قدیمیترین پرونده پزشکی قانونی جهان؛ مگسهایی که قاتل را به دام انداختند
هشت قرن پیش، یک بازپرس در چین با کمک رفتار مگسها قاتلی را شناسایی کرد. این پرونده قدیمیترین نمونه ثبتشده از پزشکی قانونی حشرهای محسوب میشود.
به گزارش سایت دیدبان ایران، در دنیای امروز، مجموعههای جنایی این حس را به ما القا میکنند که اگر کسی مرتکب قتل شود، حتما ردی ریز جا میگذارد که چند دانشمند جنایی، بهطرزی غیرمنطقی و جذاب، آن را پیدا میکنند و با تکیه بر همان، اعترافی دراماتیک میگیرند. خیالپردازی دربارهی رفتن به گذشته و ارتکاب جنایت هم برای بعضیها جذاب به نظر میرسد، اما تاریخ نشان میدهد که حتی در روزگار دور هم کار آنقدرها ساده نبوده است.
پیش از شکلگیری نهادهای مدرن اجرای قانون و پزشکی قانونی، فرار از مجازات قتل گاه آسانتر بود، اما حتمی نبود. ردگیری جرم با روشهای علمیتر، دستکم در چین سدهی سیزدهم، سابقه داشت و مردم آن دوره هم دربارهی کشف جرم و مجازات مسئولان، نگاه نظاممندتری پیدا کرده بودند. در همان زمان، قدیمیترین نمونهی ثبتشده از کاربرد حشرات در پزشکی قانونی در کتابی با عنوان پروندههای گردآوریشدهی احکام اصلاحشده ثبت شد. این کتاب را سانگسی، بهاحتمال بسیار یکی از شناختهشدهترین چهرههای تاریخ پزشکی قانونی در منابع موجود،
ردگیری جرم با روشهای علمی دستکم در چین سده سیزدهم سابقه داشت
سانگسی در جریان اصلاحات دودمان سونگ، میان سالهای ۹۶۰ تا ۱۲۷۹ میلادی، دورهای که در هر شهرستان یک مقام رسمی برای بررسی جرم و سپس مجازات مسئولان تعیین میشد، در ابتدا آموزش پزشکی دیده بود. او در ساختار تازه به مقام قاضی زندانها منصوب شد و از همان فرصت برای گردآوری دانش جرم از نقاط مختلف کشور بهره گرفت. حاصل کارش مجموعهای از توصیههای عملی برای بازپرسها و معاینهکنندگان جسد بود که هم علت مرگ را توضیح میداد و هم راه و رسم رسیدگی دقیقتر به پروندهها را پیش میگذاشت.
بهگزارش آیافالساینس، سانگسی در یکی از نقلقولهایش نوشته بود: «اگر جراحت چاقو پیش از مرگ و در زمان حیات فرد وارد شده باشد، پوست و گوشت در محل زخم دچار جمعشدگی میشود.» بهبیان ساده، اگر زخم چاقو زمانی ایجاد شده که فرد هنوز زنده بوده، پوست و گوشت در محل زخم جمع میشود و خونمردگی زیرپوستی در اطراف زخم دیده خواهد شد. او همچنین توضیح داد که اگر اندامی بریده شده باشد، ماهیچه، استخوان، پوست و گوشت به تودهای چسبناک بدل میشوند، پوست از تماس با تیغه جمع میشود و استخوان بیرون میزند.
در همان بخش، سانگسی توضیح داد که اگر جسدی پس از مرگ قطعهقطعه شود، پوست و گوشت تغییر ظاهری اندکی خواهند داشت، خونمردگی زیرپوستی دیده نمیشود، پوست جمع نمیشود و انتهای زخم نیز فاقد خون است و رنگی سفید دارد. سانگسی همچنین با دقتی چشمگیر، تغییرات بدن انسان را در شرایط مختلف، ازجمله روند تجزیهی جسد برای برآورد زمان مرگ، شرح داده است. او تنها به بیان نظریهها بسنده نکرد و نمونههایی واقعی از پروندههایی را نیز آورد که این روشها در آنها به کار گرفته شده بودند.
در یکی از نمونهها، معاینهکنندهی جسد توانست با کمی جستوجو و چند مگس، راز یک قتل را حل کند. طبق روایت سانگسی، معاینهکننده مشخص کرده بود که جراحتهای واردشده با یک داس بسیار تیز، جان یک روستایی را گرفتهاند. او به قتل مشکوک شد، چون مرد کشتهشده اندکی پیش از آنکه بمیرد، بر سر وامی با فرد دیگری مشاجره کرده بود. سپس، معاینهکننده به روستایی رفت که مظنون در آن زندگی میکرد و از همهی مردان خواست داسهایشان را بیاورند و روی زمین بگذارند. چنین دستوری این روزها بهندرت شنیده میشود.
با وجود آنکه همهی داسها ظاهرا تمیز به نظر میرسیدند، عامل جنایت در صحنهای که میتوانست مستقیم از رمانهای آگاتا کریستی بیرون آمده باشد، لو رفت. در ترجمهی کتاب آمده است: «پس از مدت کوتاهی، بازرس بهسوی مرد مظنون رفت و او را به قتل متهم کرد.» سانگسی ادامه داد که مظنون بارها اتهام را انکار کرد، اما معاینهکننده به مگسهایی اشاره کرد که میان هفتاد داس، به سمت یکی جذب شده بودند. مگسها تنها روی یکی از داسها نشسته بودند؛ زیرا بوی باقیماندهی خون هرچند برای انسان حس نمیشد، آنها را جذب کرده بود. سرانجام قاتل به جرم خود اعتراف کرد.
امروزه پروندهی مگسها جذابترین بخش کتاب سانگسی به نظر میرسد، اما هدف اصلی او چیز دیگری بود. او میخواست بهترین شیوههای شناختهشدهی زمان خود را برای بررسی جرم در اختیار بازپرسها قرار دهد و روند رسیدگی را از نخستین لحظهی کشف جسد تا بررسی شواهد، با جزئیات توضیح دهد. پزشکی قانونی از آن زمان تاکنون راه درازی را پیموده است، اما کتاب سانگسی همچنان یکی از مهمترین آثار تاریخ این علم به شمار میرود.