یکی از نزدیکان این خانواده میگوید: قاتل که اسمش بهرام بود آن زمان ۱۲ سال داشت و شاهد ماجرای قتل خواهرش بود و همین موضوع به کینه تبدیل شد.
۳۶۲ مطلب
یکی از نزدیکان این خانواده میگوید: قاتل که اسمش بهرام بود آن زمان ۱۲ سال داشت و شاهد ماجرای قتل خواهرش بود و همین موضوع به کینه تبدیل شد.
صدای کلید کیبورد رئیس دادگاه، سکوت اتاق را میشکند. در این سکوت ممتد، صدای ریزش باران حواسها را از کیبورد پرت میکند. میتوان ماشینهایی را که با سرعت از خیابان رد میشوند، شمرد. سرش را از مانیتور بزرگ مقابلش جدا میکند و میپرسد سانحه چه تاریخی اتفاق افتاد؟
در بهمن ۱۳۴۸، سه سال پس از درگذشت فروغ فرخزاد بر اثر سانحهی تصادف (در ۲۴ بهمن ۴۵)، عباس پهلوان سردبیر وقت مجلهی فردوسی از فریدون فرخزاد برادر او خواست که یادنامهای دربارهی خواهرش بنویسد. فریدون نیز دست به قلم برد و آنچه در این سه سال در دل نهفته بود را به زبان آورد؛ از منتقدان فروغ که حالا پس از مرگش همه دلدادهی شعر او شده بودند، تا تنهایی او که همیشه در نامههایش به برادر از آن گله داشته است
خواستگار پس از شنیدن جواب رد از دختر مورد علاقهاش والدین او را به قتل رساند اما هرگز به جرمش اعتراف نکرد.
روابط عمومی دادگستری یزد اعلام کرد: به دنبال اعلام فوت مشکوک یک دختر ۹ ساله در منزل، پس از طرح شکایت توسط پدرِ طفل، نامادری به اتهام قتل عمدی احضار و با تشدید تامین کیفری، در خصوص وی، قرار بازداشت موقت صادر شد.
تمامی خدمات مربوط به انتقال سهام عدالت متوفیان به وراث از طریق سامانه «میراث» در چهار بانک و ۴۴ کارگزاری منتخب به صورت رایگان است و نیازی به پرداخت هیچگونه وجهی نیست.
دو پسر سنگدل در اقدامی جنونآمیز پدر و مادر ناتنیشان را به طرز وحشتناکی به قتل رساندند در حالی که فقط ۱۷ و ۲۱ سال سن دارند.
نامادری دو هفته بعد ازمرگ آوا، با انتقال به خانه سابقش، صحنه کتکزدن دخترچهار ساله را درحضور تیم جنایی بازسازی کرد. او درحضور دادستان و بازپرس ویژه قتل به تشریح شکنجههای دختربچه پرداخت. پرونده باتکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری ارسال میشود.
از آقا مجتبی میپرسم چرا اینقدر مطمئنید که ایمان در تجمعات اعتراضی حاضر بوده؟ آیا عکس و تصویری از حضور او در تجمعات دارید؟ میگوید: «نه والله، اما ایمان هر شب روبهروی من مینشست و درباره مطالباتش صحبت میکرد. میگفت در فلان خیابان به صورت مسالمتآمیز حضور داشته است. ایمان حتی جزییات حضورش در تجمعات را برای من تعریف میکرد.»
مردی که میگوید ۱۴ سالگی جبهه رفته و درنهایت با جانبازی اعصاب و روان برگشته از برخوردی غیرقانونی با فرزند حدود ۱۳سالهاش میگوید؛ روایت مربوط به روز ۳۰ آبان در یکی از مدارس متوسطه اول شاهد در غرب تهران است، اما پدر این دانشآموز هم حدود یک هفته بعد و پس از فروکشکردن آثار این تنبیه شدید و پایان واکنشها از ماجرا مطلع میشود و پس از آن هم به خواست همسرش در مدرسه حضور نمییابد، اما تلفنی پیگیر شکایت به مسوولان و نهادهای مختلف میشود