تماشای خداداد و فیروز کریمی؛ جذاب‌تر از تماشای بازی‌های ایران!/شباهت شکست در جام جهانی با شکست‌های فرهادی و روستایی در کن

تماشای تحلیل هایی که در برنامه‌های فوتبالی با حضور امثال خداداد عزیزی و فیروز کریمی و... ارائه میشود به مراتب جذاب‌تر از تماشای سه بازی ایران در جام جهانی بود.

تماشای خداداد و فیروز کریمی؛ جذاب‌تر از تماشای بازی‌های ایران!/شباهت شکست در جام جهانی با شکست‌های فرهادی و روستایی در کن

به گزارش سایت دیده بان ایران؛  حامد مظفری منتقد و روزنامه‌نگار با بیان مطلب فوق به ژورنال تصویری میزانسن گفت: بسیاری از آنها که فوتبال نمی‌بینند باز هم بازیهای ایران در جام جهانی را تماشا کردند و اغلب هم آرزو میکردند این بار دیگر طلسم شکسته شود و ایران از مرحله گروهی صعود کند اما مشکل آن بود که این تیم و بازیکنان آن قدر برای دفاع تربیت شده بودند که حتی وقتی بلژیک ده نفره شد باز نتوانستند بازی را ببرند...

‌مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان-ژورنال سینمای ایران- اذعان داشت: با اینکه فقر استعداد در این تیم هویدا بود، کاری نداریم و اینکه در کشور به این بزرگی حتی یک پنالتی‌زن یا یک کاشته‌زن برای لحظات کلیدی نداشته باشیم، واقعا در کت هیچ ایرانی نمی گنجد. به هر حال وقتی دربرابر مصر چند بار به دیرک میزنیم و پنالتی میگیریم یعنی نه تنها می‌توانیم ببریم که میشد با دو گل اختلاف ببریم ولی صد حیف که اعتماد به نفس برد نداشتیم و انگار آموزش دیده بودند که فقط نبازند.

‌حامد مظفری خاطرنشان ساخت: ذات فوتبال غریزی ایرانی، تهاجمی و گلزنی است و وقتی از ذات خود دور می‌شویم و جرات حمله نداریم مگر آن که گل بخوریم مشخص است که حذف شویم. مخاطب ایرانی، لذت حمله و گلزنی را میخواهد ولو به قیمت اینکه گل بخوریم. یادمان نمی‌رود در مقدماتی جام جهانی۹۴ و با سرمربی گری علی پروین، با اینکه در برابر عربستان مقهور اشتباهات بهزاد غلامپور شدیم و گل خوردیم باز هم یکی مثل مهدی فنونی‌زاده را داشتیم که هر کاشته‌ای گیرش آمد، گل کرد و لذت تماشای فوتبال را برای ایرانیان باقی گذاشت. یا در همان جام جهانی۹۸ و دربرابر آمریکا، لذت را با گلهای مهدوی کیا و حمید استیلی چشیدیم؛ ولو اینکه حذف شدیم ولی از تماشای بازی لذت بردیم.

‌این روزنامه‌نگار تاکید کرد: وقتی لذت را از فوتبال گرفتیم و با نگاهی محافظه‌کارانه وارد بازی شدیم همان اتفاقی برایمان افتاد که اخیرا در جشنواره های جهانی برای فیلمسازانی مثل اصغر فرهادی و سعید روستایی رخ داد. یعنی به جای درنوردیدن موقعیت های تازه و ورود به سوژه های جدید، هم فرهادی و هم روستایی در آثار آخرشان، گرفتار سوژه های تکراری و دور باطل محافظه‌کاری شدند و نتیجه نگرفتند. اینها در جشنواره ملی فجر چهره شدند ولی این اواخر دیگر فیلم‌هایشان را به فجر نمی‌دادند و مستقیما به کن رفتند اما دیدیم فیلمهای آخر هر دو در کن، هیچ موفقیتی کسب نکرد در صورتی که اگر ابتدا برای مخاطب وطنی فیلم ساخته و به فجر می‌آمدند شاید حتی به لحاظ فضاسازی نیز برایشان بهتر بود.

‌او افزود: برای بسیاری از مخاطبان تماشای برنامه هایی که یک طرف آنها خداداد عزیزی و فیروز کریمی بود به مراتب لذت بخش تر از تماشای بازی هایی بود که ایران انجام داد چراکه هم خداداد و هم کریمی متعلق به روزگار فوتبال غریزی بودند. درست است که هم در جام ۱۹۷۸ از مرحله گروهی حذف شدیم و هم در جام۲۰۲۶ اما یادمان نرود که در جام۷۸ یکی از ۱۶ تیم نهایی جام جهانی بودیم ولی در جام۲۰۲۶ یکی از ۴۸ تیم!!

‌حامد مظفری ابراز امیدواری کرد: رجوع به ریشه‌هاست که فوتبال ایرانی و سینمای ایرانی را به نتیجه میرساند. اگر فرهادی موفق شد ورای ماجرای توقیف در میانه فیلمبرداری، به خاطر روایت یک داستان مبتلابه ایرانی-ولو با ساختار تلویزیونی- در فیلم «جدایی...» بود و فوتبال ایرانی هم زمانی میتواند پیشرفت کند که به ذات ایرانی خود رجوع کند و از پیله محافظه‌کاری درآید و بتواند به‌جای قمار ده باره بر چهره‌های پاتال متصل، جوانان نترس و شجاع مستقل را به میدان آورد.

ارسال نظر