جدال محسن اراکی با مسعود پزشکیان در ترازوی عقل و نقل
رحمتاله بیگدلی که در نامهای سرگشاده به نقد کلیات اظهارات محسن اراکی پرداختهبود، اینک در نامه سرگشاده دوم خود به نقد سخنان محسن اراکی در باره معنای تقوا پرداخته است.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛مسعود پزشکیان رئیسجمهوری اسلامی ایران در یکی از سخنرانیهای خود در باب تقوا در امور حکومتی گفته: تقوا این است که کار خود را درست و بدون خطا انجام دهیم.
محسن اراکی نماینده مجلس خبرگان در واکنش به این تعبیر پزشکیان ضمن نقد این سخن پزشکیان از او خواسته که از تفسیر قرآن و نهجالبلاغه دست بردارد.
رحمتاله بیگدلی که در نامهای سرگشاده به نقد کلیات اظهارات محسن اراکی پرداختهبود، اینک در نامه سرگشاده دوم خود به نقد سخنان محسن اراکی در باره معنای تقوا پرداخته است.
متن کامل نامه بهشرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای محسن اراکی
با سلام و احترام
اخیرا کلیپی از حضرتعالی بهصورت گسترده منتشر شده است که در آن از آقای مسعود پزشکیان رئیسجمهوری اسلامی ایران خواستهاید که وارد تفسیر قرآن، نهجالبلاغه و مفاهیم دینی نشود!
پس از نقد کلیات اظهارات شما در نامه اول اینک به نقد متن سخنرانی شما میپردازم. آقای پزشکیان در باره ضرورت رعایت تقوا در امور حکومتی گفتهاست: «تقوا یعنی حرکت بدون خطا» و توضیح داده: «این مفهوم در اداره کشور، به معنای انجام درست، دقیق و علمی امور و بهرهگیری از افراد شایسته، فارغ از وابستگیهای سیاسی، قومی و مذهبی است.»
حضرتعالی در واکنش فرمودهاید: «تقوا یعنی انسان واجبات خود را انجام دهد و از محرمات دوری کند» و هشدار دادهاید که تعریف تقوا به «کار درست انجام دادن»، ممکن است به «عرفیسازی حرامها و نادیده گرفتن واجبات» بیانجامد!
سپس فوتبالیستی را مثال زدهاید که با وجود مهارت ورزشی، «مرتکب زنا یا سرقت میشود» و پرسیدهاید: «آیا این فوتبالیست صرفا به دلیل اینکه فوتبال را خوب بازی میکند، میتوان او را باتقوا دانست؟»
سرانجام خطاب به رئیسجمهوری گفتهاید: «خواهش میکنیم رئیسجمهور محترم به تفسیر قرآن و نهجالبلاغه و مفاهیم دینی نپردازند؛ چون اشتباهات بزرگی از ایشان پیش میآید که احیانا قابل جبران نیست!»
جناب آقای اراکی
به نظر من این نقد حضرتعالی از چند زاویه با اشکالات اساسی مواجه است: بیتوجهی به موضوع سخن رئیسجمهوری، خلط حقیقت تقوا با مصادیق آن، استناد به مثالهای خارج از موضوع بحث، غفلت از مقتضیات تقوا در حکمرانی و محدود کردن حق فهم و بیان معارف دینی بدون مستند شرعی و قانونی.
اجازه دهید پیش از بررسی این اشکالات، ماجرایی آموزنده از استاد شهید مرتضی مطهری را نقل کنم که تفاوت دو شیوه مواجهه از دو عالم دینی با برداشتهای تازه از مفاهیم دینی را بهخوبی نشان میدهد.
۱. نحوه مواجهه شهید مطهری با تعریف مرحوم اکبر پرورش از زهد؛ الگویی از حقیقتجویی و تواضع علمی
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «سیری در نهجالبلاغه»، ذیل بحث زهد، ماجرایی از سفر خود به اصفهان را نقل میکند و میگوید:
«در محفلی از اهل فضل، بحث درباره حقیقت زُهد اسلامی مطرح میشود. مرحوم اکبر پرورش که آن زمان دبیر دبیرستان بوده و درباره زهد تحقیق میکرده، تعریفی از زهد ارائه میدهد که در ظاهر، بیش از آنکه به ادبیات متعارف دینی، فقهی و اخلاقی شباهت داشته باشد، به ادبیات اقتصادی و بهرهوری نزدیک است:
مرحوم پرورش میگوید: "زُهد اسلامی عبارت است از برداشت کم و بازدهی زیاد."»
این در حالی است که علمای علم اخلاق با تأسی به تعالیم قرآن و سنت نبوی و سیره ائمه اطهار علیهمالسلام در تعریف زهد گفتهاند:
«زُهد حالتی نفسانی است که موجب توجه به آخرت، بریدن از غیرخدا و رویآوری به خدا میشود.»
مرحوم ملا احمد نراقى درباره زهد مىگوید: «بدان که ضد محبت دنیا و مال دنیا را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن و آستین افشاندن بر آن و اکتفا کردن به ضرورتها از براى حفظ بدن و یا عبارت است از پشت کردن به دنیا و روى آوردن به آخرت، بلکه از غیرخدا قطع نظر کردن و روى آوردن به خدا و این بالاترین درجات زهد است.»
جناب اراکی
تعریفی که مرحوم پرورش کرده بهحسب ظاهر هیچ تناسبی با تعریف زهد در اسلام ندارد و بیشتر شبیه به تعریف یک مقوله اقتصادی است.
اگر آقای پزشکیان این تعریف را در باره زهد ارائه میداد، چه بسا شما او را متهم به سکولاریسم میکردید و میگفتید: آقای پزشکیان مطلقا نباید به تعریف مفاهیم دینی نزدیک شود!
اما شهید مطهری با آن جایگاه بیبدیل فقهی و فلسفی و تسلط جامع بر معارف اسلامی وقتی در کتاب «سیری در نهجالبلاغه» به تعریف زهد میرسد میگوید:
«چندی پیش سفری کوتاه به اصفهان اتفاق افتاد، در آن اوقات روزی در محفلی از اهل فضل بحث زهد مطرح شد و جوانب مختلف مطلب باتوجه به تعلیمات همهجانبه اسلام مورد توجه واقع شد، همگان می خواستند تعریفی جامع و رسا برای زهد به مفهوم خاص اسلامی پیدا کنند.
در آن میان دبیری فاضل [آقای اکبر پرورش] که بعدا معلوم شد دست در کار رساله ای در این موضوع است و یادداشتهای خود را در اختیار من گذاشت، تعبیری نغز و رسا کرد و گفت: "زهد اسلامی عبارت است از برداشت کم و بازدهی زیاد"».
شهید مطهری با آن جایگاه رفیع علمی، نهتنها این تعریف را به دلیل تفاوت ظاهری آن با تعابیر متعارف دینی رد نمیکند و آن را عرفیسازی زهد نمیخواند، بلکه مضمون آن را با حقیقت زهد اسلامی سازگار مییابد و با اجازه مرحوم پرورش، پس از اصلاحی مختصر، آن را چنین بیان میکند: «زهد عبارت است از برداشت کم برای بازدهی زیاد.»
شهید مطهری سپس از همین تعریف در تبیین فلسفه زهد اسلامی استفاده میکند و ابایی هم ندارد که بگوید این تعبیر را از یک معلم در اصفهان آموختهاست!
جناب آقای اراکی
در ظاهر، چه نسبتی میان زهد بهعنوان یک فضیلت دینی و اخلاقی با مفاهیمی مانند «برداشت» و «بازدهی» وجود دارد؟
آیا اگر شما بهجای شهید مطهری بودید، مرحوم پرورش را متهم نمیکردید به اینکه که با چنین تعریفی، زهد اسلامی را به مفهومی عرفی و اقتصادی فروکاسته است؟
اما شهید مطهری چنین نکرد؛ زیرا بهجای توقف در ظاهر الفاظ، حقیقت معنا را جستوجو کرد و بهجای داوری درباره گوینده، به ارزیابی سخن او پرداخت.
شهید مطهری نهتنها تعریف مرحوم پرورش را عرفیسازی یک مفهوم دینی نخواند، بلکه بر آن صحه گذاشت و از آن بهره گرفت و در اثر علمی خود بهکار بست و تصریح کرد که این تعبیر را از یک معلم در اصفهان آموختهاست!
اکنون این رفتار شهید مطهری را با واکنش حضرتعالی به سخنان رئیسجمهوری اسلامی ایران مقایسه کنیم.
آقای پزشکیان در مقام تبیین معنای تقوا در حکمرانی، از تعبیر «حرکت بدون خطا» استفاده کرده و آن را به مدیریت علمی، اصلاح امور و انتخاب کارگزاران شایسته پیوند داده است.
اما شما بدون توجه کافی به موضوع و مقصود سخن او، این تعبیر را زمینهساز «عرفیسازی حرامها و نادیده گرفتن واجبات» معرفی کرده و سرانجام از موضع بالا از رئیسجمهوری اسلامی ایران خواستهاید که از تفسیر قرآن و نهجالبلاغه خودداری کند!
شهید مطهری از یک دبیر جوان، تعبیری تازه درباره زهد شنید و با تواضع علمی از آن استقبال و در کتاب خود با ذکر نام صاحب تعریف از آن استفاده کرد، اما حضرتعالی در برابر سخن رئیسجمهوری اسلامی ایران درباره تقوا در حکمرانی، بهجای بررسی دقیق مقصود او، صلاحیتش را برای ورود به بحث مفاهیم دینی زیر سؤال بردهاید!
این در حالی است که رئیسجمهوری طبق قانون اساسی باید رجل مذهبی سیاسی باشد!
آیا این شیوه مواجهه شما با سخن دیگران با روش علمی و اخلاقی شهید مطهری و اخلاق اسلامی سازگار است؟
۲. تقوای حکمرانی؛ موضوعی که در نقد شما مغفول مانده است
جناب آقای اراکی
نخستین شرط نقد علمی، شناخت دقیق موضوع و مقصود گوینده است.
آقای پزشکیان در مقام ارائه تعریفی جامع از تقوا در همه عرصههای زندگی نیست، بلکه درباره مقتضیات تقوا در مدیریت و حکمرانی سخن میگوید.
مقصود او این است که اگر کسی همه واجبات عبادی فردی را انجام دهد و از محرمات فردی پرهیز کند، اما در مدیریت کشور فاقد تخصص، تدبیر و توانایی لازم باشد یا بر اثر بیکفایتی و بیمبالاتی، حقوق مردم و بیتالمال را تضییع کند، نمیتوان او را در انجام مسؤولیت حکومتی، فردی باتقوا دانست.
بنابراین، بحث بر سر نفی واجبات و محرمات یا دخیل نبودن رعایت آنها در مفهوم تقوا نیست، بلکه بر سر این است که آیا تقوا در حکمرانی، افزون بر التزام به احکام فردی، مستلزم صلاحیت علمی، توانایی مدیریتی، امانتداری و پرهیز از تصمیمهای زیانبار نیز هست یا خیر؟
البته تعبیر «حرکت بدون خطا» به معنای عصمت مدیران نیست، بلکه ناظر به تلاش مسؤولانه برای انجام صحیح امور، پیشگیری از خطاهای قابل اجتناب و پذیرش مسؤولیت اصلاح و جبران اشتباهات است. بهعبارتی آقای پزشکیان میخواهد بگوید: تقوا در امور حکومتی به این است که حاکم کار خود را درست انجام دهد و به وظیفه خود به نحو احسن عمل کند.
از سوی دیگر، تعریف حضرتعالی از تقوا به «انجام واجبات و ترک محرمات»، اگرچه از نظر فقهی صحیح است، اما بیانگر همه حقیقت آن نیست.
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «ده گفتار»، تقوا را بهگونهای معرفی میکند که اساسا در جایگاهی فراتر از اعمال جوارحی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات قرار میگیرد. شهید مطهری میگوید: «تقوا ملکهای نفسانی و نیرویی درونی است که انسان را در برابر لغزشها مقاوم میسازد.» و میگوید: «تقوا مصونیت است، نه محدودیت.»
امیرالمؤمنین(ع) نیز میفرماید: «أَلَا وَإِنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِیزٍ؛
هان، آگاه باشید که تقوا دژی استوار و نفوذناپذیر است.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۷)
و در جای دیگر میفرماید: «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد؛
تقوای الهی کلید درستکاری است.» (نهجالبلاغه، خطبه ۲۳۰)
در روابط جنسی، اقتضای تقوا رعایت حدود شرعی و ارضای غریزه جنسی از طریق ازدواج است؛ در تجارت، صداقت و پرهیز از تقلب؛ در قضاوت، عدالت و اجتناب از رشوه و تبعیض؛ و در حکمرانی، امانتداری، شایستهسالاری و پرهیز از فساد و تضییع حقوق مردم.
این تفاوت به معنای تجزیه حقیقت تقوا یا جواز گناه در برخی حوزهها نیست، بلکه بیانگر تنوع مصادیق آن است.
از همین مبنا میتوان اصل مهمی را از سخن آقای پزشکیان اصطیاد کرد:
«تقوا در هر عرصهای اقتضا میکند که انسان کار خود را درست و بدون خطا و با پرهیز از خطاهای قابل اجتناب و مطابق ضوابط صحیح عقلی و شرعی و با رعایت حقوق دیگران انجام دهد.»
بنابراین، کار درست در منطق تقوا، صرفا کاری نیست که از نظر فنی موفق باشد، بلکه کاری است که از حیث روش، نتیجه و رعایت تکالیف و حقوق نیز درست باشد.
۳. مثال فوتبالیست زناکار و سارق، خروج موضوعی از بحث مورد نظر آقای پزشکیان یعنی تقوای حکمرانی است
جناب آقای اراکی
حضرتعالی برای رد سخن رئیسجمهوری، فوتبالیستی را مثال زدهاید که با وجود مهارت ورزشی، مرتکب زنا یا سرقت میشود و پرسیدهاید: «آیا صرفا به دلیل اینکه این فوتبالیست فوتبال را خوب بازی میکند، میتوان او را باتقوا دانست؟»
پاسخ روشن است: خیر!
اما این مثال شما چه ارتباطی با سخن رئیسجمهوری درباره تقوا در حکمرانی دارد؟
آقای پزشکیان نگفته است هرکس در حرفه خود مهارت داشته باشد، صرفنظر از رفتارهای دیگرش، دارای تقوای جامع است، بلکه گفته: در اداره کشور باید از افراد متخصص و شایسته بهره گرفت و امور را درست انجام داد و در امور حکومتی تقوا به این است که حاکم کار خود را درست و بدون خطا انجام دهد.
بنابراین، مثال حضرتعالی از حیث موضوع، خارج از محل نزاع است و از حیث استدلال، مدعایی را رد میکند که آقای پزشکیان اساسا مطرح نکرده است!
همانگونه که مهارت فوتبالیست، زنای او را حلال نمیکند، نماز و روزه مدیر نیز فساد، تبعیض و تضییع بیتالمال را مشروع نمیسازد.
اگر بناست مثالی متناسب با موضوع سخن رئیسجمهوری مطرح کنیم، باید بپرسیم:
«آیا مدیری که به تمام ظواهر شرعی پایبند است، اما بدون صلاحیت لازم مسؤولیت میپذیرد، افراد ناتوان را بر شایستگان ترجیح میدهد و با تصمیمهای غیرعلمی و تقصیرآمیز به کشور خسارت میزند، در انجام مسؤولیت خود باتقواست؟»
اگر پاسخ منفی است، اختلافی در اصل مدعای رئیسجمهوری باقی نمیماند و اگر پاسخ مثبت است، باید توضیح داد که تضییع امانت عمومی چگونه با تقوای الهی سازگار میشود؟
اشکال استدلال حضرتعالی این است که بهجای بررسی اقتضائات تقوا در حکمرانی، سخن رئیسجمهوری را به ادعایی درباره بیاعتباری محرمات فردی در موضوعی دیگر تبدیل کردهاید؛ درحالیکه ایشان چنین ادعایی نکرده است.
البته معیاری که آقای پزشکیان ارائه داده در مورد ازدواج هم صادق است؛ زیرا کار درست و بدون خطا در مقوله روابط جنسی بهاین است که ارضای غریزه جنسی با ازدواج شرعی انجام شود.
۴. تقوا در قرآن و نهجالبلاغه؛ از محراب عبادت تا مسند قدرت
جناب آقای اراکی
اگر موضوع بحث، تقوا در حکمرانی است، مناسبترین مرجع داوری، آموزههای قرآن و نهجالبلاغه درباره انتخاب و عملکرد کارگزاران حکومت است.
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ؛
خدا به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داوری میکنید بهعدالت داوری کنید.» (نساء: ۵۸)
همچنین درباره معیار شایستگی برای سپردن کار میفرماید: «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ؛
بهترین کسی که میتوانی بهکار بگیری، کسی است که توانا و درستکار باشد.» (قصص: ۲۶)
قرآن کریم در بیان معیار شایستگی، توانمندی و امانتداری را در کنار یکدیگر قرار داده است؛ بنابراین، نه توانمندی بدون امانتداری کافی است و نه امانتداری بدون توانایی لازم برای انجام مسؤولیت.
امیرالمؤمنین(ع) نیز در عهدنامه مالک اشتر میفرماید: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَارًا، وَلَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَأَثَرَةً؛
سپس در کار کارگزارانت بنگر؛ آنان را پس از آزمودن به کار بگمار و از روی دوستی و امتیازخواهی به آنان مسؤولیت مسپار.» (نهجالبلاغه، نامه ۵۳)
این فرمان دقیقا ناظر به همان مسألهای است که رئیسجمهوری مطرح کرده است: انتخاب افراد شایسته، نه انتصاب اشخاص براساس وابستگیهای شخصی و جناحی.
از جمع این آموزهها نتیجه میگیریم:
«سپردن مسؤولیت به فرد فاقد صلاحیت، با آگاهی از ناتوانی او و وجود فرد شایستهتر، صرفا یک اشتباه مدیریتی نیست، بلکه میتواند نقض امانتداری، تضییع حقوق مردم و تخلف از تکلیف شرعی باشد.»
قرآن کریم نیز میفرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا؛
اگر از خدا پروا دارید، برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار میدهد.» (انفال: ۲۹)
بر این اساس، تقوا حقیقتی واحد و جامع و ملکهای نفسانی است که مقتضیات آن با توجه به موضوع و مسؤولیت انسان تفاوت میکند.
قرآن کریم در آیه ۱۷۷ سوره بقره، نیکوکاری را در مجموعهای از ایمان، عبادت، انفاق، وفای به عهد و پایداری در دشواریها معرفی میکند و در پایان میفرماید: «أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛
آنان کسانی هستند که راست گفتهاند و آنان همان پرهیزگاراناند.» (بقره: ۱۷۷)
امیرالمؤمنین(ع) هم میفرماید: «اتَّقُوا اللَّهَ فِی عِبَادِهِ وَبِلَادِهِ، فَإِنَّکُمْ مَسْؤُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَالْبَهَائِمِ؛
درباره بندگان و سرزمینهای خدا تقوا پیشه کنید؛ زیرا شما حتی درباره زمینها و چارپایان مسؤول هستید.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۷)
وقتی امام علی(ع) تقوا را به حقوق بندگان خدا، سرزمینها و حتی حیوانات پیوند میزند، شما چگونه حفظ بیتالمال، عدالت اقتصادی، شایستهسالاری و جلوگیری از خسارت به کشور را از مقتضیات تقوا در حکمرانی جدا رها میکنید و به مثال فوتبالیست زناکار و سارق گریز میزنید در حالی که اساسا موضوع سخن آقای پزشکیان نبوده است؟!
اگر حضرتعالی در همان معنای فقهی تقوا که گفتهاید؛ یعنی «انجام واجبات و ترک محرمات» تأمل میکردید، متوجه میشدید که هیچ تعارضی بین تعبیر آقای پزشکیان با معنای فقهی تقوا نیست. با اندک تأملی در معنای فقهی تقوا متوجه میشوید که سخن رئیسجمهوری نه در تعارض با این تعریف فقهی، بلکه در مقام بیان یکی از مهمترین مصادیق آن است.
تقوا در محراب، انسان را از معصیت بازمیدارد و در مسند قدرت، باید او را از ظلم، فساد، تبعیض، بیکفایتی تقصیرآمیز و تضییع حقوق مردم بازدارد و موجب شود که کار خود را درست و بیخطا انجام دهد.
۵. نقد علمی یا محدود کردن حق فهم و بیان معارف دینی؟
جناب آقای اراکی
حضرتعالی از رئیسجمهوری خواستهاید وارد تفسیر قرآن، نهجالبلاغه و مفاهیم دینی نشود؛ زیرا این کار را خارج از حوزه مسؤولیت قانونی او دانستهاید.
این بخش از سخنان شما از اصل اختلاف درباره مفهوم تقوا نیز تأملبرانگیزتر است.
باید میان «تفسیر تخصصی قرآن و استنباط احکام شرعی» و «استناد به آموزههای دینی برای تبیین مسؤولیتهای اجتماعی و حکومتی» تفاوت گذاشت.
بیتردید، تفسیر تخصصی و استنباط احکام شرعی نیازمند دانش و صلاحیت علمی خاص است، اما این ضرورت به معنای ممنوعیت دیگران از تدبر در قرآن و بیان برداشتهای قابل نقد خود از معارف دینی نیست.
قرآن کریم خطاب به همه مردم میفرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آیا در قرآن تدبر نمیکنند یا بر دلهایشان قفلهایی نهاده شده است؟» (محمد: ۲۴)
از سوی دیگر، رئیسجمهوری اسلامی ایران براساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی، رجل مذهبی سیاسی، عالیترین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری، رئیس قوه مجریه و مسؤول اجرای قانون اساسی جز در اموری است که مستقیما به رهبری مربوط میشود.
آیا رئیسجمهوری با این مختصات برای تبیین ضرورت عدالت، امانتداری، مبارزه با فساد و انتخاب مدیران شایسته، حق ندارد به قرآن و نهجالبلاغه استناد کند؟
کدام اصل قانون اساسی چُنین حقی را از او سلب کرده و کدام دلیل شرعی، فهم و بیان معارف دینی را چُنان انحصاری کرده است که رئیسجمهوری اسلامی حتی نتواند درباره مفهوم تقوا در حوزه مسؤولیت اجرایی خود سخن بگوید؟!
اگر برداشت رئیسجمهوری نادرست است، باید با دلیل علمی نادرستی آن را اثبات کرد، نه اینکه بهجای نقد مظر وی، صلاحیت او برای سخن گفتن درباره مفاهیم دینی را زیر سؤال برد!
۶. سخن پایانی؛ تقوای مدیر را در عملکرد او نیز باید سنجید
جناب آقای اراکی!
اختلاف بر سر ضرورت انجام واجبات و ترک محرمات نیست؛ اختلاف بر سر فهم جامع تقوا و تطبیق آن بر مسؤولیتهای واقعی انسان است.
آقای پزشکیان درباره تقوا در حکمرانی سخن گفته است، اما حضرتعالی با مثالهایی از روابط جنسی و رفتارهای فردی، موضوع را عوض و بحث را به موضوعی دیگر منتقل کردهاید و سپس از این انتقال موضوع، نتیجه گرفتهاید که رئیسجمهوری نباید وارد تفسیر مفاهیم دینی شود!
جناب آقای اراکی
شهید مطهری از یک دبیر جوان آموخت و با بزرگواری علمی از اندیشه او بهره گرفت؛ شایسته است ما و شما نیز پیش از رد سخن دیگران، آن را درست بفهمیم و بهجای محدود کردن حق سخن گفتن، با منطق و استدلال به نقد آن بپردازیم.
بهجای آنکه رئیسجمهوری را از سخن گفتن درباره تقوا در حکمرانی بازداریم، بهتر است از همه صاحبان قدرت بخواهیم تقوا را در حکمرانی رعایت کنند؛ زیرا تقوا تنها در پرهیز از گناه فردی نیست؛ در پرهیز از تضییع حقوق یک ملت نیز هست. تقوا را نباید از حکمرانی جدا کرد؛ حکمرانی را باید با معیار تقوا سنجید.
با توضیحاتی که تقدیم کردم مشخص شد که نقد شما به سخن آقای پزشکیان شتابزده بوده و در واقع چیزی را نقد کردهاید که اساسا مد نظر آقای پزشکیان نبوده است!