زنی تحصیلکرده در دومین ازدواجش به پسری که ۱۰ سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت، اما این ازدواج قبل از برگزاری جشن عروسی به دادگاه کشیده شد تا مهر طلاق بار دیگر بر شناسنامهاش نقش ببندد.
۲۸۸ مطلب
زنی تحصیلکرده در دومین ازدواجش به پسری که ۱۰ سال از خودش کوچکتر بود «بله» گفت، اما این ازدواج قبل از برگزاری جشن عروسی به دادگاه کشیده شد تا مهر طلاق بار دیگر بر شناسنامهاش نقش ببندد.
مرجع تقلید شیعه در خصوص زندانی شدن بدهکاران مهریه عنوان کرد: مسائل شرعی را با مراجع و حوزه حل کنید؛ چرا دستگاه قضائی خلاف احکام اسلامی عمل میکند و عده ای بی دلیل زندانی میشوند؛ کسی که مال دارد و بدهی نمیدهد می توان او را زندانی کرد اما کسی که مالی ندارد را نمیتوان به زندان انداخت.
یک وکیل دادگستری گفت: بهتر است به جای دخالت در احوال شخصیه مردم مثل میزان و نوع مهریه، بیمه ازدواج را مانند بیمه عمر و بیمه شخص ثالث اجباری کنیم.
بعد از انتشار خبر پیام تبریک کاظمیان برای تولد بلوچی و پاسخ او به این پست، تعداد زیادی از کامنت های پستهای آخر این دو چهره به این موضوع اختصاص یافت.
در یک روز گرم شهریورماه زنی میانسال کیف اداری در دست و مانتو و روسری روشن بر تن به شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده پا گذاشت. چند دقیقه بعد مقابل قاضی نشست و معلوم شد مهندس معمار است. نامش «مهری» بود و برای پیگیری پرونده مطالبه مهریهاش در آنجا حضور داشت. روی پرونده اسم همسرش «رامین» دیده میشد. او هم مهندس معمار بود، با این تفاوت که در آن لحظات شوهرش کیلومترها دورتر در ویلای ساحلی شان اقامت داشت.
رئیس دادگستری لرستان گفت: فعالیتهای شوراهای حل اختلاف را نباید تضعیف کنیم.
نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: افزایش قیمت سکه در حدی به مردم فشار آورده است که در برخی مراجعات مردمی، مردانی هستند که بدلیل فرار از پرداخت مهریه به دنبال خروج از کشور هستند.
مدیرعامل ستاد دیه با تاکید بر اینکه وضعیت محکومان مهریه بدلیل افزایش قیمت سکه بسیار بغرنج است از ارائه طرح به مجلس برای رفع مشکل این محکومان خبر داد.
آیت الله صافی گلپایگانی درباره زندانی شدن مردم به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه گفت: به طور کلی کسانی که توانایی پرداخت دیون خود را ندارند(چه مهریه باشد و چه دیون دیگر) زندانی نمودن آنها شرعاً جایز نیست. قرآن کریم می فرماید: « وَإِنْ کَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَیْسَرَةٍ ».
یکی از روزهایی که به دادگاه خانواده رفته بودم با مردی آشنا شدم که خودش را تاجر معرفی کرد. او نیز درگیر کارهای جدایی از همسرش بود. تاجر جوان شماره تماسش را به من داد و کم کم رابطهای بین من و او شکل گرفت. قرار بود مرا در کارهای تجاریاش شریک کند. چون پولی برای این کار نداشتم قرار شد طلاها و مقداری دلار به او بدهم.روز حادثه با محسن قرار گذاشتم اما وقتی میخواستم از خیابان عبور کنم موتورسواری کیفم را قاپید.