سالگرد حزبی که اردوغان را به قدرت رساند/ حزب عدالت و توسعه چگونه رقبا را کنار زد
یک ربع قرن فعالیت حزب عدالت و توسعه نه با ویرانگریهای پر سر و صدا و درگیریهای قطبیکننده، بلکه با مجموعهای از «انقلابهای خاموش» که قدمبهقدم و با دقت ساخته شدند، در تاریخ ثبت شده است.
به گزارش سایت دیدبان ایران، تاسیس یک حزب سیاسی در تاریخ سیاسی معاصر جهان تقلیل داد؛ بلکه باید آن را بازگشت یک نگاه تمدنی ریشهدار و هزارساله به صحنه جهان مدرن دانست. امروز، پس از پشت سر گذاشتن یک ربع قرن، حزب عدالت و توسعه دیگر فقط داستان توسعه یک کشور در داخل مرزهایش نیست. این جنبش سیاسی تنها ۱۶ ماه پس از تاسیس، با حمایت گسترده مردم به قدرت رسید و طی یک ربع قرن، بدون وقفه سکان اداره کشور را در دست داشته است؛ مسیری که جایگاهی استثنایی در تاریخ سیاسی جهان برای آن رقم زده است.
حزب عدالت و توسعه میراث مبارزه دموکراتیک عدنان مندرس، نخستوزیر فقید ترکیه، و یارانش را بر دوش دارد؛ کسانی که در روزهای دشوار دوران نظام تکحزبی، جان خود را در راه باورهای ملت فدا کردند.
راز ماندگاری حزب عدالت و توسعه چیست؟
اگر عمر احزاب سیاسی معمولاا با نتایج انتخابات یا دورههای حضور آنها در دولت سنجیده میشود، توانایی حزب عدالت و توسعه برای عبور از بحرانهای پیدرپی داخلی و جهانی و حفظ حمایت طیفهای بسیار متنوع اجتماعی در طول ۲۵ سال را باید با مفهومی ساختاریتر توضیح داد: «توانایی ترجمه سیاسی».
این توانایی به معنای آن است که انتظارات، نیازها و اعتراضهای موجود در جامعه بهدرستی شنیده شود، سپس این خواستهها به برنامههای عملی حزب، بودجهها و سیاستهای عمومی تبدیل شوند و در نهایت، نتایج این سیاستها دوباره در معرض ارزیابی جامعه قرار گیرند.
نیازهای اجتماعی همیشه در قالب متنهای آماده و روشن وارد عرصه سیاست نمیشوند. درست در همین نقطه است که حزب عدالت و توسعه یک سازوکار عظیم ایجاد کرده؛ سازوکاری که تجربههای ظاهرا پراکنده مردم را به مشکلات و راهحلهای مشترک تبدیل میکند.
ترکیه دهه ۱۹۹۰؛ دوران فروپاشی سیاسی و بیثباتی
برای درک ابعاد این تحول، باید به ترکیه دهه ۱۹۹۰ بازگشت. این سالها را نباید فقط دورهای متعلق به «جهان تکقطبی و بحرانهای شدید اقتصادی» دانست؛ بلکه باید آن را دورهای عظیم از فروپاشی سیاسی و بیثباتی دانست که دولت را فلج کرده و شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده بود.
دهه ۹۰ یک دهه ازدسترفته بود؛ دورهای که ائتلافهای شکننده تنها چند ماه دوام میآوردند و چانهزنیهای سیاسی و بحرانهای مکرر، اقتدار دولت را متزلزل میکردند.
از یک سو، قتلهای حلنشده و تشدید چرخه تروریسم، جان شهروندان را تهدید میکرد و از سوی دیگر، فشار سنگین ساختار قیممآبانه بر سیاست غیرنظامی، که در جریان کودتای بهاصطلاح «پستمدرن» ۲۸ فوریه به اوج رسید، عملاً اراده مردم را کنار میزد.
انتخابات پارلمانی آن دوره به ۸۷ درصد میرسید، این علاقه بالای جامعه به سیاست نتوانست به شکلگیری حکومتی باثبات و کارآمد منجر شود؛ چراکه هیچ حزبی قادر نبود اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست آورد.
انحلال حزب رفاه در سال ۱۹۹۸ و حزب فضیلت در سال ۲۰۰۱ تحت فشار ساختارهای قضایی و قیممآبانه، بحران عمیقی درباره تداوم مسیرهای مشروع نمایندگی سیاسی برای بخش بزرگی از جامعه ایجاد کرد.
از این رو، سال ۲۰۰۱ یک نقطه عطف تاریخی بود؛ نه فقط سال ورشکستگی اقتصادی که در جریان اعتراضها، مردم صندوقهای پول را به خیابان انداختند، بلکه اوج مطلق چندپارگی سیاسی، نظام قیممآبانه، آسیبپذیری حکمرانی و وضعیتی بود که حقوق قانون اساسی عملاً تنها روی کاغذ باقی مانده بود.
حزب عدالت و توسعه با به ارث بردن این ویرانه چندلایه سیاسی و اقتصادی، نیروهایی را در حوزههای مختلف، از امنیت و اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی و سیاستهای اجتماعی، گرد هم آورد و به یکی از باتجربهترین کادرهای سیاسی تبدیل شد؛ مجموعهای که سبک سیاسی «بازیساز» و متفاوتی را شکل داد.
«دولت خدمتگزار ملت» به جای «دولت فرمانروا»
نویسنده این متن مدعی شده ات:در مرکز این سیاست تحولآفرین، کنار گذاشتن این نگاه قرار داشت که «دولت به شهروندان دستور میدهد» و جایگزین کردن آن با این اصل که «دولت خدمتگزار ملت است».
حزب عدالت و توسعه با این باور که تغییر واقعی در نحوه اجراست، نه در ظاهر و بستهبندی، دیوارهای سردی را که میان دولت و ملت کشیده شده بود فرو ریخت و تلاش کرد خطوط قرمز ملت را با خطوط قرمز دولت یکی کند.
اکثریت خاموشی که دههها در سرزمین خود احساس میکردند همچون «مستأجر» زندگی میکنند، با اعتمادبهنفس برخاستند و خود را به «صاحبان واقعی» کشورشان تبدیل کردند.
امروز حزب عدالت و توسعه با بیش از ۱۲ میلیون عضو، یکی از بزرگترین و پویاترین مدارس سیاسی جهان به شمار میرود. این حزب سیاستورزی را نه از پشت صفحه تلویزیون و با سخنرانیهای از بالا به پایین، بلکه با حضور مستقیم در میان مردم، سهیم شدن در مشکلات آنها و لمس نبض خیابان دنبال میکند.
راز این پیروزیها در همین سازمانهای وفاداری نهفته است؛ تشکیلاتی که رضایت ملت را بالاتر از هر چیز دیگری قرار دادهاند و تحت رهبری رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور و رهبر حزب، به پیش میروند.
«انقلابهای خاموش» در ۲۵ سال حکمرانی
یک ربع قرن فعالیت حزب عدالت و توسعه نه با ویرانگریهای پر سر و صدا و درگیریهای قطبیکننده، بلکه با مجموعهای از «انقلابهای خاموش» که قدمبهقدم و با دقت ساخته شدند، در تاریخ ثبت شده است.
برنامه تحول نظام سلامت و همچنین جنگندههای ملی و پهپادهایی که در صنعت دفاعی ترکیه تولید شدهاند، از جمله پایههای این تحول هستند.
ترکیه علاوه بر این، تحول فناوری را صرفاً یک پیشرفت ابزاری نمیداند، بلکه در این زمینه چشماندازی کاملاً جدید ارائه کرده است. این کشور با مخالفت آشکار با بهرهکشی الگوریتمی غولهای فناوری جهان، از شکلگیری نظمی فناورانه، اخلاقمحور و مبتنی بر ارزشها دفاع میکند؛ نظمی که کرامت انسان، حریم خصوصی و خانواده را در مرکز خود قرار میدهد.
تکنوفست فقط یک نمایشگاه فناوری نیست؛ بلکه نمادی از اعتمادبهنفس نهادی است؛ جایی که نسلی که در گذشته قرار بود در دوران کودتاها در خیابانها مورد سوءاستفاده و هدایت قرار گیرد، اکنون خود به سازنده آیندهای اخلاقی و کاملاً مستقل در حوزه فناوری تبدیل شده است.
«ترکیه بدون تروریسم» و رئیای استقلال کامل
مهمترین نتیجه این اراده برای دستیابی به استقلال کامل، مبارزه تاریخی با پدیده تروریسم است؛ پدیدهای که سالها ملت ترکیه را به سوگ نشانده است. این مبارزه اکنون در چارچوب آرمان «ترکیه بدون تروریسم» دنبال میشود.
دستورالعملهایی که از خارج تحمیل میشدند کنار گذاشته شدهاند؛ تروریسم در سرچشمههای خود هدف قرار گرفته و تلاشها برای ایجاد کریدورهای ناامن و بیثباتکننده در مرزهای ترکیه با آنچه «مدل ترکیه» خوانده میشود، درهم شکسته شده است.
ترکیهای که بهطور کامل از تروریسم رهایی یافته باشد، میتواند مانعی در برابر جاهطلبیهای توسعهطلبانه اسرائیل باشد؛ جاهطلبیهایی که بر پایه تقسیم، تضعیف و بیثبات کردن منطقه بنا شدهاند. چنین ترکیهای به بزرگترین امید برای آرمان فلسطین، قدس و مردم تحت فشار در غزه تبدیل شده است.
از ۲۸ فوریه تا ۱۵ ژوئیه؛ روایت حزب عدالت و توسعه از دموکراسی
این جریان سیاسی، دموکراسی را نه ابزاری برای رسیدن به اهداف دیگر، بلکه ارزشی خدشهناپذیر میداند. بر همین اساس، در شب ۱۵ ژوئیه، زمانی که مردم در برابر تانکها ایستادند و سینه خود را در برابر لوله تفنگها سپر کردند، به آنچه این حزب «پایان همیشگی دوره تاریک قیممآبی» میخواند، رسیدند؛ دورهای که به باور حزب از ۲۷ مه ۱۹۶۰ آغاز شده بود.
این مقاومت دموکراتیک در داخل کشور، امروز ترکیه را در عرصه خارجی به پیشتاز یک جنبش جهانی برای دفاع از وجدان انسانی تبدیل کرده است.
جهان بزرگتر از پنج است
اعتراض رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور و رهبر حزب، به ساختار شورای امنیت سازمان ملل با شعار «جهان بزرگتر از پنج است!» اکنون به چیزی تبدیل شده که از آن با عنوان «دکترین اردوغان» یاد میشود؛ دکترینی که وجدان بشریت را در برابر قدرتهایی قرار میدهد که خود را ارباب جهان تصور میکنند.
این جستوجو برای عدالت، که در تراژدی انسانی غزه، در تصویر کودک سوری، آیلان، که پیکر بیجانش در ساحل پیدا شد و جهان را تکان داد، و در تصویر کودکی که آخرین لحظات زندگی خود را زیر آوار با تلاوت قرآن سپری کرد، نمود پیدا کرده است، روشنترین نشانه عزم ترکیه برای دفاع از حقوق بیگناهان در عرصه دیپلماسی بینالمللی است.
ترکیه امروز مدتهاست از جایگاه یک متحد منفعل در سیاست جهانی عبور کرده است. این کشور به بازیگری تبدیل شده که در تلاش است قواعد نظام بینالملل را بازتعریف کند، برای بحرانهای ژئوپلیتیک راهحل ارائه دهد و شخصاً در مسیر تحولات دیپلماتیک نقشآفرینی کند.
ترکیه در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت اثرگذار جهانی
حزب عدالت و توسعه پس از سالها، از دستورکارها و مناقشههای مصنوعی در سیاست داخلی عبور کرده است. قدرت واقعی این حزب در جهان چندقطبی امروز، فقط در ظرفیت اقتصادی و راهبردی ترکیه خلاصه نمیشود.
این قدرت همچنین ریشه در مشروعیت دموکراتیکی دارد که پشت سر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور و رهبر حزب، قرار گرفته است؛ یکی از باسابقهترین و باتجربهترین رهبران سیاسی جهان. افزون بر این، اعتماد عمیقی که ملتهای تحت ستم در نقاط مختلف جهان به ترکیه دارند، بخش دیگری از این قدرت است.
«قرن ترکیه»؛ چشمانداز ۲۵ سال آینده
تجربه عظیم حکمرانی طی یک ربع قرن گذشته، محکمترین پشتوانه ماست؛ اما این جنبش سیاسی که همواره نگاهش به آینده بوده، مصمم است چشمانداز «قرن ترکیه» را بر محور عدالت، شفقت و صلح پایدار جهانی بنا کند و در عین حال آن را با پویاییهای درونی جامعه ترکیه پیوند دهد.
در عصر جدیدی که با آزمونهای بزرگ و بحرانهایی همراه است که زندگی و آینده بشریت را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهند، ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور و رهبر حزب، که با تجربه گسترده حکمرانی و نگاه خود در عرصه بینالمللی بر سیاست جهانی تأثیر میگذارد، با گامهایی استوار به سوی اهداف جدید حرکت میکند.
ترکیه در این مسیر، شانهبهشانه ملت خود و در قامت یک بازیگر اثرگذار، خود را برای یک ربع قرن جدید و آیندهای روشن آماده میکند.