در اکوسیستم رسانهای بیمار ایران، تضادی تلخ و ساختاری، حیات حرفهای روزنامهنگاری را به گروگان گرفته است. در شرایطی که اقتصاد مطبوعات زیر فشار خردکننده نفسهای آخر را میکشد و بسیاری از روزنامههای ریشهدار، مستقل و پرمخاطب کشور برای بقا و پرداخت حقوق حداقلی اصحاب قلم «دست و پا میزنند»، سازوکار توزیع منابع عمومی، نه تنها مرهمی بر این زخم نیست، که خود به ابزاری برای تشدید نابرابری و تعمیق بحران بدل شده است.