بحران آب، پشت سدهای پر پنهان شده است!
یک پژوهشگر حوزه منابع آب و هیدرولوژی با اشاره به انباشت سالها خشکسالی، برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر و ناترازی میان منابع و مصارف آب است، گفت: نرمال بودن بارندگی در مقیاس کشور، لزوماً به معنای بهبود وضعیت منابع آب استان البرز نیست. بارش تنها یکی از مؤلفههای ارزیابی وضعیت آب است.
به گزارش سایت دیده بان ایران؛علی سیفالدینی با اشاره به تحلیلها و آمار اعلام شده در خصوص منابع آبی کشور، اظهار کرد: آخرین گزارش هفتگی منابع آب کشور میگوید بارندگی امسال تقریباً نرمال بوده و برخی رسانهها هم همین جمله را با عکسهایی از سدهای پرآب تکرار میکنند، گویا سال آبیِ بسیار خوبی داریم. این جمله شاید درست باشد، اما یکی از خطرناکترین جملاتیست که میتوان درباره منابع آب گفت.
وی افزود: بارش کل کشور امسال ۲۳۳.۶ میلیمتر بوده است، به عبارت دیگر در برابر نرمال ۵۷ساله ۲۳۳.۸ میلیمتر تفاوت فقط ۰.۲ میلیمتراست. اما در همان گزارش، کمربند مرکزی ایران، جایی که بیشترین جمعیت و بخش بزرگی از صنعت کشور را در خود دارد، همچنان در کسری بارش است.
سیفالدینی ادامه داد: قم ۳۵ درصد، تهران ۳۴ درصد، یزد ۲۲ درصد، سمنان ۲۰ درصد، اصفهان ۱۹ درصد و البرز ۱۴ درصد کسری بارش داشته در حالی که این استانها حاشیه نیستند؛ قلب جمعیت، صنعت و اقتصاد ایراناند.
این پژوهشگر با بیان اینکه میانگین ملی، دو واقعیت کاملاً متفاوت را زیر یک عدد پنهان میکند، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم تهران را جداگانه بررسی کنیم، شهری با بیش از ۱۵ میلیون جمعیت و سهم بزرگی از اقتصاد کشور، امسال تنها ۱۷۳ میلیمتر بارندگی داشته است؛ در حالی که میانگین بلندمدت ۳۷ساله آن ۲۶۱ میلیمتر بوده؛ این یعنی کسری بارشی ۳۴ درصدی که برای کلانشهری با این تراکم جمعیت و وابستگی اقتصادی، یک هشدار جدی و فراتر از یک آمار ساده است.
وی گفت: در این میان، میگویند سد امیرکبیر ۸۷ درصد پر است و ۱۱۰ درصد بیشتر از پارسال ذخیره دارد، پس جای نگرانی ندارد؛ اما ذخیرهی سد جبران کسری بارش نیست؛ صرفا زمان میخرد. بارشی که امسال از دست رفته، دیگر قابل جبران نیست و تداوم کمبارشی در سالهای آینده میتواند فشار بیشتری بر منابع آب وارد کند. سد پر و بارش کم، آرامش کاذب است، نه آمار خوب.
پژوهشگر حوزه منابع آب و هیدرولوژی مطرح کرد: ریشه این مشکل عمیقتر از کسری بارش است. اگرچه مدیریت حوضه آبریز در اسناد و قوانین کشور مورد تأکید قرار گرفته، اما در بسیاری از تصمیمهای اجرایی، ملاحظات استانی و بخشی بر مدیریت یکپارچه حوضههای آبریز غلبه دارد. مرز استان سیاسی است و مرز حوضهی آبریز طبیعی؛ و وقتی این دو با هم همخوانی ندارند، میانگین ملی دیگر هیچ معنایی ندارد. بارش در جای درست نمیبارد و این را طبیعت تعیین میکند. اما اینکه منابع کجا برود، کِی برسد، و چه کسی اول تشنه بماند، این را سیاست تعیین میکند.
سیف الدینی یادآور شد: وقتی انتقال آب بین حوضهها، توسعه صنایع آببر بدون آمایش سرزمین و رشد نامتوازن شهرها بدون برنامه اتفاق میافتد، دیگر حتی حوضههای پرآب هم امن نیستند. الگوی بارش در ایران نامنظم است؛ حوضهی پرآبِ امروز، خشکِ فرداست.
وی تاکید کرد: کشور عزیزمان ایران، در بسیاری از حوضههای آبریز با نشانههای آشکار ورشکستگی آبی و ناترازی مزمن منابع و مصارف آب مواجه است. بنابراین میانگین بارش ملی و آمار پرشدگی چند سد نمیتواند این واقعیت را پنهان کند و نباید با چند عدد دل خوش بود و خبرهای امیدوارکننده اشتباه به مردم داد.
وی در ادامه در خصوص وضعیت منابع آبی البرز، اظهار کرد: نکته مهم اینجاست که البرز را نباید جدا از سامانه تهران دید. البرز و تهران عملاً یک سامانه مشترک تأمین آب دارند و معتقدم در گفتوگوهای تخصصی باید در استفاده از عبارت بحران آب احتیاط کرد، چون این اصطلاح چند اشکال دارد، اول اینکه تعریف استاندارد و کمی ندارد.
سیف الدینی عنوان کرد: هر فرد یا رسانه ممکن است برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. بیش از حد کلی است. مشخص نمیکند مشکل از کمبود بارش است، افت آب زیرزمینی است، ناترازی منابع و مصارف است یا ضعف حکمرانی.
وی همچنین افزود: این عبارت بار رسانهای و احساسی پیدا کرده است. در حالی که یک متخصص باید بتواند ماهیت دقیق مسئله را توصیف کند. بحران معمولاً یک وضعیت حاد و موقت را تداعی میکند، در حالی که مسئله آب ایران در بسیاری از حوضهها، یک ناترازی ساختاری و مزمن است که طی چند دهه شکل گرفته است.
سیف الدینی گفت: به همین دلیل معمولاً از اصطلاحاتی مانند ورشکستگی آبی، ناترازی منابع و مصارف آب، کمبود آب یا ناپایداری منابع آب استفاده میکنم؛ زیرا این واژهها ماهیت مسئله را دقیقتر بیان میکنند. البته هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. مثلاً ورشکستگی آبی را زمانی به کار میبرم که برداشت از منابع آب برای مدت طولانی از ظرفیت تجدیدپذیر آنها فراتر رفته و ادامه این روند بدون کاهش سرمایه طبیعی امکانپذیر نباشد، در حالی که کمبود آب میتواند ناشی از یک دوره خشکسالی یا کاهش موقت بارش نیز باشد.
این پژوهشگر بیان کرد: استان البرز در سالهای اخیر با کاهش منابع آبی، افت سفرههای زیرزمینی و افزایش مصرف مواجه بوده است. با توجه به شرایط بارشی امسال، آیا میتوان گفت وضعیت آبی البرز بهبود یافته یا نرمال بودن بارشها تصویر دقیقی از شرایط منابع آب این استان ارائه میدهد؟ خیر.
سیف الدینی افزود: همانطور که گفته شد، معتقدم نرمال بودن بارندگی در مقیاس کشور، لزوماً به معنای بهبود وضعیت منابع آب استان البرز نیست. بارش تنها یکی از مؤلفههای ارزیابی وضعیت آب است و برای قضاوت درباره پایداری منابع آب باید شاخصهایی مانند وضعیت آبخوانها، روند افت سطح آب زیرزمینی، کسری مخزن، ذخایر سدها و میزان برداشت از منابع نیز بررسی شوند.
وی با اشاره به اینکه استان البرز طی سالهای اخیر با افت مستمر سطح آبهای زیرزمینی و کسری مخزن در دشتهای مهمی مانند کرج و هشتگرد مواجه بوده است، اظهار کرد: این روند، علاوه بر کاهش ذخایر آب، خطر فرونشست زمین یا زلزله خاموش را نیز افزایش داده است.
سیف الدینی یادآور شد: فرونشست صرفاً نشست سطح زمین نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد نشاندهنده از دست رفتن دائمی بخشی از ظرفیت طبیعی آبخوان برای ذخیره آب است.
وی گفت: بنابراین، حتی اگر بارندگی یک سال در سطح نرمال باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که وضعیت منابع آب البرز بهبود یافته است. مسئله اصلی، انباشت سالها خشکسالی، برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر و ناترازی میان منابع و مصارف آب است؛ مسائلی که با یک سال بارندگی مناسب برطرف نمیشوند. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت آب باید بر اساس روندهای بلندمدت و مجموعهای از شاخصهای هیدرولوژیکی انجام شود، نه صرفاً میزان بارندگی یک سال.
وی تاکید کرد: بارندگی، درآمد سالانه منابع آب است؛ اما آبخوانها سرمایه این سرزمیناند. اگر سرمایه را سالها مصرف کرده باشیم، افزایش درآمد در یک سال، بهتنهایی ورشکستگی را جبران نمیکند.
منبع: ایسنا