مهران مدیری درباره خسرو شکیبایی نوشته است:« مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد، احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.»
۲۱۷ مطلب
مهران مدیری درباره خسرو شکیبایی نوشته است:« مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد، احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.»
علی مرادخانی، معاون هنری وزیر ارشاد دو اثر از کمالالملک و بهجت صدر را برای گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران خریداری کرد
در گالری شماره ۲ فرهنگسرای نیاوران، این روزها نمایشگاه نقاشیهای سمانه احسانینیا، هنرمند معلولی که آثارش را با دندان پدید میآورد، برپا شده است.
پس از اظهارات رییس هیات امنای دانشگاه آزاد درباره تایید ۲۰۵۱ رشته این دانشگاه و اطمینان خاطر به دانشجویان برای انتخاب رشته، رییس سازمان سنجش امروز گفت: تا این لحظه اطلاعیه سازمان سنجش درباره عدم تایید ۲۰۵۱ رشته دانشگاه آزاد ملاک است. امروز قرار است این موضوع در شورای معاونان وزارت علوم بررسی شود و پس از بررسیهای لازم نتیجه به رسانهها داده خواهد شد و داوطلبان در جریان قرار خواهند گرفت.
خانه فرزانه و مازیار سبزعلی زاده، یک سوییت یک خوابه است با حیاطی کوچک در صالحآباد، آن طرف اسلامشهر. خانهای کوچک در یکی از کوچههای خیابان نگارستان که دیوارهای آجریاش را با بنرهای تبریک و تسلیت پوشاندهاند. دری که نیمیاش آبی رنگ است و نیم دیگرش را ضد زنگ زدهاند باز میشود و محمد در آستانهاش ظاهر میشود. لباسهای سرتاسر سیاه پوشیده و همراه با عموها و پسرعمویش مهمانها را به خانه دعوت میکند.
قباد شیوا درباره ایرج انواری، گرافیست تازهدرگذشته ایرانی گفت: یکی از قدیمیترین طراحان گرافیک نوین ایران بود که هم و غمش تدریس بود.
بیستونهمین جلسه از سلسله هماندیشیهای ویرایش با عنوان «نسخههای خطی و تصحیح متون» عصر روز چهارشنبه (سوم خرداد ماه) با سخنرانی علی بهرامیان و هومن عباسپور و ریاست عارف خرمشاهی در انتشارات فنی ایران برگزار شد و مراسم یادبودی برای احمد منزوی نسخهشناس و فهرستنگار ایرانی با حضور خانواده و دوستان آن مرحوم برگزار شد.
در طول تاریخ سینما زنانی بودند و هستند که به عنوان چهرههایی جریانساز و تاثیرگذار سهم بسزایی در پیشبرد، سینمای مستقل در جهان داشتهاند.
نمایشگاه انفرادی آثار نقاشی هما شاکریان با عنوان «جان دوباره» در گالری «نقش جهان» تهران افتتاح میشود.
درمورد «آباجان» اتفاق جالبی افتاد. یک روز در بازار زنجان میگشتم که کسی را عینعین آباجان دیدم و حتی با او عکس گرفتم. موهای نیمهحنابسته و فرفری داشت و با همان مدل چادر و فرم بدن و... برایم خیلی جالب بود چون بخشی از این کاراکتر صد درصد زاده ذهن من بود و یک بخشی هم با همان مادربزرگی که آقای علیمردانی میخواست، منطبق بود.