آیا آنکارا و اسلامآباد به کمک ریاض میآیند؟/ نخستین آزمون جدی پیمان امنیتی عربستان با ترکیه و پاکستان /فوران آتش در آرامکو و بحران اعتبار «پیمان مکه»
حملات گسترده موشکی و پهپادی به تاسیسات نفتی و نظامی جنوب عربستان، ائتلاف تازهتاسیس دفاعی میان ریاض، آنکارا و اسلامآباد را در برابر نخستین آزمون عملیاتی قرار داده است. با توقف بخشی از عملیات پالایشگاهی در آرامکو و زخمی شدن دهها تن، میزان پایبندی شرکای این پیمان به تعهدات دفاع جمعی با ابهامهای جدّی روبرو شده است.
به گزارش سایت دیدبان ایران، حملات سنگین موشکی و پهپادی جنبش انصارالله یمن به منشآت شرکت آرامکو و پایگاههای نظامی در شهرهای ابها، جازان، نجران و خمیس مشیط، بار دیگر امنیت زیرساختهای انرژی منطقه را به لرزه درآورد.
وزارت انرژی عربستان سعودی از آتشسوزی و تعلیق موقت برخی عملیاتهای تولیدی در این تاسیسات خبر داده است. در مقابل، مقامات نظامی یمن این عملیات را پاسخی به تشدید درگیریها در جبهههای الجوف و تعز عنوان کردهاند.
این تشدید نظامی تنها چند هفته پس از امضای رسمی «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان صورت میگیرد؛ پیمانی که قرار بود لایهای جدید از بازدارندگی منطقهای ایجاد کند.
نخستین چالش عملیاتی در جغرافیای یمن
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نخستین آزمون واقعی این موافقتنامه دفاعی، نه در رویارویی مستقیم با قدرتهای فرامنطقهای، بلکه در بحران یمن شکل خواهد گرفت.
آرش رئیسینژاد، استاد دانشگاه تافتس، درباره این پیشبینی تأکید میکند: «یک ماه پیش، استدلال کرده بودم که یمن نخستین آزمون واقعی پیمان مکه خواهد بود. بنظر میرسد که چنین آزمونی اکنون در حال شکلگیری باشد.»
وی با اشاره به ابعاد ژئوپلیتیک این تحرکات میافزاید: «تلاش برای عقب راندن جنبش انصارالله از بندر ژئواستراتژیک حدیده، فراتر از خودِ یمن اهمیت دارد. حدیده در کنار دریای سرخ و در نزدیکی بابالمندب قرار گرفته است؛ یکی از حیاتیترین تنگههای راهبردی و گلوگاههای دریانوردی جهان.»
این کارشناس روابط بینالملل معتقد است کاهش کنترل انصارالله بر حدیده، خطر شکلگیری «جنگ گلوگاهی» در بابالمندب را کاهش داده و اهرم فشار بر شاهراههای انرژی را محدود میسازد.
واقعیت تلخ؛ شکاف میان تعهد روی کاغذ و اقدام عملی
با وجود ساختار تشریفاتی پیمان مکه، واکنش عملی شرکای ریاض در جریان حملات اخیر، تردیدهای پررنگی درباره اعتبار کارکردی آن ایجاد کرده است.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، با نقد ناکارآمدی این ائتلاف مینویسد: «پرسش بزرگتر این است که آیا بالاخره شاهد تحرکی معنادار از سوی ائتلاف مکه خواهیم بود یا اینکه این پیمان چیزی فراتر از یک توافق روی کاغذ نخواهد بود؟»
این تحلیلگر برجسته میافزاید: «منطق سعودی پشت ایجاد این چارچوب روشن بود: ریاض نمیخواست به تنهایی با حوثیها مواجه شود. اما جدیدترین تشدید نظامی در حال آشکار ساختن محدودیتهای این مفهوم است.»
وی در ادامه تصریح میکند: «آنچه بیش از پیش روشن میشود این است که این توافق، یک ائتلاف دفاع جمعی به معنای واقعی کلمه نیست. عدم تمایل شرکای عربستان برای پاسخگویی، شکاف میان امضای توافقنامههای امنیتی و پذیرش واقعی ریسک به نفع یک متحد را برجسته میکند.»
توازن شکننده در هندسه جدید قدرت
تحلیلگران معتقدند ترکیه و پاکستان تمایلی ندارند خود را به طور مستقیم وارد جنگی فرسایشی در یمن کنند یا روابط خود با سایر بازیگران منطقهای را به خطر بیندازند.
در همین حال، تحرکات اخیر نشان میدهد که انصارالله با هدف قرار دادن جنوب عربستان، حدود و ثغور این موافقتنامه دفاعی را به چالش کشیده است.
با رخ دادن این حملات، عدم ورود مستقیم شرکا نشان میدهد که بندهای مشابه «ماده ۵ ناتو» در پیمان مکه، بدون اراده سیاسی و زیرساخت فرماندهی مشترک، بیشتر جنبه نمادین دارد.
اگر پاسخ ائتلاف مکه به این موشکپرانها بسیار محدود باقی بماند، مرزهای بازدارندگی ریاض بیش از پیش آسیبپذیر خواهد شد.
در نهایت، بحران اخیر یمن اثبات کرد که ساختن معماری امنیت منطقهای بر روی کاغذ ساده است، اما آزمایش آن زیر باران موشکها و پهپادها، عیار واقعی ائتلافها را آشکار میسازد.