کتاب

  • یکه سالاری و چندسالاری

    فوکویاما اولین کسی بود که از پایان تاریخ سخن گفت و لیبرال دموکراسی را سرنوشت محتوم همه دولت‌ها و ملت‌ها دانست. با این حال همین اندیشمند در آثار اخیر خودش نئولیبرالیسم را به باد انتقاد گرفته و آن را موجب تضعیف دموکراسی دانسته است.

  • داستان همیشگی ما و نفت

    کتاب با یک تشبیه ساده از شاه میداس آغاز می‌شود. شاه میداس به هر چه دست می‌زد طلا می‌شد. ثروت بی‌نهایت چه رویای زیبایی. در واقعیت نفت نیز حاکمان نفتی را به شاه میداس‌های کوچک تبدیل کرد.

  • بررسی دو کتاب طنز در حوزه اجتماع

    انتقاد کردن از خلقیات جوامع هیچوقت آسان هم نبوده است اما از زمان افلاطون تاکنون کم نبودند اندیشمندان شجاعی که نوک پیکان انتقاد را به سوی جوامع و مردم گرفته‌اند

  • بررسی داستان همیشگی ما و توسعه

    دهه هفتاد شمسی دهه‌ای بسیار خاص در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود. در این دهه بود که دوباره نظریات توسعه به شکل جدی در میان اندیشمندان ایرانی مورد بحث قرار گرفت.

  • روایت یک ازدواج نافرجام

    پریوش سطوتی از خانواده‌ای متمول بود. پدرش افسر ارتش رضاخانی بود. دوره‌ای که ارتش و ارتشیان جایگاه ویژه‌ای در سلسله مراتب قدرت در ایران داشتند. پس عجیب نبود که از نوجوانی خواستگاران متعددی داشته باشد.

  • معرفی کتاب ایزابلا ام وبر

    چرا اقتصاد روسیه پس از فروپاشی شوروی تا مرز ورشکستگی پیش رفت اما اقتصاد چین با وجود تغییرات فراوان در هسته آن زنده ماند و به رشد خود ادامه داد؟

  • معرفی کتاب ارزش همه چیز

    لابد این نقل قول از فریدمن را شنیده‌اید که اگر صحرا را به دولت بدهیم پس از 5 سال با کمبود شن روبرو می‌شویم! خب باید عرض متزوکاتو می‌خواهد این باور سطحی را به چالش بکشد. و البته باید اعتراف کرد که در این راه بسیار موفق بوده است.

  • روایاتی جالب از مرگ

    بشریت از ابتدای فرایند تکامل خود توانسته سوال‌های مهمی را پاسخ دهد اما یک سوال همچنان با تمام وجود در مقابل دانش بشری ایستاده است؛ پس از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد؟

  • نقد کتاب توماس پیکتی

    ما در یک حرکت تدریجی به سوی برابری هستیم. همانطور که نابرابری جنسی و نژادی را به چالش کشیدیم نابرابری اقتصادی را نیز می‌توانیم ریشه‌کن کنیم

  • بازخوانی جدیدی از روایت عاشقانه شمس و مولانا

    من شمسم. نیامدم مولانا را آرام کنم. آمدم ناآرام‌اش کنم. آشوبی زیبا به پا کنم. بی‌خودی و عاشقی نو نثار آورده‌ام. خلعت زیروزیر، دهل عتاب، دف مستی، بوسه‌ی اتش عشق بر جبین سرد سواد او جرقه‌ای بر هیمه‌های هیاهوی او.