ریشه‌های گرایش به حیوان خانگی؛‌ بررسی تعاملات شگفت‌انگیز نخستی‌ها با گونه‌های مختلف

میمون‌ها گاهی حیوانات گونه‌های دیگر را می‌آرایند، حمل می‌کنند و حتی به فرزندی می‌پذیرند؛ پژوهشی تازه ریشه‌های تکاملی این رفتارها را بررسی کرده است.

ریشه‌های گرایش به حیوان خانگی؛‌ بررسی تعاملات شگفت‌انگیز نخستی‌ها با گونه‌های مختلف

به گزارش سایت دیدبان ایران، نخستی‌سان‌ها فقط با هم‌نوعان خود رابطه اجتماعی برقرار نمی‌کنند. پژوهشی تازه نشان می‌دهد میمون‌ها گاهی با حیوانات گونه‌های دیگر بازی و حتی از برخی از آن‌ها مراقبت می‌کنند.

اکنون، مطالعه‌ای تازه برای نخستین بار این رفتارها را در مقیاسی گسترده بررسی کرده است. به‌گزارش کانورسیشن، اولین باری که پژوهشگران با یکی از این رفتارها روبه‌رو شدند، دقیقاً نمی‌دانستند چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است. یک گیبون گونه‌سفید شمالی در باغ‌وحش شانگهای، موشی را که وارد محوطه‌اش شده بود در دست گرفته و نوازش می‌کرد. گیبون نه قصد خوردن موش را داشت و نه می‌خواست آن را از محوطه دور کند؛ بلکه با رفتاری شگفت‌انگیز با این جونده کوچک مدارا می‌کرد.

سال‌ها بعد، پژوهشگران هنگام بررسی میمون‌های پوزه‌سربالای سیاه‌وسفید در کوه‌های جنوب‌غرب چین، بارها بچه‌میمون‌های بازیگوشی را دیدند که تلاش می‌کردند روی پشت خوک‌های اهلی سوار شوند. چنین برخوردهایی میان دو گونه متفاوت، این پرسش را دوباره مطرح کرد: چرا نخستی‌سان‌ها گاهی با حیواناتی خارج از گونه خود وارد تعامل اجتماعی می‌شوند؟

تیم پژوهشگران ۴۲۷ مورد تعامل اجتماعی میان نخستی‌سان‌ها و گونه‌های دیگر را از منابع علمی، گزارش‌های رسانه‌ای و یک پیمایش جهانی از نخستی‌شناسان گردآوری کردند. این موارد ۸۸ گونه نخستی و ۱۲۷ گونه جانوری دیگر را دربر می‌گرفت که ۵۵ گونه از آن‌ها غیرنخستی بودند.

بررسی‌ها نشان داد تعامل‌ها بسیار متنوع‌تر از چیزی هستند که پیش‌تر تصور می‌شد. در میان گونه‌های غیرنخستی، پستاندارانی مانند گوسفند، تاپیر، گوزن، خوک اهلی، گربه و سگ دیده می‌شد. پرندگان، خزندگان، دوزیستان، سخت‌پوستان و حتی حشرات نیز در این فهرست قرار داشتند. بازی و آراستن رایج‌ترین شکل‌های تعامل بودند و نخستی‌سان‌ها همچنین حیوانات گونه‌های دیگر را حمل می‌کردند، کنارشان جمع می‌شدند و گاهی غذای خود را با آن‌ها تقسیم می‌کردند.

بازی و آراستن یکدیگر بین حیواناتی از گونه‌های متفاوت، رایج‌ترین شکل‌های تعامل هستند

بخش قابل‌توجهی از تعامل‌ها را خود نخستی‌سان‌ها آغاز کرده بودند. یکی از نمونه‌های شناخته‌شده، رابطه میان ماکاک‌های ژاپنی و گوزن‌های سیکا در ژاپن است که در برخی موارد یکدیگر را می‌آرایند و ماکاک‌ها روی پشت گوزن‌ها سوار می‌شوند. پژوهش جدید نشان می‌دهد تعامل‌های دوستانه میان گونه‌ها فقط به چنین موارد نزدیکی محدود نیست و حتی گونه‌های بسیار دور از هم نیز ممکن است رفتارهای اجتماعی مشابهی با یکدیگر نشان دهند.

نمونه‌های عجیب‌تر هم کم نیستند. در سریلانکا، یک لنگور کاکل‌دار خاکستری مشاهده شده که با دقت یک سنجاب غول‌پیکر توسی را نوازش می‌کرد. نمونه‌های دیگر شامل یک گوریل نر پشت‌نقره‌ای در حال در آغوش گرفتن یک بوش‌بیبی وحشی (گالاگو)، بونوبویی که یک توله خدنگ را به‌آرامی در دست گرفته و ماکاک‌هایی است که سگ‌های اهلی یا ولگرد را می‌آرایند.

بسیاری از این رفتارها ممکن است فوایدی شبیه تعامل‌های اجتماعی درون یک گونه داشته باشند. آراستن می‌تواند به پاک‌کردن انگل‌ها، بهداشت بدن و تقویت پیوندهای اجتماعی کمک کند و بازی نیز در رشد هماهنگی حرکتی، مهارت‌های اجتماعی و انعطاف‌پذیری شناختی نقش دارد.

بخشی از تعامل‌های میان‌گونه‌ای نیز ممکن است نتیجه‌ی شرایط محیطی باشد. نخستی‌ها و جانوران دیگر گاهی برای یافتن غذا یا افزایش ایمنی، مدت زیادی کنار یکدیگر می‌مانند. تماس‌های مکرر در چنین شرایطی می‌تواند به رفتارهایی مانند آراستن یا بازی منجر شود. برخی نخستی‌های گرمسیری نیز با گونه‌های دیگر همراه می‌شوند و در سایه‌سار درختان با یکدیگر به جست‌وجوی غذا می‌پردازند. بااین‌حال، پژوهشگران می‌گویند بخشی از رفتارهای مشاهده‌شده با توضیحات صرفاً کاربردی سازگار نیستند.

برای مثال، نوازش یک سنجاب یا آراستن یک سگ در بسیاری از موارد فایده آشکاری برای نخستی‌سان ندارد. پژوهشگران معتقدند چنین رفتارهایی می‌تواند نشانه‌ای از ظرفیت قابل‌توجه نخستی‌ها برای کنجکاوی، مدارا و انعطاف‌پذیری اجتماعی در تعامل با گونه‌های دیگر باشد.

سن و جنسیت نیز با نوع تعامل‌ها ارتباط دارد. نخستی‌سان‌های جوان و نابالغ بیشتر در بازی‌های میان‌گونه‌ای شرکت می‌کردند، در حالی که ماده‌های بالغ بیشتر رفتار آراستن نشان می‌دادند. این الگو با تفاوت‌های شناخته‌شده در رفتار اجتماعی نخستی‌سان‌ها هم‌خوان است؛ نابالغ‌ها معمولاً زمان بیشتری را صرف بازی می‌کنند و ماده‌ها نیز در بسیاری از گونه‌ها نقش پررنگ‌تری در مراقبت از دیگران دارند.

نباید همه برخوردها را به «دوستی» یا نمونه‌ای از نگهداری حیوان خانگی تعبیر کرد

بااین‌حال، پژوهشگران هشدار می‌دهند که نباید همه‌ی این برخوردها را «دوستی» یا نمونه‌ای از نگهداری حیوان خانگی دانست. برخی نخستی‌سان‌ها، نوزادان گونه‌های دیگر را به شکلی شبیه مراقبت والدینی حمل می‌کردند، اما رفتار خشن یا مراقبت نامناسب نیز گاهی به جراحت یا مرگ حیوان مقابل منجر می‌شد.

در برخی موارد نیز به نظر می‌رسید نخستی‌سان‌ها حیوان جوانی را از گروه خودش جدا کرده‌اند و برخی تعامل‌ها با خشونت همراه بوده است. در مجموع، ۱۳ مورد ثبت شد که در آن حیوان طرف تعامل جان خود را از دست داد. یکی از این موارد مربوط به بابون نری در عربستان بود که ظاهراً توله‌سگ اهلی را ربوده و برای مدت طولانی با خود حمل می‌کرد. بیشتر تعامل‌های ثبت‌شده کوتاه‌مدت بودند، اما برخی از آن‌ها هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه داشتند.

یکی از چشمگیرترین نمونه‌ها در برزیل رخ داد؛ گروهی از میمون‌های کپوچین وحشی، یک مارموست معمولی نابالغ را پذیرفتند و برای ماه‌ها از آن مراقبت کردند. مارموست در گروه ادغام شد و دو ماده کپوچین به‌ترتیب نقش مادران مراقب آن را بر عهده گرفتند. این مورد نخستین بار در سال ۲۰۰۶ در مقاله‌ای علمی مستند شد.

در محیط‌های تحت مراقبت انسان نیز نمونه‌هایی از رابطه‌های بلندمدت میان گونه‌های مختلف دیده شده است. در سال ۲۰۱۷، یک ماکاک سیاه اندونزیایی ماده به نام نیو در پارک سافاری رامات‌گان، یک مرغ را پذیرفت و آن را تمیز، نوازش و با آن بازی می‌کرد؛ رفتاری که تداعی‌گر مراقبت مادری بود.

اما برخلاف تصوری که شاید به ذهن برسد، تعامل‌های میان‌گونه‌ای در میمون‌های بزرگ شایع‌تر از دیگر نخستی‌ها نبود. پژوهشگران چنین رفتارهایی را در گروه‌های اصلی نخستی‌سانان پیدا کردند و به این نتیجه رسیدند که تعامل اجتماعی با گونه‌های دیگر محدود به یک گروه خاص نیست. درواقع، داده‌ها نشان می‌دهند این رفتارها در طیف گسترده‌ای از نخستی‌سانان دیده می‌شوند.

تعامل اجتماعی با گونه‌های دیگر محدود به یک گروه خاص نیست

با نابودی زیستگاه‌های طبیعی، حیات‌وحش بیش از گذشته با انسان‌ها، دام‌ها و حیوانات اهلی در تماس قرار می‌گیرد. در نتیجه، نخستی‌ها نیز فرصت بیشتری برای برخورد با سگ‌ها، گربه‌ها و دیگر جانوران وابسته به انسان پیدا می‌کنند. بعضی از این تعامل‌ها ممکن است بی‌خطر یا حتی سودمند باشند، اما برخی دیگر می‌توانند فرصت انتقال بیماری میان حیات‌وحش، حیوانات اهلی و انسان‌ها را افزایش دهند. ازاین‌رو، شناخت عواملی که باعث می‌شوند یک گونه رفتار دوستانه یا مداراگرانه‌ای با گونه‌ای دیگر نشان دهد، می‌تواند برای حفاظت از حیات‌وحش و سلامت عمومی اهمیت داشته باشد.

همچنین، یافته‌ها می‌توانند به بهبود رفاه حیوانات در باغ‌وحش‌ها و مراکز نگهداری کمک کنند. با افزایش استفاده از فضاهای چندگونه‌ای، شناخت بهتر سازگاری رفتاری میان گونه‌ها می‌تواند به مدیران این مراکز در تصمیم‌گیری درباره نگهداری جانوران در کنار یکدیگر کمک کند.

شاید جذاب‌ترین پیام پژوهش، ارتباط احتمالی با ریشه‌های تکاملی رابطه‌ی انسان و حیوان باشد. رفتارهایی مانند کنجکاوی، مدارا، مراقبت و بازی در نخستی‌سانان گسترده‌تر از چیزی به نظر می‌رسند که پیش‌تر تصور می‌شد؛ یعنی ممکن است بخشی از زمینه‌های تکاملی لازم برای شکل‌گیری رابطه‌ی نزدیک انسان با حیوانات را فراهم کرده باشند.

پژوهشگران البته تأکید می‌کنند که چنین رفتارهایی را نمی‌توان مساوی با نگهداری از حیوان خانگی در انسان دانست؛ بلکه شاید بتوان آن‌ها را برخی از مواد اولیه تکاملی شکل‌گیری چنین رابطه‌ای در نظر گرفت.

ارسال نظر