زن ۴۵ ساله ای که قصد خودکشی از طریق پرت کردن خود از روی یک پل در شهر مشهد را داشت توسط پلیس نجات یافت.
۲۸۲ مطلب
زن ۴۵ ساله ای که قصد خودکشی از طریق پرت کردن خود از روی یک پل در شهر مشهد را داشت توسط پلیس نجات یافت.
در میان شلوغی راهروهای مجتمع قضایی ونک، مردی میانسال روی نیمکت نشسته بود که عینک گرد بر چشم داشت و کتاب کوچکی را مطالعه میکرد.
آن چه که در روزگار ما و حتی در گذشته مرسوم بوده و هست این که فرایند ازدواج از سوی مرد صورت می گیرد و در آن مرد مبلغی یا مالی را به همسر یا خانواده اش می دهد و ما این را مهریه می نامیم. آیا ممکن است که امور برعکس شود و مرد به خاطر ازدواج با زنی، مهریه دریافت کند؟
داماد جوان که دو سال برای آغاز زندگی مشترک روزشماری کرده بود وقتی یک هفته قبل از جشن عروسی با دلسردی همسرش مواجه شد به راز عجیبی پی برد. ساعات پایانی کار دادگاه خانواده بود که زن و شوهری جوان وارد شعبه ۲۷۶ شدند و مقابل قاضی روی صندلی نشستند. پروندهای که روی میز قاضی «غلامرضا احمدی» قرار داشت، مربوط به دادخواست طلاق «مرضیه» بود. تازه عروسی که گرچه هنوز به ۳۰ سالگی نرسیده بود، اما چهرهای گرفته و بیحوصله داشت.
برخلاف حق مطلق زوج در امر طلاق که به موجب ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی میتواند بدون نیاز به ارائه دلیل طلاق به دادگاه، زوجه خود را به شرط پرداخت نقدی مهریه (غیر از موارد اعسار) و سایر حقوق مالی مطلقه کند، زوجه صرفا تحت شرایطی و به شرط اثبات موارد ادعایی، میتواند از محکمه تقاضای طلاق کند.
زن جوان وقتی مهریه هزار سکهای خود را به اجرا گذاشت، تصورش را هم نمیکرد این کارش باعث کینه همسرش و انتقامجویی آتشین او شود.
مأموران در ادامه بررسیها دریافتند وی چندی قبل از همسرش جدا شده است و از آنجا که وی در خواست مهریه داشته و این مرد نیز بیکار بوده است برای انتقامجویی و وادار کردن همسرش به انصراف از دریافت مهریه پسر کوچولو را گروگان گرفته و شکنجه کرده است.
یکی از روزهای پایان سال که بیشتر خانوادههای تهرانی درگیر خانه تکانی و خرید شب عید بودند، «یاسمن» و «خسرو» همراه اعضای خانواده و وکلایشان به شعبه ۲۷۶ آمده بودند، البته این زوج بار اولشان نبود که به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند،چراکه از چهار سال پیش یکی از گرفتاری هایشان رفت و آمد به دادگاههای مختلف بود.
سه سال پیش فرد ناشناسی با مردی متاهل تلفنی تماس گرفت و با لحن کنایه آمیزی گفت که یک امانتی پیش او دارد.
وقتی منشی شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده تهران، طرفین پرونده را صدا زد، زنی سالخورده، همراه دختری جوان وارد شدند. چهرهشان بسیار به هم شباهت داشت و به نظر میرسید مادر و دختر باشند.