراد ۱۸ تا ۲۹ ساله. در ماه مارس، هیئت منصفه‌ای در کالیفرنیا تشخیص داد که متا، شرکت مادر اینستاگرام و گوگل، شرکت پشت یوتیوب، به سلامت روان یک کاربر جوان آسیب زده‌اند.

آن کاربر که اکنون ۲۰ ساله است، از کودکی به‌صورت وسواسی در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته و گفته بود این موضوع اضطراب و افسردگی را در او برانگیخته است؛ هیئت منصفه هم با او موافقت کرد و ۶ میلیون دلار غرامت تعیین شد. وقتی لمبکه این خبر را شنید، گفت: «حس کردم بالاخره مسیر حقوقی برای پاسخ‌گویی در حال شکل‌گیری است.»

بزرگسالان هم در معرض استفاده‌ی مسئله‌ساز از شبکه‌های اجتماعی یا نمایشگرها هستند، اما هرچه جوان‌تر باشید، کنترل استفاده از صفحه‌نمایش سخت‌تر می‌شود. علت این است که تصمیم گرفتن برای کنار گذاشتن یا نادیده گرفتن یک دستگاه وسوسه‌انگیز مستلزم استفاده از قشر پیش‌پیشانی در مغز است؛ بخشی از مغز که از جمله در «خودمدیریتی و کنترل تکانه» نقش دارد. اما قشر پیش‌پیشانی از آخرین نواحی مغز است که به‌طور کامل بالغ می‌شود.

همچنین، مغز نوجوانان به پاداش‌ها واکنش شدیدی نشان می‌دهد. مسیرهای پاداش در مغز با کارهایی مانند خوردن شکلات یا دریافت پول فعال می‌شوند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که گرفتن لایک در شبکه‌های اجتماعی نیز همین مسیرها را فعال می‌کند. این حساسیت معمولاً با افزایش سن کاهش می‌یابد، اما مطالعه‌ای نشان می‌دهد وقتی جوانان مرتب شبکه‌های اجتماعی را چک می‌کنند، مغزشان همچنان به‌شدت نسبت به پاداش حساس می‌ماند.

با وجود همه این موانع، لمبکه توانست کنترل را به دست بگیرد و تغییر کند. او در کلاس نهم اپلیکیشن اینستاگرام را از تلفنش حذف کرد و می‌گوید: «واقعا احساس رهایی کردم.» در سال آخر دبیرستان، جنبش «لاگ آف» (Log Off Movement) را آغاز کرد؛ حرکتی که جوانان را توانمند می‌کند تا درباره‌ی نحوه‌ی تعاملشان با محتوای آنلاین، انتقادی فکر کنند و تصمیم‌های آگاهانه بگیرند.

لمبکه معتقد است استفاده‌ی وسواسی اولیه‌اش از شبکه‌های اجتماعی «زخم‌های عمیق» برجای گذاشته است. او با اختلال خوردن دست‌وپنجه نرم کرده و فکر می‌کند این مسئله تا حد زیادی ناشی از تصویرها و تعاملاتی است که در کودکی و نوجوانی در اینستاگرام دیده و تجربه کرده است. او می‌گوید محتوا «رابطه‌ای را که با خودم و بدنم داشتم، تغییر داد.»

نگرانی‌ها درباره استفاده‌ی جوانان از شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های دیجیتال دیگر باعث شده پژوهشگران عمیق‌تر وارد ماجرا شوند. یکی از این پروژه‌های مهم پژوهشی با نام ای‌بی‌سی‌دی، مخفف رشد شناختی مغز نوجوان، شناخته می‌شود. این مطالعه از سال ۲۰۱۶ داده‌های بیش از ۱۱٬۵۰۰ نوجوان آمریکایی را جمع‌آوری کرده است. در آغاز، شرکت‌کنندگان ۹ یا ۱۰ ساله بودند. از آن زمان، هر سال سلامت و میزان استفاده آن‌ها از صفحه‌نمایش ارزیابی شده و هر دو سال یک‌بار نیز آزمایش‌های پزشکی، از جمله اسکن مغزی، روی آن‌ها انجام شده است.

در سال ۲۰۲۵، ناگاتا و همکارانش آنچه را دانشمندان از داده‌های ای‌بی‌سی‌دی آموخته بودند، مرور کردند و دریافتند مقدار بیشتر زمان استفاده از صفحه‌نمایش با خطر بالاتر مشکلاتی مانند افسردگی، اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی و اختلالات خوردن مرتبط است. البته برقراری ارتباط میان مشکلات سلامت و زمان صفحه‌نمایش یک چیز است و نشان‌دادن رابطه‌ی علت و معلولی چیز دیگر. دنبال‌کردن نوجوانان در طول چند سال کمک می‌کند پژوهشگران دریابند آیا زمان بیشتر صفحه‌نمایش واقعا بعدها به مشکلات سلامت منجر می‌شود یا خیر.

تیم ناگاتا زیرمجموعه‌ای از داده‌های ای‌بی‌سی‌دی را استفاده کردند تا دریابند در کودکانی که الگوهای نامنظم استفاده از تلفن و شبکه‌های اجتماعی دارند، چه روندی رخ می‌دهد. یک سال بعد، کودکان و نوجوانان آزمایش نسبت به همسالانشان بیشتر در معرض افسردگی، مشکل توجه، اختلال خواب و چندین مشکل دیگر سلامتی قرار داشتند.

تورکل کلینگبرگ نیز که عصب‌پژوه مؤسسه کارولینسکا است، عضو تیمی بود که داده‌های چهار ساله ای‌بی‌سی‌دی را تحلیل کرد. تیم دریافت استفاده‌ی رو‌به‌افزایش از شبکه‌های اجتماعی در طول زمان احتمال بروز علائم بی‌توجهی را بیشتر می‌کند، اما برعکس آن صادق نبود؛ علائم بی‌توجهی باعث استفاده‌ی بیشتر از شبکه‌های اجتماعی نمی‌شد.

بازی‌های ویدیویی می‌توانند در واقع به باهوش‌تر شدن کودکان کمک کنند

کلینگبرگ همچنین اسکن‌های مغزی جمع‌آوری‌شده در جریان مطالعه‌ی ای‌بی‌سی‌دی را بررسی کردند. اسکن‌ها نشان داد استفاده‌ی زیاد از شبکه‌های اجتماعی، یعنی حدود دو ساعت یا بیشتر در روز، رشد مخچه را اندکی کند می‌کند. هرچند این اثر بسیار اندک بود، کلینگبرگ می‌گوید تغییرات محسوس بود. او هشدار می‌دهد اگر این روند طی چند سال آینده ادامه پیدا کند، اثر آن چشمگیر می‌شود. مخچه نقش‌های زیادی دارد و با کنترل بدن، زبان، احساسات و توجه مرتبط است. بنابراین، تغییرات مخچه می‌تواند مشکلات توجه در نوجوانانی را که زیاد از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، توضیح دهد.

اما نکته‌ی مهم این است که در مطالعه، فقط استفاده از شبکه‌های اجتماعی، اثر منفی بر رشد مغز نشان داد. تحقیقات پیشین نشان داده بازی‌های ویدیویی می‌توانند در واقع به باهوش‌تر شدن کودکان کمک کنند، اما همین بازی‌ها هم ممکن است خطراتی داشته باشند، برای مثال، نباید آن‌قدر معتاد شوید که نتوانید زمان بازی‌کردن را کنترل کنید.

حتی استفاده از هوش مصنوعی برای انجام کارها نیز می‌تواند شکل تازه‌ای از برین‌رات باشد. سال گذشته، پژوهشگران این فرضیه را در افراد ۱۸ تا ۳۹ ساله آزمایش کردند. تیم پژوهشی فعالیت مغز را هنگام نوشتن مقاله توسط گروه‌های مختلف شرکت‌کننده در چند جلسه و طی چهار ماه اندازه‌گیری کرد. یک گروه هیچ ابزار آنلاین کمکی نداشت. گروه دیگر به جست‌وجوی گوگل دسترسی داشت. گروه سوم از چت‌جی‌پی‌تی استفاده کرد.

میزان یادگیری افراد را هنگام استفاده از جست‌وجوی گوگل یا یک چت‌بات هوش مصنوعی برای تحقیق درباره‌ی یک موضوع مقایسه کرد و دریافت کسانی که از گوگل استفاده کردند، می‌توانند موضوع را عمیق‌تر و کامل‌تر توضیح دهند.

کلینگبرگ می‌گوید اگر همه‌ی کودکانی که امروز در حال رشد هستند، در معرض برین‌رات یا «پوسیدگی مغز» قرار بگیرند، پیامدهای آن برای تفکر، تمرکز و سلامت روان می‌تواند به بحرانی فراگیر تبدیل شود. او می‌گوید: «اگر سال‌ها، تمام جمعیت به‌طور مداوم در معرض حواس‌پرتی باشند، این وضعیت در بلندمدت پیامدهای خود را نشان خواهد داد.»

کودکان به‌سرعت با رسانه‌های جدید سازگار می‌شوند. پژوهش‌ها می‌دهند نوجوانانی که هنگام استفاده‌ی زیاد از دستگاه‌های دیجیتال کارهای دیگری هم انجام می‌دهند، می‌گویند نمی‌توانند تمرکز کنند؛ با‌این‌حال، وقتی در حال انجام چندکار هم‌زمان نیستند، همچنان می‌توانند به اندازه‌ی همسالانی که از چندوظیفگی کمتری خبر می‌دهند، تمرکز کنند. صفحه‌نمایش‌ها بیش از آن‌که توانایی توجه را نابود کنند، انگیزه‌ی بچه‌ها برای توجه‌کردن را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بنابراین، دانشمندان نتیجه می‌گیرند برین‌رات «مغز را کاملاً از بین نمی‌برد.»

پیامدهای پوسیدگی مغز می‌تواند برای تفکر، تمرکز و سلامت روان به بحرانی فراگیر تبدیل شود

با‌این‌وجود، بامگارتنر می‌گوید اگر برین‌رات جای کارهای سالم‌تر را بگیرد، می‌تواند به مشکلی بزرگ تبدیل شود. وقتی به مستطیل درخشان گوشی خیره شده‌اید، در حال کار کردن، درس خواندن، ورزش کردن، خوابیدن یا وقت‌گذرانی رودررو و باکیفیت با دوستان و خانواده نیستید. پس اغلب ذات پدیده‌ی برین‌رات نیست که آسیب‌زاست، بلکه از‌دست رفتن فعالیت‌های دیگری است که می‌توانستید انجام دهید.

ناگاتا می‌گوید: «اگر از رسانه به شکلی استفاده می‌کنید که باعث شود نسبت به خودتان احساس بهتری داشته باشید، طوری که یاد بگیرید و با دیگران ارتباط بگیرید، عالی است. اگر از محتوایی که دیده‌اید احساس بدی دارید، شاید نشانه‌ای برای توقف باشد.»

با‌این‌حال، در نهایت منصفانه نیست که مسئولیت مدیریت زمان استفاده از صفحه‌نمایش را کاملاً بر دوش خودمان بگذاریم، به‌ویژه نه بر دوش کودکان، چون مغز آن‌ها هنوز کاملاً رشد نکرده است. پری و لمبکه استدلال می‌کنند شرکت‌های فناوری نباید اجازه داشته باشند محصولاتی را بازاریابی کنند که به سلامت کودکان آسیب می‌زنند. هم‌اکنون، پرونده‌های قضایی در دادگاه‌های ایالات متحده نیز به روشن شدن این مسئله کمک خواهند کرد.

اما لمبکه امیدوار است در آینده، مردم به شبکه‌های اجتماعی امروز، همان‌طور نگاه کنند که اکنون به سیگار کشیدن در مکان‌های عمومی واکنش نشان می‌دهند. همچنین، امیدوار است دستگاه‌ها و اپلیکیشن‌هایی که برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنیم دیگر باعث گسترش پوسیدگی مغز نشوند. به گفته‌ی لمبکه، این ابزارها باید «قدرت بیشتری به فرد بدهند تا تجربه‌های خودش را شکل دهد.»

ارسال نظر